سرخط خبرها
خانه / جلسات هفتگی / شیوه های گفتمان سازی رهبر معظم انقلاب-مد ظله العالی-

شیوه های گفتمان سازی رهبر معظم انقلاب-مد ظله العالی-

به نظرم توجه به بعضی از تفاوت ها بین امام و رهبری ضرورت پیدا می کند و اهمت گفتمان رهبری را برای ما روشن تر می کند. نکته ای که وجود دارد اینکه دوره تقریبا ده ساله رهبری امام را من به عنوان دوره اجمال یاد می کنم. یعنی گفتمان انقلاب اسلامی و اسلام ناب در یک اجمالی هست. بالاخره نظامی که تازه شکل می گیرد و هیچ سابقه و تاریخچه ای نداشته و بدیع است و کسانی که در حاکمیت اند یک دست نیستند و این مشکلات داخلی و نیز مشکلات خارجی امام عمدتا به دنبال این نهال است از این جهت می گوییم دوره اجمال.

• مبحث سیاسی: دکتر جمال یزدانی

• مکان: دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

• زمان: ۹۳/۰۶۲

• پی دی اف: جلسه اول | جلسه دوم

•صوت: جلسه‌اول‌‌بخش۱ ، جلسه‌اول‌بخش۲ | جلسه دوم


در ادامه متن کامل جلسه اول سخنرانی دکتر جمال یزدانی با موضوع «شیوه های گفتمان سازی رهبر معظم انقلاب-مد ظله العالی-» را به گزارش تشکل مردمی فتیه می خوانید:۰۸

عرائض بنده در باب شیوه های گفتمان سازی رهبری معظم انقلاب –دامت برکاته- است.

ما به گفتمان حضرت امام خمینی –رحمه الله علیه- که نگاه می کنیم می بینیم اختلاف قرائت هایی وجود دارد.

به نظر بنده توجه به بعضی از تفاوت ها بین حضرت امام –رحمه الله علیه- و مقام معظم رهبری –دامت برکاته- ضرورت پیدا می کند و اهمیت بررسی و سلوک بر طبق گفتمان رهبری برای ما روشن تر می شود. نکته ای که وجود دارد این است که دوره تقریبا ده ساله رهبری امام را من به عنوان دوره اجمال یاد می کنم. یعنی گفتمان انقلاب اسلامی و اسلام ناب در یک اجمالی هست. بالاخره نظامی که تازه شکل می گیرد و هیچ سابقه و تاریخچه ای نداشته و بدیع است و کسانی که در حاکمیت اند یک دست نیستند و این مشکلات داخلی و نیز مشکلات خارجی، امام عمدتا به دنبال تثبیت این نهال است؛ از این جهت می گوییم دوره اجمال.

امام عمدتا به دنبال حفظ جمهوری اسلامی است که ریشه این انقلاب از بین نرود و … . بنا بر این نمی شود انتظار داشت که گفتمان های ایجابی و به صورت تفصیلی در گفتمان امام در آن دوره وجود داشته باشد. گرچه امام خط ها و افق هایی را ترسیم کرده است. که ما از آن افق ها به عنوان “ثابتات” یاد می کنیم.

ما گفتمان انقلاب اسلامی را دارای دو بخش می دانیم: ثابتات و متغیرات؛ مانند خود دین. در بخش ثابتات حضرت امام را می بینیم که آنها را تعیین کرده و اصلا بر اساس آنها این نهضت را به وجود آورده اند.

یک نکته ای درباره شیوه ی ترویج گفتمان بگویم که قابل بررسی و مطالعه است. شما که قصد گفتمان سازی در شهر را دارید بررسی مدل های ترویج گفتمان خیلی ضرورت پیدا می کند. یکی از مدل های مهم که موفق ترین و سرآمدترین است همین مدل ترویج خود حضرت امام است درباره گفتمان اسلام ناب. می شود گفت نهضت ایشان در عالم به لحاظ ترویج با رویکرد های فرهنگی و … تَک است. اینکه اینگونه بتوان یک تفکری را در اذهان تثبیت کرد و عمومی اش نمود و سپس بر اساس آن بشود یک حرکت اجتماعی به این وسعت انجام داد، خیلی ارزش مند است. اصلا مقدمه انقلاب اسلامی این گفتمانی بود که امام سابقا حاکم ساخت.

اما بحث مان در این بود که امام ثابتاتی را تعیین کرد. -که اینها قابل استخراج هم هست-. و در مسیر تعیین گفتمان، به نظر من باید از حضرت امام شروع شود. یعنی اصلا برای شروع، اندیشه حضرت آقا و شهید مطهری مناسب نیست. زیرا اینها همه دارند ذیل آن ثابتات تعریف می شوند. یعنی حتی مراجعه به گفتمان های دیگر ممکن است بدون داشتن ثابتات رهزن باشد.

پس این یک دوره اجمال است که جنگ حاکم است و مشکلات ساختاری و … اما وقتی جنگ تمام می شود و صلح حاکم است و اقتضائات دیگری است، حضرت آقا حاکمیت را به دست می گیرند. دوران رهبری حضرت آقا دوران تفصیل همان گفتمان امام خمینی است.

حرکت های اجتماعی چون مبتنی بر اقتضائات زمانی و مکانی است، آن خطی هم که از گفتمان می گیریم باید مبتنی بر زمان و مکان باشد. از این جهت گفتمان های رهبری برای ما مهم می شود. رهبری با توجه به اقتضائات زمان و مکان تبیین گفتمان می کنند و گفتمان هاشان، گفتمان های زنده ای است و این خیلی نکته مهمی است.

تفاوت دیگر دوران حضرت امام و حضرت آقا این است که مدل حضرت امام در کار گفتمان سازی اش یک مدل ملیتی نبوده بلکه وجه رهبری ایشان عمدتا موثرتر در پیشبرد گفتمان ایشان بود. -که ما این وجه را در دوره بعدی کمتر موثر می بینیم-. همین که اکنون می بینیم بسیاری از گفتمان هایی که رهبری مطرح می کنند حتی بین نخبگان مظلوم است به دلیل همین است که این وجه قدرت رهبری را ما در این دوره کمتر داریم. بنا بر این شما می بینید که در دوره ی حاضر، بین امت و امام به لحاظ نظری یک گَپ نظری وجود دارد یعنی هر چه بالا تولید می شود در این پایین به گونه ای دیگر فهم می شود یا اصلا فهم نمی شود و لذا می بینیم که اقدامی آنچنانی صورت نمی گیرد.

نکته بعد اینکه حضرت آقا به شدت مدیریتی عمل کرده و مبتنی بر علم مدیریت سلوک می کنند که می شود این را از چند عامل اثبات کرد. همین ادبیات رایجی که در مدیریت وجود دارد برای راهبری یک تشکیلات. حضرت آقا تشکیلاتی عمل می کنند در حالیکه امام تشکیلاتی -به این معنا- عمل نمی کردند. مثلا یک نکته درستی که مستند خط و نشان رهبری (بی بی سی) هم نشان داد این بود که امام با پایه مرجعیت و بیت مرجع کار می کردند اما حضرت آقا با شیوه ی بیت رهبری کار می کنند. یعنی یک جای ساختار یافته که چارت مشخص دارد و … . البته این شیوه ی مدیریت رهبری دلایل مختلفی دارد که قابل توجیه هم هست. ولی اکنون مربوط به بحث ما نیست.

این ترویج گفتمان را آقا از چند روش انجام می دهد -فعلا کاری به محتوا نداریم می خواهیم سراغ روش های ترویج برویم-.

یکی از روش های ترویج گفتمان حضرت آقا، ارتباط مستقیم با اقشار مختلف است، اعم از خواص و عوام. این میزان ارتباط ساختاریافته منظم و مرتبط را ما در رهبری امام نمی بینیم -و اصلا امام توان جسمی این را هم نداشت-. اینجا آقا هم به صورت خصوصی و هم عمومی، مشافهتا در سفرهای استانی و مراجعه به مسئولین و … این کار را انجام می دهد.

نکته دیگر درباره ی آقا که موید همین تشکیلاتی کار کردن ایشان در ترویج گفتمان است، جدی گرفتن مجمع تشخیص مصلحت نظام است. یعنی این ویژگی مشخص که در قانون مصوب شده که به دست ولی فقیه است، ما این را در زمان امام به صورت تشکیلات خاصی نمی بینیم بلکه خود امام در نامه ها و پیام ها نوعا این کار را انجام می داد یعنی از طریق ساختار و تشکیلات عمل نمی کردند اما بعد از امام می بینیم مجمع تشخیص یک ساختار جوانی است که به شدت پررنگ می شود. یعنی از ۷۶ به بعد در جهت سیاست گذاری کلان از این مجموعه استفاده می شود. مثلا یک چیزی که برای آقا خیلی مهم است سند چشم انداز است و این سند چشم انداز یکی از خروجی های مجمع تشخیص است که -البته کاری به خوب و بدش ندارم-. یعنی آقا سیاست گذاری های کلانش را دارد از طریق مجمع تشخیص ابلاغ می کند.

طریقه دیگری که حضرت آقا برای ترویج گفتمان دارند نامگذاری سالهاست. -که از ۷۸ هم شروع شده است-. ما قبل از آن، در دوره ده ساله رهبری آقا صرفا در پیام های نوروزی سفارش های جدی ایشان را می دیدیم. اما تولید واژگان جدید، خود یکی از روش های مهم در گفتمان سازی است که این در گفتمان امام هم به شدت دیده می شود. امام به شدت واژه ساز و ادبیات ساز است که بلافاصله کل کشور آن را فهم می کنند و بر اساس آن عمل می کنند. خب این نامگذاری از ۷۸ به بعد است که یکی از طرق گفتمان سازی است و بر اساس آن اقدام می کنند و سخنرانی هایشان را می چینند و …

آقا علاوه بر این نامگذاری ها و سیاست گذاری های کلی، بعضی از چیزهایی را که احساس می کنند مهم است و از ثابتات حساب می شود، در دیدار های با اقشار مختلف مردم تأکید می کنند. مثلا عدالت اجتماعی که عنوان سالی نبوده است ولی در دیدار های مختلف ذکر شده است.

در گفتمان سازی -که خود یک تعابیر خاص و اقتضائات و مدل های خاصی دارد و تولید ما هم نیست بلکه تولید غرب است- به این مولفه های کوچک که عمومیت اجتماعی پیدا می کنند و منشأ عمل می شوند دالّ می گویند ؛ دالّ اجتماعی. یعنی مفاهیمی که عمومیت اجتماعی پیدا می کند و منشأ عمل می شوند. بعد می گویند در یک حوزه اجتماعی –مثلا- دالّ های مختلف گفتمانی وجود دارد. بعد می گویند از بین اینها، دال های پرتکرارتر و منشأ اثرتر، دالّ های مرکزی گفتمان اند. که اگر این دالّ مرکزی را از دایره گفتمانی بیرون بکشیم، این گفتمان دیگر معنادار نیست. یعنی هر دالّی در پرتو آن دالّ مرکزی است که معنا دار می شود. بعد می گویند بعضی از مفاهیم به دالّ مرکزی نزدیک تر اند و بعضی دورتر. و هر لحظه ممکن است یک دالّ گفتمانی و معنایی از دایره خارج شود و نیز یک دالّ از خارج وارد این دایره شود.

هر دایره گفتمانی همیشه دایره های گفتمانی رقیب هم دارد. البته گفتمان ها با همدیگر ارتباط هم دارند، یعنی بعضی از دال ها وارد گفتمان رقیب می شود. گاهی این دال که از گفتمان رقیب آمده به شدت دفع  می شود. بعضی ها پذیرفته می شود و جزء دالّ های این گفتمان می شود. بعضی از معانی خود این گفتمان، از این گفتمان ممکن است خارج شوند.

بنا بر این شما این گونه نگاه کنید که رهبر امت فضای عمومی جامعه و حکومت و حکومت های اطراف و رقیب را بررسی می کند و مدام رصد می کند که چه معانی ای در گفتمان ما وجود دارد؟ چه چیزهایی دارند خارج می شوند؟ چه چیزهایی دارد از گفتمان های رقیب وارد می شود. و بر اساس این بررسی ها بعضی از این دالّ ها را پررنگ می کند و جزء دالّ مرکزی قرار می دهد، بعضی از این دالّ ها را طرد می کند، بعضی ها را به روز می کند و … .

مثلا فرض کنیم دایره گفتمان انقلاب اسلامی، دالّ مرکزی اش اسلام ناب است که عدالت و وحدت و …. همه با این دالّ مرکزی معنا دارند. مثلا یک دفعه که یک مفهومی به نام دموکراسی یا جامعه مدنی در سال۷۶ وارد این دایره گفتمانی می شود، رهبر امت واکنش نشان میدهد. برخورد طردی ندارد بلکه به گونه ای رفتار می کند که این معنا را به نفع دال مرکزی تعدیل می کند. مثلا آن را تبدیل به مردم سالاری دینی می کند. این نشان می دهد که در تقابل با یک معنای خارجی، رهبر ما آن را به نفع خودمان مصادره اش کرد. یا مثلا استکبار ستیزی در برهه ای مورد تأکید قرار می گیرد و آقا رصد می کند و در آمریکاستیزی مصداق ها و آمارهایی را ذکر می کند تا آن را پررنگ کند. چرا که نشان می دهد اتفاقی رخ داده است که باید این دال اکنون در این زمان پررنگ شود.

قبل از اتمام جلسه مدلی را طرح می کنم که چه گفتمانی در اولویت بندی معانی گفتمانی برای تشکیلات شما موثر خواهد بود. یعنی گفتمان ها همه در یک سطح نیست. این را از کجا می شود فهمید که کدام یک مهم تر است؟

در ترویج گفتمان رهبری می شود چهار وجه را در نظر گرفت:

  1. گاهی در جمع عمومی گفتمانی را برای خواص طرح می کنند.
  2. گاهی در جمع خواص یک گفتمان عمومی را طرح می کنند.
  3. گاهی در جمع عمومی یک گفتمان عمومی را طرح می کنند.
  4. وگاهی در جمع خصوصی یک گفتمان خاص را مطرح می سازند.

به نظرم تفکیک اینگونه ای، در تعیین اولویت بندی گفتمان ها و اهم و مهم کردن گفتمان ها و فهم ثابتات و متغیرات گفتمانی بسیار موثر است. چون ما الان که وارد محتوای گفتمان حضرت آقا شویم، می بینید که بعضی از معانی را ایشان مکرر تأکید کرده اند : مثلا هنر انقلابی یا عدالت اجتماعی ، یا وحدت و برادری. ولی این که الان اولویت کدام است؟ و یا کدام یک در طول زمان جاری است و از ثابتات است نه از متغیرات؟ یا کدام از متغیرات است؟ یا هر یک در کدام رتبه است؟

در نظر داشته باشید که منطق رتبه بندی و اولویت بندی گفتمان از خود گفتمان مهم تر است. چرا که اگر این اولویت ها را متوجه نشویم اصلا گفتمان ها را بد فهم می کنیم. و ممکن است به یک کار غیر اولویت دار مشغول شویم.

والسلام علیکم و رحمه الله

 

همچنین ببینید

استاد محمدی-فتیه

آسیب‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی| ارائه‌ی بحث حجت‌الاسلام استاد محمدی در جلسه هفتگی فتیه

حجت‌الاسلام استاد محمدی، از دانش آموختگان مشهدی حوزه‌ی علمیه قم و از زمره‌ی شاگردان فیلسوف …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *