سرخط خبرها
خانه / جلسات هفتگی / نگاهی دیگر به صفات متّقین (با الهام از آیات ابتدایی سوره مبارکه بقره)

نگاهی دیگر به صفات متّقین (با الهام از آیات ابتدایی سوره مبارکه بقره)

گفتمان یعنی حرف در عرصه ی قدرت و حکومت. یعنی تبدیل معرفت به قدرت. -که البته در حوزه فلسفه سیاسی این بحث مطرح میشود.- بزرگترین گفتمان سازی یی  که صورت گرفته، خود انقلاب اسلامی بوده. انقلاب اسلامی، کشیدن پای مفاهیم دینی است به عرصه ی حکومت و قدرت و استفاده از ابزارهای قدرت برای تحقق یک سری مضامین معرفتی .

• مبحث سیاسی: استاد وحید جلیلی

• مکان: حسینیه هنر

• زمان: ۹۳/۱۱/۳

• پی دی اف: A4

•صوت: دانلود


در ادامه متن کامل سخنرانی استاد وحید جلیلی با موضوع «نگاهی دیگر به صفات متّقین (با الهام از آیات ابتدایی سوره مبارکه بقره)» را به گزارش تشکل مردمی فتیه می خوانید:

اِنَّهم فتیهُ ءامَنوا بِربِّهم و زِدناهُم هدی

اصحاب کهف سه دوره داشتند. یک دوره مبارزه، یک دوره خواب طولانی مدت، و یک دوره ی بعد از خواب که دیگر حرفشان خریدار نداشت! حالا شماها کدام دوره اصحاب کهف هستید؟!

ایده ی دبیرستان هایی مثل آینده سازان، ایده ی شهید رجایی بود.مدارس نمونه تاسیس شد بخاطر اینکه در مناطق محروم یک عده رشد کنند و در ادامه آن مشیت الهی: و نُرید اَن نَمُنَّ علی الذین استُضعِفُوا فی الارضِ و نَجعَلهُم ائمهً و نجعلهم الوارثین یک حرکتی را ایجاد کنند.

هدف از این دبیرستان ها این بوده که تربیت یافتگانش یک گروه منجی باشند نه یک گروه نجات یافته. لذا تشکل شما روی آینده سازانی بودنش حساسیت داشته باشد. البته با این دید که عرض کردم، نه به عنوان یک تعصب کور و بی منطق. شماها تربیت شده ی چنین فضایی هستید.

فیلم درد همسنگر – خاطرات دفاع از خرمشهر- صمد شفیعی را ببینید. سال ۵۹ساخته شده است. میگوید که با یکی از بسیجی ها در خرمشهر داشتیم فرار یک عده دیگر را نگاه میکردیم. آن بسیجی برگشت و به من گفت: یا باید ایستاد یا فرار کرد. ماها که ایستادیم کشته میشویم و بعدا همینهایی که الان دارند فرار میکنند برمیگردند واتفاقا همین هاهم صاحب منافعش میشوند. بعد میگوید: نه! دیگر نمیگزاریم این اتفاق روی بدهد.

این دغدغه (یعنی:ارتجاع) همواره از اول انقلاب وجود داشته است. در سطوح عالی و سطوح پایین نظام، همین دغدغه ارتجاع و برگشت نگاه التقاطی و افتادن دور به دست فرصت طلبان، وجود داشته است. الان هم می بینیم که این، دغدغه ی جدی و به جایی بوده است. در این مدت کوتاهی که این تجربه جدید (معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری) را دارم میگذرانم، این دغدغه هرچه بیشتر برایم ملموس میشود که: آن پرچم اسلام عدالت خواه و محرومیت ستیز اگر کار واقعی و جدی و مخلصانه برایش صورت نگیرد همواره در معرض قالتاق ها و فرصت طلب هاست.

از این نکته میخواهم استفاده کنم و یک مقدار کاربردی تر برایتان صحبت کنم. بحث گفتمان سازی که بعنوان هدف اصلی مجموعه تان میگوید به معنای صرفا هفته ای یک بار جمع شدن و بعضا عملیات های پراکنده انجام دادن، نیست.

گفتمان یعنی حرف در عرصه ی قدرت و حکومت. یعنی تبدیل معرفت به قدرت. -که البته در حوزه فلسفه سیاسی این بحث مطرح میشود.- بزرگترین گفتمان سازی یی که صورت گرفته، خود انقلاب اسلامی بوده. انقلاب اسلامی، کشیدن پای مفاهیم دینی است به عرصه ی حکومت و قدرت و استفاده از ابزارهای قدرت برای تحقق یک سری مضامین معرفتی .

یک بخشش علم است و نظر و فکر و تولید نظریه و مفاهیم و… یک بخش مهم ترش اراده ی برای محقق کردن این مفاهیم است.

که هر دوتای اینها به عمل نیاز دارد ، حتی علم . این را خیلی توجه کنید . یک سری از معارف هست که جز به اهل عمل داده نمیشود. قرآن پر است از تقبیح عالمان بی عمل. آن طور نیست که هر کس به تحلیل رسید لزوما عمل هم از او بربیاید. این نکته ی خیلی کلیدی یی است.

شما قرآن را که باز میکنید همان صفحه اول تکلیف شمارا مشخص میکند.

الم *ذلکَ الکتابُ لاریبَ فیه* (ترجمه عامیانه اش این میشود که: مو لای درزش نمیرود) هدیً للمُتَّقین این کتاب فقط متقین را هدایت میکند و لاغیر . کتاب، یک کتاب است ؛ انسان متقی وقتی دستش میگیرد یک استفاده میکند و غیر متقی وقتی دستش میگیرد نه تنها هدایتش نمیکند بلکه سبب خسران وی هم میشود (ولا یَزیدُ الظالمین الّا خَساراً) . چرا؟ چرا سبب ازدیاد خسران میشود؟چون هر چه بیشتر بخوانی و عمل نکنی، طبیعتا جهنمت هم داغتر میشود.

خود آیات، تقوا را بلافاصله تعریف میکند . میگوید : الّذینَ یُومِنون بالغیبِ و یُقیمونَ الصلاهَ و ممّا رَزَقناهُم ینفقون.

یکی از مشکلات اساسی در کشور و بین نخبگان حزب اللهی این است که ایمانشان به غیب ضعیف است.

الان بعضی از کسانی که کلاس و دوره آموزشی برگزار میکنند و میخواهند مبانی انقلاب را تبیین کنند، میگویند: در اینکه خدا مرده است که شکی نیست! حالا غربی ها میگویند که خدا مرد و هیچی از خودش باقی نگذاشت و اینها میگویند خدا مرده است ولی یک وصیت نامه از خودش بجا گذاشته! حالا سر آن وصیت نامه دعوا شده! یک گروه میگویند وصیت نامه خدا دست فردید است ، یک گروه میگویند دست سید منیرالدین هاشمی است ، یک گروه میگویند دست …. .

ولی ما خدای حیّ قیّوم را می پرستیم. خدایی که زنده است و در لحظه به ما جواب میدهد . یومنون بالغیب یعنی این. نگاه های هندسی مزخرفی که بین حزب اللهی ها هست، بویژه آنجایی که قدرت دستشان می افتد، خسارات بزرگی میزند.

وقتی به فلان نخبه حزب الله میگویی فلان کار را انجام بده. میگوید اول سند جامعش را بنویسید! بعد تحقیقات جامعش را انجام بدید! بعد بودجه اش را اماده کنید! و… بعد از همه اینها من اماده ام که مسئولیتش را بعهده بگیرم! وقتی که همه محاسبات با جزئیاتش اماده است چه نیازی داریم به ادم مومن حزب اللهی مخلص؟! از چین وارد میکنیم که انجامش دهند خیلی هم راندمان کاری شان بالاتر است! .

الّذینَ یومِنونَ بِالغَیبِ یعنی کسانی که به محاسبات مادی منحصر نمیشوند.

قرآن یک تعبیر دارد : یَرزُقه مِن حَیثُ لا یَحتَسِب. خیلی تعبیر پرمضمونی است. این تعبیر یک کنایه ای است به یک عده که میگویند محاسبات ما آن قدر دقیق است که جز این امکان ندارد دیگر .

امام علی –علیه السلام- می فرمایند: عَرفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِم.

ناگهان یک اتفاقی می افتد و کل آن محاسباتی که ما ریخته ایم نابود میشود.

اگر میخواهیم از ولایت و عدالت دفاع کنیم مبنای همه اینها توحید است. توحیدمان باید درست شود. رو به چه خدایی نماز میخوانیم؟ با چه خدایی طرفیم؟

عدالت خواهی اساسش یک نگاه توحیدی ویژه است. یک قرائت خاصی از خداست. در سوره یس میگوید که : اَنُطعِمُ مَن لو یَشاءُ اللهُ اَطعَمَه ؟ تو میگویی ما علیه خدا کار کنیم؟ ما کسانی را سیر کنیم که اگه خدا میخواست سیرشان میکرد؟ یعنی با یک مبنای توحیدی علیه عدالت ایستادند. آن وقت خدا میگوید آنها کافرند.

بحث اسلام ناب و اسلام امریکایی که مطرح میشود نقطه افتراقش از خداشناسی است. خدا میگوید : و نُریدُ اَن نَمُنَّ علی الَّذینَ اُستُضعِفوا فی الارضِ و نجعلهم اَئمهً و نجعلهم الوارثین… آنها میگویند که اراده خدا این است که یک عده مستضعف باشند! نخیر ،این اراده ی شیطان است

الذین یومنون بالغیب . خدا به شما میگوید تدبیر بکن ، فکر کن ، محاسبه کن ولی همیشه بدان که خدا محیط بر محاسبات شماست.

ویُقیمونَ الصلاهَ و مِمّا رَزقناهُم یُنفِقون. بحث های اقامه صلاه مفصل است. یقیمون الصلاه.

صلاتی که خدا در قرآن از آن حرف میزند چه نمازی است؟

یکی از وِیژگی هایش این است که: خُذوهُ فَغُلّوه ثُمَّ الجَحیمَ صَلّوه اِنَّه لم یَکُ من المصلین و لم یَکُ یُطعِم المسکین. چرا اورا به آتش بیندازید؟ چون از نمازگذاران نبود وبه فکر مبارزه با گرسنگی نبود.

یا در جای دیگر می فرماید: فَویلٌ للمصَلّین الذین هم فی صَلاتِهم صاهون والذین هم یُرائون و یَمنَعون الماعون.

وای برنمازگذارانی که اجازه به تعاون اجتماعی نمیدهند. شوقی برای مواسات و ایجاد همدلی و تعاون در فضای جامعه دینی ندارند.

اوج اقامه صلاه همان آیه ولایت است . اِنّما ولیُّکم اللهُ و رسولُه… الذین یقیمون الصلاهَ و یُوتونَ الزَکاه و هم راکعون. اقامه صلاه یعنی این. یعنی در اوج نمازت هم به فکر سائل و نیازمند باش و انگشترت را هم در بیاور و انفاق کن.

اصلا ولایت یعنی: عبادت و معنویت آمیخته با مسئولیت و عدالت.

عبادت و معنویت نباید بهانه ی فرار از مسئولیت و عبادت باشد.

و مما رزقناهم ینفقون. قران فقط متقین را هدایت میکند . از ویژگی های متقین همین است که از هر آنچه به آنها میدهیم انفاق میکنند. چه رزق مادی، چه رزق معنوی. اگر میخواهید به رزق ها و هدایت های نو به نو برسید شرطش این است که اهل انفاق باشید.

این حدیث شریف (خطبه ۳نهج البلاغه معروف به خطبه شقشقیه) باید مانیفست همه نخبه های حزب اللهی قرار بگیرد. بالاخره نظام برای شماها خرج کرده . بزرگانی مثل شهید رجایی –رحمه الله علیه- با امیدهای فراوانی چنین جریانی را راه انداختند. به این امید که عَلَم حکومت دینی زمین نیفتد.

عَلَم حکومت چیست؟ حضرت می فرمایند: لولا حُضورُ الحاضِرِ و قیامُ الحُجَهِ بِوجودِ النّاصر و ما اَخَذَ اللهُ علی العلماءِ اَن لا یُقارُّوا علی کظَّهِ ظالمٍ و لا سَغَبِ مظلومٍ لاَلقَیتُ حَبلَها علی غارِبِها .

حضرت میگوید چرا وارد عرصه حکومت داری شدم؟

چون خداوند از علما پیمان گرفته است که بی قرار باشند و به رسمیت نشناسند اختلاف طبقاتی را. در برابر پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نباشند.

جریان شما باید از مصادیق این جریان ها باشد. دنبال چهارتا اصطلاح یادگرفتن و کارهای تزیینی نباشید.

والسلام علیکم و رحمه الله

همچنین ببینید

استاد محمدی-فتیه

آسیب‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی| ارائه‌ی بحث حجت‌الاسلام استاد محمدی در جلسه هفتگی فتیه

حجت‌الاسلام استاد محمدی، از دانش آموختگان مشهدی حوزه‌ی علمیه قم و از زمره‌ی شاگردان فیلسوف …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *