سرخط خبرها
خانه / جلسات هفتگی / نگاه غایت‌گرای به انقلاب اسلامی معطوف به آسیب‌شناسی| دکتر هادی وکیلی در جلسه هفتگی فتیه

نگاه غایت‌گرای به انقلاب اسلامی معطوف به آسیب‌شناسی| دکتر هادی وکیلی در جلسه هفتگی فتیه

بحثی که ارائه می‌دهم خدمتتان، درباره «نگاه غایت‌گرای به انقلاب اسلامی معطوف به آسیب‌شناسی» است. یعنی هم توجه کنیم به هدف‌گذاری انقلاب و هم بگوییم در مسیر حرکت به سمت هدف دچار چه آسیب‌هایی بودیم و هستیم یا در آینده ممکن است بشویم؟

• استاد: دکتر هادی وکیلی

• زمان: ۹۳/۱۲/۱۵

• دانلود: pdf 


در ادامه متن سخنرانی دکتر هادی وکیلی در جلسه هفتگی فتیه را با موضوع «نگاه غایت‌گرای به انقلاب اسلامی معطوف به آسیب‌شناسی»، به گزارش تشکل مردمی فتیه می‌خوانید:انقلاب اسلامی

 

بحثی را که ارائه می‌دهم خدمتتان، درباره‌ی نگاه غایت‌گرای به انقلاب اسلامی معطوف به آسیب‌شناسی است. یعنی هم توجه کنیم به هدف‌گذاری انقلاب و هم بگوییم در مسیر حرکت به سمت هدف، دچار چه آسیب‌هایی بودیم و هستیم یا در آینده ممکن است باشیم؟

نظرات مختلف درباره عوامل شکل‌گیری انقلاب‌ها

اولین مسئله که باید درست بشناسیم تا تحلیل ما از انقلاب درست باشد، پرهیز از نگاه تک‌عاملی به پدیده انقلاب اسلامی است. تذکری که مرحوم مطهری رحمه‌الله‌علیه هم به آن اشاره دارند.

معمولا در ادبیات مربوط به انقلاب‌های روی زمین، (قرن 18 تا 20) دو دسته تحلیل داریم.

یک دسته تحلیل‌ها مربوط به اردوگاه لیبرالیسم است. که معتقد است انقلاب‌ها یک خواستگاه بنیادین دارند و آن آزادی‌خواهی است. از منظر این تحلیل انقلاب فرانسه، الجزایر و یا هند، هیچ فرقی با هم ندارند؛ مردم برای رهایی از استبداد انقلاب می‌کنند. انسان نیاز به آزادی دارد، استبداد مانع توسعه‌یافتگی است و لذا در جوامع استبدادی، جامعه به سمت انقلاب کردن می‌رود. عوامل دیگر را هم می‌گویند زیر مجموعه‌ی همین‌اند. اصل همین عامل است.

تحلیل دوم که مربوط به اردوگاه مارکسیست‌ها و کمونیست‌هاست و در قرون 19 و 20 شیوع پیدا کرد می‌گفت: مطالبه‌ی اصلی هر انقلاب، مطالبه‌های اقتصادی است، نیازهای مادی و اقتصادی. از اینان اگر بپرسی چرا مردم انقلاب می‌کنند؟ می‌گویند برای رهایی از فقر.

ایراد تحلیل‌های تک‌عاملی

اولین اشکال هر دو دسته، تک‌عاملی دیدن یک پدیده است. اشکال بنیادین این نظریات، تک‌ساحتی دیدن پدیده‌های اجتماعی است.

آیا جوامع انسانی فقط یک مطالبه دارند؟ فقط دنبال یک هدف هستند؟ خیلی از خود غربی‌ها هم به این نتیجه رسیده‌اند که واقعیات اجتماعی آن‌قدر در هم تنیده‌اند که یک پدیده در عین این‌که فرهنگی است، اقتصادی هم هست، و در عین این‌که اقتصادی است، سیاسی هم هست. بالاخره انسان تک‌ساحتی نیست؛ لذا جامعه و پدیده‌های اجتماعی هم تک‌ساحتی نیستند.

ما در مورد انقلاب اسلامی ایران باید از این خطا پرهیز کنیم. بعضی غربی‌ها که می‌خواستند انقلاب اسلامی ما را تعریف کنند، بر اساس همان الگوی اول (لیبرالیسم) می‌خواستند تحلیل کنند. این نوع مطالعه‌ی انقلاب اسلامی از نظر ما آسیب است. در این بین بعضی‌ها که خیلی هنر دارند! -مثل آبراهامیان- سعی می‌کنند بگویند هم اولی بوده است و هم دومی!

عوامل شکل‌گیری انقلاب ایران

اما ما چه می‌گوییم؟ ما به عنوان جریانی که انقلاب اسلامی را راه انداخته است -منظورم رهبران و تئوریسین‌های انقلاب اسلامی است- وجه غالب انقلاب را، وجه فرهنگی می‌دانیم؛ ضمن این‌که از دوعامل آزادی و اقتصاد هم غفلت نمی‌ورزیم.

اگه در ادبیات شهید مطهری و امام خمینی رحمه‌الله‌علیهما دقت کنید، می‌بینید ضمن این‌که امام به مسئله‌ی آزادی توجه دارد و بر می‌آشوبد علیه اختناق پهلوی، و از طرفی به وضع اقتصادی جامعه هم اعتراض می‌کند، درعین حال مبنای هدف‌گذاری و آرمانی که برای انقلاب تعریف می‌شود، انقلاب فرهنگی است.

از اسم خود انقلاب هم بر می‌آید که انقلابی فرهنگی است. بعضی‌ها اوائل انقلاب نمی‌خواستند بگذارند که لفظ اسلامی پسوند انقلاب بیاید. خود اسم «انقلاب اسلامی»، نشان‌دهنده این است که انقلابی فرهنگی است.

تحلیل جالب «فوکو» از انقلاب اسلامی

میشل فوکو اصرار دارد که بگوید انقلاب ایران یک انقلاب مبتنی بر «معنویت‌گرایی سیاسی» است. می‌گوید همزمان که سیاسی است، معنویت‌گراست. این معنویت‌گرا یعنی همان بعد توجه به فرهنگ. توضیح زیبا و عجیبی هم می‌دهد. فوکو خیلی دیدگاه‌های جالبی دارد نسبت به انقلاب ایران.

«ایرانیان چه رویایی در سر می‌پرورانند؟»؛ این مقاله‌ی ایشان خیلی خواندنی است. می‌گوید ما انقلاب‌های دویست سال گذشته را که بررسی می‌کنیم، انقلاب‌های مادی است و هیچ‌کدامشان هیچ رنگی از معنویت ندارند. بعد می‌گوید انقلاب ایران برای نخستین‌بار «خدا» را به صحنه‌ی تاریخ برگرداند. یعنی می‌گوید از انقلاب سکولار قرن 18 و 19 به این طرف، بشر یک‌طوری برخورد کرد که این سوال ایجاد شد: ما به خدا چه نیازی داریم؟ دنیاداری و کشورداری چه ربطی به خدا دارد؟ کاملا باید عقل‌گرا باشی. انقلاب ایران مجدد خدا را به صحنه آورد. او یک مقاله‌ی دیگر دارد بنام: «انقلابی به نام خدا».

الزامات یک انقلاب فرهنگی

پس فعلا مفروضِ ما این است که: در ایران انقلابی رخ داد با گفتمان غالب فرهنگی. اما اگر انقلاب اسلامی گفتمان غالبش فرهنگی است، باید دو مسئله را به شدت مورد توجه قرار می‌دادیم و الان هم باید مورد توجه قرار بدهیم:

  • اگر انقلاب وجه غالبش فرهنگی است، باید عنصر فرهنگ اولویت اصلی تمام سیاست‌گذاری‌های نظام باشد.
  • توجه به فرهنگ نباید از ما و انقلاب ما موجوداتی تک‌ساحتی بیافریند که آن دو ساحت دیگر -که بعنوان واقعیاتی اجتماعی وجود دارد- نادیده گرفته شود. غفلت از آن دو عامل باعث می‌شود که همین عامل اصلی هم کم‌رنگ شود.

وقتی می‌گوییم گفتمان انقلاب گفتمان فرهنگ است، اولا یعنی به فرهنگ بیش از عوامل دیگر اهمیت می‌دهد. ثانیا فرهنگی دارد که تا حالا کسی به دنیا عرضه نکرده است. ما حرفمان این است: اسلام دین جامع و کامل برای هدایت است و خوش‌بختی و سعادت دنیا و آخرت را توأمان می‌آورد. ما گفتیم دینی داریم که در هستی‌شناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی حرف برای گفتن دارد. در تمام سطوح حرف برای سعادت بشر دارد. لذا دنیا تعجب می‌کند وقتی حرف‌های مارا می‌شنود. ببینید! انقلاب فرهنگی یعنی این. ما به جهانیان می‌گوییم انسانی که شما در اروپا دارید، انسان نیست. نهایت مطالباتش، خوراک خوب و پوشاک خوب و مسکن خوب است.

وضعیت دولت‌های ما در توجه به بعد فرهنگی انقلاب

حال اگر انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگ است و گفته که بشر باید آن‌طوری تربیت شود که پروردگارش گفته -و پروردگارش هم الله است-، این معنایش این است که اولویت اول سیاست‌گذاری‌های ما باید از جنس تربیتی باشد. تربیتی که خداوند تعیین کرده است.

اما متأسفانه هیچ‌کدام از دولت‌های بعد انقلاب، اولویت‌شان فرهنگ نبوده است. من حاضرم با مدیران دولت‌ها صحبت کنم. از دولت موقت تا دولت بنی‌صدر تا دولت موسوی و هاشمی و خاتمی و احمدی‌نژاد و روحانی. جالب‌تر این است که هیچ‌کدامشان ادّعاشان هم این نبوده است اصلا. ادعاشان این نبوده که در این چهارسال می‌خواهیم به فرهنگ خیلی توجه کنیم. خیلی که هنر کرده‌اند آقای احمدی‌نژاد گفته «عدالت اجتماعی» – البته آن هم عدالت به تفسیر خود ایشان!-

همیشه هم از حوزه علمیه مظلوم‌تر نبود و همه تقصیرها را گردن حوزه می‌انداختند. البته حوزه هم از خودش خوب دفاع نکرد. حوزه باید مطالبه‌گر می‌شد.

نهایت کار فرهنگی که وزیر ارشادِ ما کرده این است که آیا تک‌خوانی را مجوز دهیم یا دوخوانی را یا چندخوانی را؟!! حالا برویم تحلیل کنیم که اگر تک‌خوانی بشود چه آسیب‌هایی دارد، اگر چندخوانی بشود آیا آسیب‌ها از بین می‌رود یا….!! کلا دارند مارا بازی می‌دهند و سرمان را گرم می‌کنند! هیچ‌کس به رئیس دولت نگفته که نرخ فساد و طلاق در دوره شما رشد داشته است یا کاهش؟ الان همه می‌دانیم که فضاهای مجازی، خیلی آسیب‌زاست؛ به طوری‌که از بچه‌ی 5ساله تا پیرمرد 70ساله در معرض آسیب آن هستند. حالا ببینید چقدر وِل است این فضا. هیچ‌نهادی در این مملکت وجود ندارد که بخواهد متکفل این مسئله شود. همین شورای عالی فضای مجازی، هر شش‌ماه یک‌بار هم جلسه ندارد و هروقت هم جلسه داشتند نیم‌ساعت صحبت می‌کنند که آیا جلوی پیامک‌های دروغکی و کلاهبرداری اپراتورها را بگیریم یا نه؟! نهایت کارشان این بوده!

این مسئله‌ی اول.

تاثیر دو ساحت «اقتصاد» و «آزادی» در فرهنگ

اما مسئله‌ی دوم این است که: گفتیم انقلاب‌ها هیچ‌کدام، تک‌ساحتی نیستند و انقلاب اسلامی هم تک‌ساحتی نیست. ما می‌گوییم وجه غالب انقلاب، وجه فرهنگی است؛ اما آن دو ضلع دیگر -مطالبات آزادی‌خواهانه و مطالبات اقتصادی- هم تاثیر داشته است. اگر به این دو بُعد نپردازیم، آن بُعد اصلی هم آسیب می‌بیند. ملت می‌خواهد آزادی‌هایی داشته باشد؛ در حوزه‌ی بیان، در حوزه‌ی قلم، در حوزه‌ی فعالیت‌های سیاسی و… . درست است که این آزادی‌ها باید قانون‌مند بشود؛ اما در ذیل آن قوانین، باید آزادی هم محقق شود. ما هنوز نتوانستیم آزادی‌خواهی را نهادینه کنیم. مثلا در قانون اساسی آمده است که افراد می‌توانند هرگونه تجمع و اعتراض و راهپیمایی برگزار کنند؛ مادام که حمل سلاح نکنند و مخلّ به مبانی اسلامی نباشد (اصل 27 قانون اساسی). ولی مدیران دولتی دوره‌های مختلف ما طوری برخورد کرده‌اند که مردم می‌گویند اگر اعتراض جمعی و راهپیمایی کنیم، ما را می‌گیرند و اذیت می‌کنند و… . این آسیبِ مدیران دولتی است.

بحث اقتصادی هم همین است. اقتصاد در عین حالی که یک واقعیت عینی جامعه و زندگی مردم است، روی فرهنگ هم تاثیر دارد. خیلی از جوان‌های می‌گویند که اگر اسلام همین فقر و بی‌پولی و بی‌کاری و فساد و رشوه و بخور بخور است، ما نخواستیم. اگر شبانه‌روز هم کار فرهنگی بکنید ولی فضای اقتصادی سالمی نداشته باشید، کار فرهنگی‌تان تاثیری ندارد.

والسلام علیکم و رحمه الله

همچنین ببینید

استاد محمدی-فتیه

آسیب‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی| ارائه‌ی بحث حجت‌الاسلام استاد محمدی در جلسه هفتگی فتیه

حجت‌الاسلام استاد محمدی، از دانش آموختگان مشهدی حوزه‌ی علمیه قم و از زمره‌ی شاگردان فیلسوف …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *