سرخط خبرها
خانه / مکتوبات / « نفوذ فرهنگی » یادداشت محمدجواد یداللهی زاده | بررسی جریان نفوذ فرهنگی توسط شیطان بزرگ آمریکا
محمد جواد یداللهی زاده

« نفوذ فرهنگی » یادداشت محمدجواد یداللهی زاده | بررسی جریان نفوذ فرهنگی توسط شیطان بزرگ آمریکا

 انقلاب اسلامی از جمله جریان های قوی بود که توانست در برابر این نفوذ و سلطه همه جانبه بایستد و من جمله می توان به شاهکار مفهوم سازی امام خمینی با تعبیر اسلام آمریکایی اشاره کرد اسلام آمریکایی به تعبیری دیگر به معنای اسلامی است که آمریکایی مآبانه فهمیده می شود اسلامی است که خوشایند مستکبرین جهان است. بازنگری در کلیشه های موجود را می توان در نامه های رهبری به جوانان غربی مورد تامل قرار داد. مهمترین مسئله ای که رهبر عزیزمان در نامه اول به جوانان غرب مورد تامل قرار دادند دعوت آنان به شناخت اسلام از طریق منابع اصیل آن بود به جای شناخت اسلامی که توسط گفتمان حاکم کشورهای غربی به مردم معرفی می شود و در نامه اخیر، جوانان غربی را دعوت به بازنگری دوباره کلیشه تروریسم کردند.

پوشش خبری هیئت لبیک حسینیه هنر در کانال تلگرام: hosseinieh_honar@

• یادداشت آقای محمد جواد یداللهی زاده | ارشد فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)

•موضوع : نفوذ فرهنگی (چاپ شده در نشریه شماره چهاردهم هیئت لبیک)

• زمان: ۹۴/۰۹/۲۰

• انعکاس در:

• پی دی اف : A4

• نشریه شماره چهاردهم هیئت لبیک: دانلود‌نشریه


محمد جواد یداللهی زاده
محمد جواد یداللهی زاده

((استکبار در صدد آن است که کلیشه‌های مورد نظر خودش را به همه‌ی مردم دنیا تحمیل کند؛ هم به آحاد ملّتها، هم بالخصوص به مسئولان و مؤثّران کشورها؛ یعنی دولتها، نمایندگان مجالس، تصمیم‌گیران، تصمیم‌سازان، به قول خودشان اتاقهای فکر، به همه‌ی اینها میخواهند آن کلیشه‌های خودشان را تحمیل کنند و آن را وارد ذهن آنها و فضای ذهنی آنها بکنند. مایلند همه، جهان را از منظر آنها ببینند؛ مفاهیمی را که آنها بر روی آن تکیه میکنند، با همان رویکرد آنها، با همان نگاه آنها تشخیص بدهند و بشناسند. این رویکرد رویکرد سلطه‌طلبانه است؛ با این رویکرد سلطه‌طلبانه مفاهیمی را یا جعل میکنند یا دست‌کاری میکنند و معنا میکنند و مایلند همه، طبق معنای آنها این مفاهیم را بفهمند و به‌کار بگیرند و در ادبیّاتشان از آنها استفاده کنند. فرض بفرمایید تروریسم…))  بیانات در دیدار مجلس خبرگان رهبری۱۳۹۴/۰۶/۱۲

اگر نفوذ فرهنگی را به دو قسم مستقیم و غیر مستقیم تقسیم کنیم می توان بیان کرد که خطر نفوذ غیر مستقیم به مراتب بیش از مستقیم است.

اساسا ایده مرکزی نظریه های امپریالیسم فرهنگی این است که با کنترل کردن فرهنگ یک کشور می توان بر تمام ابعاد آن تسلط پیدا کرد و این نوع نظریه ها بیانگر سیاست های اصلی کشورهای استعمارگر در دوران پسا استعماری بودند. در دورانی که دیگر استعمار به صورت نظامی امکان نداشت کشورهای استعمارگر به دنبال نفوذ و سلطه در کشورهای مستعمره از طرق غیر نظامی بودند که اساسی ترین طریق که به معنایی کلید سلطه های دیگر بود سلطه فرهنگی بوده است. به عنوان مثال کشورهای استعمارگر که به دنبال یافتن بازار مصرف برای کارخانه های خود بودند باید به لحاظ فرهنگی نیاز به کالاهای خود را در جامعه مقصد به وجود می آوردند.

در راستای این تسلط همه جانبه نظریه های جهانی شدن(گرچه در زمان ما این نظریه ها رونق چندانی ندارد) شکل گرفت همچون نظریه های دهکده جهانی مک لوهان و نظریه فوکویاما(به اعتقاد او جهانی شدن همان آمریکایی شدن است) که به تعبیر دکتر کچویان این دسته نظریه ها زیرکانه ترین طرح جامعه شناسی برای بازسازی غرب و تجدد (پس از جنگ جهانی دوم که جامعه غربی دچار یاس و نامیدی شده بود) بوده است. استوارت هال در مقاله ای به طور ضمنی در مورد نقش کارای این ابزار گفتمانی(جهانی شدن) در سیاست معرفتی غرب برای شکل دهی به آینده اشاره می کند. می توان بیان کرد که این نظریه ها نویدبخش جهانی بودند که آمریکا و کشورهای صنعتی پیشرفته آن را اداره می کردند(که البته در راس همه آمریکا قرار داشت) به تعبیری دیگر این نظریه ها بیانگر بلعیدن جهان توسط کشوهای غربی و خصوصا آمریکا بودند.

حال می توان بیان کرد که انقلاب اسلامی از جمله جریان های قوی بود که توانست در برابر این نفوذ و سلطه همه جانبه بایستد و من جمله می توان به شاهکار مفهوم سازی امام خمینی با تعبیر اسلام آمریکایی اشاره کرد اسلام آمریکایی به تعبیری دیگر به معنای اسلامی است که آمریکایی مآبانه فهمیده می شود اسلامی است که خوشایند مستکبرین جهان است.

این نگرانی رهبر کبیر انقلاب را می توان به سایر عرصه ها نیز تسری داد می توان از تفسیر آمریکایی امام خمینی سخن گفت می توان از آمریکامآبانه اندیشیدن در مورد اهداف انقلاب حرف زد می توان درباره آمریکایی گونه تعامل داشتن با جهان بحث کرد.

به اعتقاد نگارنده یک از اساسی ترین خطراتی که انقلاب ما را تهدید می کند همین به سبک غربی ها فکر کردن، از زاویه دید آنان مسائل را تحلیل کردن است، که متاسفانه آموزش علوم انسانی به سبک موجود به این فرآیند کمک می کند.

بازنگری در کلیشه های موجود را می توان در نامه های رهبری به جوانان غربی مورد تامل قرار داد. مهمترین مسئله ای که رهبر عزیزمان در نامه اول به جوانان غرب مورد تامل قرار دادند دعوت آنان به شناخت اسلام از طریق منابع اصیل آن بود به جای شناخت اسلامی که توسط گفتمان حاکم کشورهای غربی به مردم معرفی می شود و در نامه اخیر، جوانان غربی را دعوت به بازنگری دوباره کلیشه تروریسم کردند. در اعتقاد ایشان باید در همه این مفاهیمی که از سوی جهان غرب به سایرین القا می شود تامل کرد مفاهیمی چون دموکراسی، حقوق بشر، تروریسم، جامعه جهانی و…  

همچنین ببینید

نامه به آستان قدس

بازانتشار نامه‌ی تفصیلی جمعی از تشکل‌ها درباره مسیر پیش‌روی آستان قدس| بمناسبت دومین سالگرد انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی

باسمه تعالی «آستان قدس رضوی؛ از نگاه نزدیک» نگاهی اجمالی به رویکردهای اقتصادی، فرهنگی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *