سرخط خبرها
خانه / جلسات هفتگی / تحلیل فرامتنی “برجام”

تحلیل فرامتنی “برجام”

تا قبل از توافق میگفتند که اگر تحریم ها برداشته شود مشکلات اقتصادی حل میشود، حالا که توافق شده میگویند توقع نداشته باشید که همه مشکلات با رفع تحریم ها حل شود ! میگویند مشکلات اقتصادی ایران خیلی پیچیده است! (وزیر اقتصاد در همین ایام چنین حرف هایی زده بود)

• مباحث سیاسی: دکتر سعید شعرباف

• زمان: ۹۴/۴/۲۶

• پی دی اف: A4

• صوت: دانلود بخش اول | دانلود بخش دوم


در ادامه متن کامل سخنرانی دکتر سعید شعرباف در حسینیه هنر با موضوع «تحلیل و بررسی برجام» را به گزارش ستاد مردمی فتیه  می‌خوانید:

تبریک میگویم عید فطر را خدمت عزیزان.

بحث امروز ما رنگ تبیینی دارد. (این بحث را در یکی، دو مسجد به زبان ساده تر ارائه کرده ایم. اینجا یک کم خاص تر بحث میکنم)

در رابطه با بحث هسته ای چهار، پنج نوع بحث میتوان ارائه نمود.

تحلیل و بررسی برجام

یک نوع بحث های فنی است :

در این نوع از مباحث متن خوانی میشود ؛ متن توافق ژنو ، لوزان و برجام . و بخش مهمی هم هست؛ از این جهت که این متون -مخصوصا متن آخر- بخاطر سنگین بودن متن و جزئیات بیش از حد، عموما کم تر فهم میشود. بعضا برای نخبگان هم شناخته شده نیست، مثلا در ضمیمه تحریم، انقدر کد گذاری شده است که لازم است در قوانین اتحادیه اروپا و امریکا جستجو کرد که مثلا این کد مربوط به کدام تحریم است. برای جریان مردمی هم به طریق اولی مبهم و گنگ است.

در این شرایط باید فضای نخبگانی به درک کلی برسد و همین درک کلی را به مردم منتقل کند .

اولین گام در تبیین موضوع برای مردم این است که اتفاقات فنی (مثبت یا منفی) به زبان ساده مطرح شود. -این یک اشرافی را بر موضوعات فنی نیاز دارد ؛ البته الان کم کم تلاش هایی دارد میشود-

و جالب این است که جریان دولت و موافقان فضای فعلی هسته ای، علاقه ای به این سبک از بحث ندارند. به دلایل مختلف. حاضر نیستند روی متن بحث کنند. -تا قبل لوزان میگفتند هنوز متنی نیست. در لوزان گفتند این بیانیه مطبوعاتی است و وجه حقوقی ندارد. کلا کسی مایل به متن خوانی نیست.- الان هم بجز جریان منتقد، کسی علاقه ای به متن خوانی و دقیق شدن روی جزئیات و داده و ستانده ها ندارد.

ولی به نظر من باید داده ها و ستانده ها به زبان ساده برای مردم گفته شود.

نوع دیگر بحث ، مبانی فکری موضوع است. که البته دو نوع مبانی فکری داریم :

  • یک جریان کلان فکری که تئوریسین های دولت حساب میشوند و مبنائا پدران فکری امثال آقای روحانی هستند. ریشه های عمیق فکری دولت در ان مبانی نهفته است. (افرادی مثل اقای صریح القلم)
  • مبانی فکری میانی تر در سطح خود دولت و دولتمردان
  • و یک سری حرف های مبنایی دیگر که آنها هم نیاز به تبیین دارد ، و مربوط میشود به تاثیرات و فواید انرژی هسته ای. حقیقت این است که خود موضوع هسته ای هنوز روشن نشده است. (همین الان هم بعض روشنفکران میگویند که مگر ما دیوانه ایم که تا این حد انرژی و سرمایه درباره هسته ای مصرف کنیم؟- یا مثلا یکی از اساتید دانشگاه می شنیدم میگفت که انرژی هسته ای انرژی گرانی است !-در حالیکه همه میدانند از مزیت های هسته ای ، هزینه ی کم ان است!-)

و نوع دیگر بحث ، بررسی و پاسخگویی به شبهات است. که آنها را به دو نوع میتوان تقسیم کرد :

  • شبهات فنی
  • شبهاتی که به واسطه هسته ای به جمهوری اسلامی وارد شده است. مهم ترین آنها ، تحلیل مواضع رهبری است. وقتی درباره هسته ای و نقدهای وارده به دولت صحبت میکنیم در جمع نخبگان یا مردم- اولین سوال این است که: مگر آقا حمایت نکرده اند؟ یعنی آقا این حرف های شما را نمی دانسته؟ (در بسیج اساتید دانشگاه فردوسی دنبال دو نفر میگشتیم که بیایند روی متن برجام مناظره کنند. میگفتند : آقا تکلیف مارا مشخص کرده است !)

الان فضا طوری شده که موافقان توافق هم به آقا استناد میکنند! بعض افراد را می شناسم که تا چند سال پیش به رهبری فحش میدادند، الان به من میگویند که باید افتخار کنیم به این رهبری! انصافا یک وزنه سنگینی است آقا برای کشور!!

اینها مقدمات موضوع بود.

برای شروع بحث ابتدا یک شبکه تاثیر و تاثر در پرونده هسته ای برایتان تصویر میکنم:

  • قاطبه عمومی مردم
  • رهبری
  • دولت
  • نخبگان
  • آمریکا و دنباله روها
  • نظام بین الملل
  • وضعیت ژئوپلوتیک منطقه ؛ حال و آینده
  • جنیش های بیداری اسلامی (مقاومت حزب الله)
  • وضعیت اینده و حال اقتصاد ایران

سرنوشت پرونده هسته ای ایران در همه موارد بالا تاثیر گذارند و خود این مولفه ها هم در سرنوشت پرونده هسته ای موثرند.(یعنی بین هر کد ام از ۹ مورد بالا و پرونده هسته ای تاثیر و تاثر متقابل برقرار است)

رای مردم در سرنوشت پرونده موثر بوده و بالعکس .

هم زاویه نگاه رهبری روی پرونده تاثیر گذار است وهم پرونده روی نظرات و مواضع رهبری تاثیر بسزا دارد. (اصلا از ویژگی های جالب ولایت فقیه این است که یک انعطاف ذاتی دارد. یعنی مثلا رای قاطبه مردم روی مواضع رهبری موثر است ؛ بالاخره رای مردم منجر شد به نرمش قهرمانانه)

حالا عده ای می خواهند بگویند روحانی می بود یا نه فرقی نمیکرد، سیاست نظام و خواست رهبری بود که این مذاکرات انجام شود . –در ادامه به این بحث می پردازیم- ولی نگاه فکری دولت حقیقتا موثر بود در پرونده هسته ای.

حتی وضعیت دولت فعلی امریکا در پرونده موثر بود. اوباما باید موضوع کوبا و ایران را حل میکرد. -کوبا را حل کرد تقریبا- . لذا می خواستند که حتما با ایران به توافق برسند.

یک نکته ای که بحث مهمی است موضوعی است بنام دستاورد. دولتی ها – و شخص آقای عراقچی که در یک جلسه نیمه خصوصی در خدمت ایشان بودیم بعد لوزان- میگویند : من حیث مجموع اگر بخواهیم جمع بندی کنیم، قبول کنید دستاورد داشته ایم. آقای عراقچی میگفت بالاخره بعد ۱۲سال حق غنی سازی مارا برای اولین بار به رسمیت شناختند. -این حرف، حرف راست و درستی است البته.-

یا مثلا به قول آقای روحانی : حق هسته ای ما مورد پذیرش جامعه بین الملل قرار گرفت. خلاصه منطق استدلالی اینها همین است. میگویند : قبول کنید که این ها دستاورد است، حالا شاید میتوانست بهتر از این هم باشد.

دولتی ها میگویند : ما از بعضی چیزهای گذشتیم، چون بده بستان است. آقای عراقچی میگفت : مگر ما میخواهیم صدقه بگیریم از طرف مقابل؟! صدقه یعنی آنها چیزهایی بدهند و ما هیچ ندهیم! این که صدقه است.

مثلا امریکایی ها تا قبل از ژنو حتی حاضر نبودند اسم آب سنگین را بیاورند. ولی الان وضعیت این طوری نیست.

آقای عراقچی میگفت این که آقا از تیم مذاکره کننده حمایت میکند لابد یک چیزی در اینها دیده که حمایت میکند . لابد از دستاوردها و روند پیشبرد مذاکرات راضی بوده اند که حمایت میکنند.

حال سوال اساسی این است :

دستاورد ها چه زمانی قابل سنجش است؟ مثلا میخواهیم دستاوردهای اقتصادی دولت دهم را با یازدهم مقایسه کنیم. اولین قدم برای مقایسه چیست؟

مهم ترین روش برای سنجش دستاوردها، داشتن هدف و شاخص مشترک است. اول باید هدف مان را یکی کنیم بعد بگوییم در رفتن بسمت این هدف مشترک، آیا دستاورد داشته ایم یا نه ؟ و دستاوردهای چه کسی بیشتر بوده؟

باید مشخص کنیم که هدف رهبری از مذاکرات چه بوده؟ دولت دنبال چیست؟ ملت دنبال چیست؟ آن موقع متوجه میشویم که این گام برجام برای کدام گروه دستاورد است ؟ -ممکن است برای یک گروه دستاوردهای زیادی داشته باشد ولی برای یک گروه دیگر دستاورد زیادی نداشته باشد؛ دایر مدار هدف است.-

دولت هدفش چیست ؟

دولت میگوید : اصل اینکه پرونده هسته ای ما مورد احترام جامعه بین الملل قرار بگیرد خیلی ارزشش بیشتر است از جزئیات. اصل جزئیات برای ما آنقدر مهم نیست. -جامعه بین الملل هم منظور کشورهای عدم تعهدو چین و روسیه نیست. منظورشان امریکا و انگلیس و اعوان و انصارش است.همان کدخدا. حتی اتحادیه اروپا هم طفیلی کدخدا است-.

دولت میگوید : آمریکایی ها برای اولین بار، حق غنی سازی ما را به رسمیت شناختند. بله! برای جریانی که میگوید مسئله هسته ای را گام اول برای اعتمادسازی نسبت به جامعه جهانی میدانیم، اینکه آمریکا غنی سازی ما را به رسمیت بشناسد البته که دستاورد است.

در نگاهی که میگوید پرونده هسته ای گام اول است برای فرایند اعتمادسازی، اینکه چندتا ماشین سانتریفیوژ بچرخد زیاد برایش مهم نیست. جزئیات است. –با طرز نگاه خودش راست هم میگوید-

(آقای ابوطالبی -رئیس دفتر سیاسی رئیس جمهور- در جلسه دانشجویی گفته بود : ارزش راهبردی و اقتصادی ارتباط با امریکا را با درگیری در جزئیات از دست ندهیم!. یعنی خود این موضوع مذاکره یک ارزش راهبردی دارد، و مسائل هسته ای طفیلی این هاست!)

آقای صریح القلم –در کتابش که انتشارات مجمع تشخیص مصلحت چاپ کرده و آقای روحانی هم مقدمه آن را نوشته است- میگوید تجربه دنیا ثابت کرده ما تا زمانی که به یکی از ابرقدرتها متصل نشویم امکان رشد اقتصادی وجود ندارد. میگوید : مفهوم استقلال در فضای چند قطبی، خنده دار است. حتی بعضی وزرای اقتصادی دولت هم همین حرف هارا تکرار میکنند. وزیر جهاد کشاورزی-حدود ۴ماه پیش- گفته بود موضوع استقلال و خودکفایی، بی معناست. این حرف را با استدلال های علمی هم میزنند؛ میگویند حساب کتاب کردیم دیدیم گندم ایرانی پنج دلار در می آید، گندم وارداتی یک دلار. در نتیجه مقرون به صرفه نیست که خودمان بخواهیم تولید کنیم.)

حال هدف آقا از مذاکره چه بود؟

قبلش یک نکته بگویم. یک عده اعتقاد دارند که ما چرا داریم مذاکره میکنیم با آمریکا؟ وقتی به ۵+۱ بی اعتمادیم چرا مذاکره کنم ؟ اصلا مذاکره با آنها معنا ندارد (معمولا ماها این طوری فکر میکنیم) آیا در فرضی که مدیریت کشور در دست ما بود، با توجه به شرایط حاضر، مزیت نسبی بر ای مذاکره با این شش کشور قائل بودیم؟

بله! مذاکره یک اولویتی هم برای ما دارد. واقعیتش این است که بالاخره رهبری در نقشه اش -در زمانی که احمدی نژاد روی کار است و یک نفر مثل جلیلی رئیس شورای عالی امنیت ملی است- یک مزیت نسبی برای مذاکره می بیند (داستانی که خود آقا تعریف کردند مبنی بر اینکه اواخر دولت قبل یکی از معتمدین منطقه از طرف امریکا امد و پیغام اوباما را به ما رساند و …)

آقا دو نکته برای هدف از مذاکره بیان کردند :

  • هدفی که با قاطعیت گفته اند : مذاکره میکنیم تا ظرفیت فکری مردم بالا رود
  • هدفی که با تردید گفته اند : آقا چند بار گفته اند اگر واقعا تحریم ها برداشته شد که خیلی خوب است. یعنی برداشت من از ظاهر حرف های آقا این است که احتمال اندکی میدهد تحریم ها برداشته شود.

واقعیت این است که به دلیل عملکرد بد خواص در دولت دهم، رهبری -در آن شرایط و حضور احمدی نژاد و جلیلی- اصل مذاکره را قبول میکند. معلوم میشود یک اتفاقی در بین مردم افتاده که رهبری به چنین تصمیمی رسیدند. –این اتفاق در متن مردم قابل حس است.- ما در جلسات مسجدی این را حس میکنیم. مردم واقعا امید دارند که با حل مسائل هسته ای، مسائل اقتصادی حل شود. بالاخره این دید – که با حل مسائل هسته ای با امریکا ، وضعیت اقتصادی بهبود می یابد- در مردم وجود دارد و البته دولت هم همین دید را بشدت در مردم پمپاژ کرده است.

امکان ندارد در جلسات مردمی به ما نگویند که آقا ما حاضریم ده تا سانتریفیوژ بدهیم ولی وضع اقتصاد ما بهتر شود. میگویند وضعیت بد اقتصادی ما بخاطر تحریم هایی است که کرده اند مارا.

اگر این مسئله در نگاه مردم حل نشود مجبور میشویم ده سال قفل به همه تاسیسات هسته ای بزنیم تا این قفل ذهنی مردم باز شود.

بعید نیست خواص اگر وارد نشوند، رهبری پای همین توافق را هم امضا کند. اگر خواص و توده پای کار نیایند رهبری حتی از خط قرمز هایی که خودش چینده است هم عبور میکند.

این نکته مهمی است.

البته تحلیل من این است که فرامتن حرف آقا این است که ما میدانیم که تحریم ها برداشته نمیشود و راه حل اول و اخر اقتصاد مقاومتی است. ولی اگر صحبت های آقا را بخواهیم بررسی کنیم، آقا اندک احتمالی برای رفع تحریم ها میدهد. (چون عباراتی با این مضمون دارند که اگر تحریم ها برداشته شد که خوب است …)

به نظر من اصل مذاکرات را شخص رهبری در همان دولت دهم و با توجه به شرایط بین مردم- مهندسی کرد.

دولت میگوید ما عملا یک مصالحه کرده ایم بین صنعت هسته ای و اقتصاد. میگوید منم دوست دارم صنعت هسته ای بچرخد. ولی حساب کتاب کردیم دیدیم چرخ اقتصاد نمی چرخد. مردم در فقر اقتصادی دارند زجر میکشند تو هی بگو سانتریفیوژ زیاد کن!

استدلالشان چند پایه دارد :

تحریم، ریشه مشکلات اقتصادی است. (اولا بررسی دقیق این نکته ، بحث اقتصادی لازم دارد. باید بدون بی انصافی سنجید که اثر تحریم ها در اقتصاد ایران چه بوده ؟ در این زمینه چند کارِ آماده داریم : کار آقای عبدالملکی-دانشگاه امام صادق- ، کار آقای پیغامی ، کار مرکز پژوهش های مجلس -چهار پنج سال پیش در زمان اقای جلالی- ، یک تیپ کاری هم، کار پروفسور درخشان است.)

گفته اند تحریم در اقتصادها، هزینه ها را بالا میبرد.سرمایه گذاری خارجی را پایین تر می آورد. منابع را کاهش میدهد. امکان دسترسی به پول های خودمان کاهش پیدا میکند. هزینه تبادل کالا زیاد میشود.

از آن طرف هزینه های رفع تحریم را باید بسنجیم. اگر تحریم برداشته شود، به لحاظ اقتصادی چه اتفاقی می افتد؟ اثرش این است که به شدت واردات ما رشد میکند. به دلیل عدم وجود زیر ساخت ها، اولین اتفاق ورود کالاهای لوکس است. اثر دیگر کم توجهی به اقتصاد دانش بنیان است.

تحریم یک مسئله است برای اقتصاد ایران (مثل مسئله فساد و بهره وری و…) . اگر تحریم را خوب مدیریت کنیم ، تبدیل به فرصت میشود و اگر بد مدیریت کنیم ، روز به روز اوضاع بدتر میشود. مثال هایش هم ملموس است. باید مثال های ملموس برای مردم زد. بحث های منبری به کارشان نمی اید.

الان فضا آنقدر سنگین است که اصلا نمیتوانیم از فواید تحریم در صورت مدیریت صحیح- بگوییم.

مثال :

فرض کنیدکارخانه ایران خودرو اگر تحریم شود مجبور است که با دانشجویان مکانیک و متالوژی دانشگاه فردوسی قرارداد ببندد تا خط تولیدش نخوابد. حالا ممکن است کیفیت محصولات در سال های اولیه کمی اُفت کند. ولی وقتی که تحریم نباشد دیگر با دانشجویان فردوسی قرار داد نمی بندد که. محصولات را از شرکت پژو فرانسه می آورد.

به نظر من اگر حاضر شویم برویم در فضای سفره مردم، میتوانیم بگوییم که تحریم ها اتفاقا سفره ی شما را رنگین تر هم کرده گاهی اوقات. چون این دانشجوی مکانیک مجبور است دوباره برود در دانشگاه سیستان و بلوچستان هفته ای دوجلسه تدریس کند تا یک اندک حقوقی بگیرد. چون دیگر قراردادی با ایران خودرو ندارد.

از رسالت های ما و شما در بخش مردمی پرونده هسته ای، همین حرف ها و همین مثال های ملموس است. این برجام و سانتریفیوژ و … خیلی فهمیده نمیشود . شاید خیلی هم فایده نداشته باشد برای مردم. سنخ بحث ها باید از همین مثال ها باشد تا مردم بفهمند و لمس کنند.

ده ها مثال میشود زد که اگر تحریم ها را مدیریت کنیم، خیلی دستاورد داریم.

مثال دیگر :

الان یک سال است نفت تقریبا فریز است. دویست میلیارد دلار پارس جنوبی آماده سرمایه گذاری است تا رفع تحریم شود و شرکت شل سرمایه گذاری کند. بروید سایت (اُیل نیوز) هر دو روز خبر میزند که اگر رفع تحریم شد با هجوم سرمایه گذاران چه کنیم؟! این در حالی است که ما فاز دوازده پارس جنوبی را کاملا ایرانی ساختیم. حالا در این فضا که وزارت نفت منتظر شرکت هلندی شِل با صد سال سابقه است،آیا می آید با یک شرکت داخلی قرارداد ببندد؟!

این نگاه منجر به این شده که سال هشتاد و چهار بعضی فازهای پارس جنوبی بخاطر یک شیر متوقف شود! بعضی ها بخاطر یک فیلتر هوا مانده بود! چون شرکت شِل ساخته است و رفته ، خیلی هم ارزان ساخته، ولی ساخته و رفته.

حقیقت این است که ما از روحانی زیاد نگران نیستیم. نگران این هستیم که آقای روحانی نماد حاکمیت جمهوری اسلامی است. مردم میگویند عدالت خواهشان که کاری نکرد (احمدی نژاد). اعتدالی شان (روحانی) هم که نتوانست. گور بابای همه شان! برای چه پای نظام بیاییم؟ هیچ کدامشان که نتوانستند اقتصاد را درست کنند.

سوال) میگویند در فضای اقتصاد دنیا، مگر قرار است هر کس هرچه بسازد؟ اگر صرفه داشت، می سازیم اگه صرفه نداشت نمی سازیم. با این نگاه میگویند که چرا میگویید حتما باید در گندم خودکفا باشیم؟ برو سراغ صنعتی که مزیت نسبی خودت است و بتوانی با آن در فضای رقابتی وارد شوی. میگوید در مزیت نسبی ات خودکفا شو.

جواب) براساس اصل قرآنی و لَن یَجعلَ اللهُ للکافرینَ علی المومنین سَبیلا ، کافرین هیچ سبیلی نباید بر مسلمین داشته باشند. فکر میکنید که چرا قیمت مرغ و تخم مرغ هرچند وقت یکبار بالا و پایین میرود؟ چون کنجانه دام (غذای اصلی دام) را وارد میکنیم. هروقت که واردات ما کم شود ، قیمت مرغ و تخم مرغ بالا میرود وهروقت که واردات خوب داشته باشیم قیمت ها کاهش می یابد. یعنی بالا و پایین رفتن قیمت مرغ و تخم مرغ ما بستگی دارد به آن کشوری که به ما غذای دام می فروشد!!

سوال ) اگر تحریم ها برداشته شود ، و صنایع وارد ایران شوند ، میتوانیم تکنولوژی آنها را یاد بگیریم و در داخل بسازیم .

جواب) اگر تحریم برداشته شد چه تضمینی هست که بتوانیم دانش آن صنعت را هم وارد کشور کنیم؟ ما در صنعت خودرو سازی تقریبا تحریم نبودیم، آیا دانش فنی اش به ما منتقل شود؟ منعی به نام تحریم نداشتیم که !

ما از خدامان هم هست که ده دانشجو بفرستیم شرکت شِل کار کنند و آموزش ببینند. ولی آنها قبول نمیکنند، چون فضا فضای رقابتی است. پس حتما این طوری نیست که اگر رفع تحریم شد، ما بتوانیم دانش آن صنایع وارداتی را هم یاد بگیریم. (کما اینکه در صنعت خودرو سازی نشد)

سوال) میگویند که برای هسته ای زیاد هزینه داده ایم.

جواب) منطق علم همین است که در اول کار باید هزینه بدهی . بله ! اول کار باید هزینه داد بعد که روی سیر تولید آمد، سودآوری اش آن وقت شروع میشود.

حال حرف دولتمردان چیست ؟

آقایان دولتی میگویند که بجای اینکه اقتصادت را از این طرف درست کنی، مسئله سیاست خارجی ات را حل کن. بشویم مثل ترکیه و مالزی. چون آمریکایی ها مشکل اساسی با آنها ندارند.

مشکل واقعا این طوری حل میشود. ولی ما اگر بخواهیم موضوعاتمان را با آمریکا حل کنیم، باید در مورد موشکهای بالستیک و اسرائیل و حزب الله هم وارد مذاکره شویم. تا اینها حل نشود مسئله های ما با آمریکا واقعا حل نمیشود. باید بگوییم فعلا کاری به اسرائیل نداریم! داعش هم تا به پنجاه کیلومتری ما نرسیده اند کاری شان نداریم! و گور پدر بشار اسد!

اگر این طور شدیم ، جان کری و اوباما سر سفره افطار ما هم می آیند . (امسال جان کری و اوباما به همراه همسرانشان رفتند سر سفره افطار مالزیایی ها نشستند!!)

(هرچند همین الان هم آقایان در برجام پذیرفته اند تا هشت سال فرآیند بالستیک را توسعه ندهیم.

مگر قرار نبود مذاکرات موشکی نکنید؟)

مسلم است که به موشک هم میرسد. چون اگر بخواهیم مسائلمان با امریکا حل شود ، معلوم است که به مسئله موشک ها هم میرسد، به خلع سلاح حزب الله هم میرسد.

این نکته را هم دقت کنید :

تا قبل از توافق میگفتند که اگر تحریم ها برداشته شود مشکلات اقتصادی حل میشود، حالا که توافق شده میگویند توقع نداشته باشید که همه مشکلات با رفع تحریم ها حل شود! میگویند مشکلات اقتصادی ایران خیلی پیچیده است! (وزیر اقتصاد در همین ایام چنین حرف هایی زده بود)

نکته آخر :

به نظرم از طرف مردم مشکلی نیست. به مردم گفته شد که روحانی مشکلات اقتصادی را حل میکند و جلیلی هم که احمدی نژاد سابق است! مردم اتفاقا خیلی خوب رای دادند. مردم رای دادند به کسی که فکر کردند مشکلات اقتصادی شان را حل میکند. اگر ماها می توانستیم خوب فضا را برای مردم روشن کنیم، مردم چنین رایی نمی دادند. پس مشکل از طرف ماست.

والسلام علیکم و رحمه الله

همچنین ببینید

استاد محمدی-فتیه

آسیب‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی| ارائه‌ی بحث حجت‌الاسلام استاد محمدی در جلسه هفتگی فتیه

حجت‌الاسلام استاد محمدی، از دانش آموختگان مشهدی حوزه‌ی علمیه قم و از زمره‌ی شاگردان فیلسوف …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *