سرخط خبرها
خانه / اخبار / «هویت»؛ زیربنایی‌ترین سرمایه‌ی شهر| ارائه بحث دکتر سعید شعرباف در جلسه هفتگی فتیه

«هویت»؛ زیربنایی‌ترین سرمایه‌ی شهر| ارائه بحث دکتر سعید شعرباف در جلسه هفتگی فتیه

در ادامه می‌توانید خلاصه‌ای از سخنرانی دکتر سعید شعرباف را در جلسه‌ی هفتگی فتیه مورخه‌ی 3 بهمن 1397 بخوانید. 

این جلسه به مناسبت اعتراضی به اقدام شهرداری مشهد مبنی بر حذف تابلوهای «راهنمای زائر» از کیوسک‌های سطح شهر و جایگزینی عنوان «راهنمای سفر» حساب می‌شد. پس از این اقدام شهرداری، شاهد اعتراضات گوناگونی از قبل افراد و تشکل‌های شهر مشهد بودیم. عدّه‌ای شمشیر را از رو بستند و این حرکت را اعلان یک جنگ تمدنی در مشهد دانستند، عدّه‌ای مشغول کارهای رسانه‌ای شدند و با تولید طنز و عکس نوشت و… اعتراض خودشان را به زبان هنر آوردند، عدّه‌ای تهدید کرده و مهلت 48 ساعته به مدیریت شهری دادند!، عدّه‌ای نیز به زدن مبانی فکری پشت این حرکت پرداختند و با بحث های مبنایی و ادبیات علمی مضرّات این حرکات را بیان کردند. 

در هر صورت ماحصل تمامی این تلاش‌ها، برگرداندن دوباره‌ی عنوان #زائر به دکّه‌های سطح شهر بود. بی شک این عملیات از سمت تشکّل‌ها و دغدغه‌مندان مشهدی نشانه‌ای از این است که اگر همه با هر توانی که دارند در میدان بیایند، می‌توانند برای مراکز دولتی و شهری «تصمیم سازی» کنند.

 

دانلود| pdf

 

چرایی تأکید بر روی یک لفظ؟

در نگاه سطحی، تاکید بر روی مسائلی مانند عوض شدن تابلوهای شهر[1]، زدن ستون‌های هخامنشی در ورودی شهر یا فلان مدل در فلان پارک مشهد و… با وجود این همه مشکلات بزرگ در شهر مثل فقر و فساد و… نشان‌دهنده‌ی “نافهمی”، “عدم توجه به اولویت‌ها”، “سیاست‌زده بودن” و انواع و اقسام برچسب‌هایی که این روزها به این جریان از طرف بعضا افراد مذهبی زده می‌شود. به همین دلیل می‌بینیم که این مسئله از طرف بسیاری از فعّالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بایکوت رسانه‌ای می‌شود.

تحلیل قضیه بر اساس مدل “شش سرمایه”

به همین دلیل بحثِ اول پیرامون اهمیت این قضیه است حول یک مدل کوچک نظری که می‌تواند نه تنها در این مسئله‌ی خاص که در باقی مسائل هم کمک‌کننده باشد؛ این مدل معروف است به مدل “شش سرمایه”.
در این مدل اگر از قاعده‌ی هرم به سمت بالا حرکت کنیم، به ترتیب: سرمایه‌های فرهنگی(هویت)، سرمایه مشارکت مردم، سرمایه اعتماد مردم، سرمایه محیطی، سرمایه‌های زیرساختی و سرمایه‌های مالی اولویت رتبی دارند.
نسبت بین این سرمایه‌ها بر خلاف ظاهر که اغلب با شنیدن واژه‌ی “سرمایه” به سمت سرمایه‌های مالی می‌رود، مقالات و تحقیقات متعدّد نشان می‌دهد که سرمایه‌های نامشهود مانند سرمایه‌های فرهنگی، مشارکت و اعتماد، نقش زیرساختی برای دیگر سرمایه‌ها دارد. و اگر قرار است اتفاق جدّی در حوزه‌ی سرمایه‌های مالی رخ دهد، نیازمند بسترسازی در لایه‌ی سرمایه‌های فرهنگی است.
عکس این قضیه هم برقرار است؛ یعنی اگر ما هر تلاشی در حوزه‌ی سرمایه‌های مالی انجام دهیم که در تعارض با سرمایه‌های لایه‌های پایین‌تر باشد، تلاش پایداری نخواهد بود. به عنوان مثال شاید بتوان گفت یکی از علل مهم شکست خوردن پروژه‌ی مالی مانند “پدیده” بنا نشدن آن در بوم فرهنگی مناسب خود است.

تهدید هویت از دریچه‌ی نمادها

پس اگر اتفاق جدی در شهر بخواهد رخ دهد (چه اتفاق مثبت و چه منفی) حتما از لایه‌ی هویت شروع می‌شود.
همچنین می‌توان گفت هر یک از این لایه‌های سرمایه‌ای، خود دارای چندین زیرلایه‌ی جزئی‌تر است که یک بخش آن مربوط می‌شود به سازوکارها و رفتارها و برنامه‌ها و یک بخش مهم دیگر آن مربوط می‌شود به ظهور و بروز نمادها ونشانه‌ها و ارزش‌ها. به عبارت دیگر اگر می‌خواهد زیر ساخت‌های فرهنگی یک شهر دچار تغییر و تحول شود، لزوما با بحث فلسفی حوزوی و دانشگاهی اتفاق نمی‌افتد. خیلی اوقات نمادها و نشانه‌شناسی فرهنگی اتفاق می‌افتد. به همین دلیل می‌بینیم در قرآن هم بر روی حفظ “شعائر الله” خیلی تاکید می‌شود. با توجه به این قضیه حفظ نشانه‌های فرهنگی و هویتی شهر بسیار مهم محسوب می‌شوند.
حرف‌هایی گفته می‌شد مبنی بر این‌که این مدل در ادبیات جهانی مطرح نیست، درحالی که در ادبیات غرب هم همین قضیه صادق است. این مفهوم در ادبیات غرب به وسیله کلید واژه‌هایی مثل “هویت”، “مزیت رقابتی” و مفهوم دیگری به نام “برندینگ” قابل جستجو است.
حتی در غرب هم که هدف رسیدن به همان لایه‌ی بالای هرم سرمایه است، می‌بینیم که آجرچینی از لایه‌ی فرهنگی شروع می‌شود.

امتداد برند شهر در تمامی ساحات شهری

در واقع برند شهری فقط یک اسم نیست. به عنوان مثال وقتی می‌گوییم پاریس شهر عشق است، این فقط یک اسم نیست، بلکه برند شهری در ادبیات غربی یعنی چیزی که تمام ساز و کارهای شهر بر روی آن بنا می‌شود.
عوامل موثر در شکل‌گیری هویت یا برندینگ یک شهر شامل: نظرات ذی‌نفعان مختلف، رخدادهای ویژه، زیر ساخت‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، معماری، فرهنگ، تاریخ، محیط و… است.

به عنوان مثال در غرب هم می‌بینیم در سال‌های 1980، مدل‌هایی برای زیارت توسط کوئن مطرح شده است. با وجود تفاوت عمیقی که بین زیارت با مفهوم شیعی و مفهوم غربی وجود دارد. زیارت به این معنای عمیقی که در شیعه وجود دارد؛ اعم از این سیر، این سلوک، این مشخصات و این نوع رابطه‌ی بین زائر و امام معصوم علیه‌السلام، در ادبیات غرب اصلا قابل درک نیست و زیارت برای آن‌ها یک مفهوم فانتزی دارد. یا در مدل آقای اسمیت در سال 1992، از مفهوم زیارت تا مفهوم گردشگری به ویژه گردشگری مذهبی تفاوت قائل می‌شود؛ چیزی که در هیچکدام از صنعت‌ها تقریبا در مشهد دیده نمی‌شود.

حساسیت جریان انقلابی به حفظ نشانه‌ها

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم مشاهده می‌کنیم که در شهری مثل بابلسر فضاهای پارکی عمومی که مردم با خانواده‌ها می‌توانند بروند به شدت افزایش پیدا می‌کند و این به این دلیل است که بعد از انقلاب یک مفهوم هویتی به نام “خانواده” پر رنگ می‌شود و از طرفی خانه‌های انفرادی و خصوصی کردن فضاهای عمومی کم‌تر می‌شود.
حرف ما در خصوص نمایشگاه “مشهد دوست داشتنی” همین بود؛ این‌که یک فضای عمومی اجتماعی مردمی را که در یک بازه‌ی یک ماهه می‌توانست ده‌ها هزار نفر بازدید کننده داشته باشد، در دروه‌ی  فعلی برگردانده شده -در بهترین حالت- به یک فضای سبز، یک مرکز نوآوری و یک مرکز کاملا خصوصی و نخبگانی.
همه این حرف‌ها برای این است که گفته شود حساسیت جریان حزب الله به حوزه‌ی سرمایه‌های فرهنگی و سرمایه‌های هویتی و مشارکتی به ویژه در حوزه‌ی حفظ نشانه‌ها بسیار اهمیت دارد.

حتی مسئله‌ای مثل حجاب را اگر از این جهت نگاه کنیم، می‌بینیم نه تنها یک مسئله‌ی کم اولویت، بلکه چادری که سر یک زن مسلمان است به عنوان یک “نشانه”، سرمایه‌ای فرهنگی و حائز اهمیت است.

تحفّظ بر مزیت رقابتی شهرها؛ عامل توسعه‌ی همه جانبه

مفهوم مزیت رقابتی در یک شهر وابسته است به داشته‌های این شهر و اصلا این قضیه مضحک است که بیایم بگوییم ما از این به بعد قرارداد می‌کنیم که مشهد بشود “شهر هوشمند”. این به این معنا نیست که شهر مشهد نباید هوشمند شود، بلکه بحث بر این است که اگر ما نتوانیم مزیّت رقابتی یک شهر را بر داشته‌های یک شهر بنا کنیم، باید با صرف هزینه‌های زیاد برای آن مزیت رقابتی ایجاد کنیم و بعد از ساخت آن باید دائم تلاش کنیم تا آن را تبدیل به یک مزیّت پایدار کنیم.کاری که ان شاءلله غیر عامدانه در شهر مشهد دارد انجام می‌شود.
البته این روش ایجاد کردن مزیت رقابتی در شهرهایی که بالذّات دارای مزیت رقابتی نمی‌باشند یک روش جذب توریست است. اما در دیگر شهرها، این ایجاد کردن مزیت رقابتی می‌تواند به جنگ با مزیت رقابتی ذاتی شهر منجر شود. نگرانی ما از پروژه‌هایی مثل پارک‌های آبی، از این جنس است که پروژه‌هایی که زیر ساخت‌های آن مبتنی بر مزیت رقابتی شهر نیست به جنگ با این مزیت رقابتی ذاتی که “زیارت” است منجر می‌شود. و اصل این کار، نه یک کار غیر فرهنگی که یک کار غیر عقلانی می‌باشد.

مزیت‌های رقابتی خراسان و مشهد

حال؛ ما خراسان و مشهد را در حوزه‌های مختلف به چه هویتی می‌شناسیم؟ یا به عبارتی تصویری که مردم به طور عمومی از خراسان در ذهن دارند چیست؟ توانمندی‌های محیطی، زیرساخت‌هایش، مردمش و… همه و همه مشخص می‌کنند که مزیت رقابتی این شهر بر چه اساسی باید بنا شود.
در حوزه تاریخی، خراسان به مبارزه با ظلم -از تاریخ سربداران و انواع و اقسام جریان‌هایی که به عدالت‌خواهی قیام کرده‌اند- هویت گرفته تا مفهوم حماسه که در ادبیات خراسانی هم موجود است. یعنی از این جهت که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم مزیت رقابتی مشهد با شیراز متفاوت است. ادبیات شیراز ادبیات عاشقانه است، نمادش حافظ است. اما در خراسان ما، نماد فردوسی است با همان ادبیات حماسی.
به لحاظ کالبَدی؛ شهر اساسا بر مفهوم “شهادت” بنا شده است؛ هم در نام، هم در کالبد. یعنی شهر تک هسته‌ای است و محور توسعه‌ی شهر، حرم مطهر است و هسته‌های مختلف ندارد و محوریتش بحث شهادت و به دنبالش مقوله‌ی “زیارت” است.
همچنین ریز موضوع‌هایی حول این اصول شکل می‌گیرد؛ مانند سبک خاصی از موسیقی، سبک خاصی از تفکر (با توجه به این که امام رضا علیه‌السلام امام مناظره و گفتگو هستند، تکثّر تفکرها در مشهد زیاد است) یا بحث ارتباطات جهانی.
اگر زیر ساخت‌های شهر بر این داشته‌های فرهنگی بنا نشود، این کار نه یک کار ضد فرهنگی که یک کار غیرعقلانی است. یعنی اگر شما در مشهد از فردوسی صحبت کردید، اما نسبت آن را با دالّ مرکزی یعنی زیارت مشخص نکردید کار غیر عاقلانه انجام داده‌اید. مثلا باید بتوانیم قهرمان‌های شاهنامه را با شهدای مشهد پیوند دهیم. و اصلا مزیت رقابتی مشهد در همین است و تفاوت یک بیلبورد شهری در مشهد و تهران باید در همین قضیه باشد. در مورد موسیقی هم همین است؛ یعنی موسیقی مشهد موسیقی ترکیبی با زیارت است. یا مثلا یک وقت ما با بحث “مال سازی” در کشور مخالفیم، یک وقت می‌بینیم بحث “مال سازی” ذیل مفهوم زیارت قرار نمی‌گیرد و با آن مخالفت می‌کنیم.
بعضی‌ها این حرف را به ما نسبت می‌دهند که؛ “زائر باید در مشهد فقط به زیارت برود و برگردد”. درحالی که این حرف اصلا احمقانه است و قائلی هم ندارد. بحث در این است که بازار ویژه‌ی مشهد کدام بازار است؟ یعنی باید فکر کنیم ببینیم به عنوان مثال اگر قرار است یک مجتمع تجاری بسازیم که به سود اقتصادی حلال برسیم، باید طوری ساخته شود که نه تنها در تناقض با مفهوم زیارت نباشد که کمک کننده‌ی به آن باشد.

وظیفه‌ی ما درباره حفظ هویت مشهد

حال در این حوزه چه باید کرد؟

  • با جریان مقابل این قضیه باید مقابله کرد؛ به ویژه در حوزه‌ی نشانه شناسی باید با نشانه‌های ضد هویتی مقابله کرد.
  • توصیه به اتفاقات مثبتی که می‌تواند این هویت را تقویت کند. یعنی غیر از این‌که بگوییم ما مخالفیم با این سبک از تغییر، باید الگوهایی را معرفی کنیم که حتی به صورت ناقص سعی کرده است قضیه هویت را درنظر بگیرد.
    برای نمونه در شهری مثل مشهد که طیف عموم مردم مذهبی هستند، اگر شما بخواهید به عنوان مثال یک پارک مذهبی درست کنید نیاز نیست کار خاصی صورت بگیرد. فقط باید ساز و کارها به گونه‌ای طراحی شود که از عموم مردم در آن‌جا حضور داشته باشند و محیط تا حد امکان خصوصی نشود. و آمارها هم نشان می دهد پارکی مثل کوهسنگی که پارک خانوادگی است، بیشترین امنیت را در زمینه‌های مختلف دارد و یا مثلا وقتی هتلی نزدیک حرم به ازای هر شب پانصدهزار تومان اجاره می‌گیرد، قطعا عموم مردم در آن حضور ندارند و همین خصوصی سازی یک محیط، سبب ضد هویتی شدن آن می‌شود.
  • راه دیگر تقویت این هویت، تمرکز بر از بین نبردن ساز و کار های مردمی است.
    به عنوان مثال بستنی فروشی که سر میدان بسیج است، می‌بینیم که مغازه عنوان “زائر” دارد، ولی چند متر آن طرف‌تر روی تابلو نصب می‌شود “اطلاعات سفر”. این یعنی آن‌قدر فهم وجود ندارد که برداشت عمومی مردم این است که ما مهمانان این‌ شهر را به زائر می‌شناسیم.

آفات خصوصی‌سازی محیط‌های شهری

سوالی که در این زمینه مطرح است این است؛
چرا خصوصی سازی در شهر به معنای خصوصی شدن فضا انجام می‌شود؟ شما اگر بهترین فضا را فراهم کردی ولی محیط خصوصی بود، همان‌جا آسیب می‌شود. چون وقتی عموم مردم نمی‌آیند هویت حفظ نمی‌شود، حتی اگر زائر مذهبی داشته باشیم.
در همین قضیه دانشگاه فردوسی، وقتی بیلبورد دانشگاه فردوسی سر مسئله‌ی دانشکده‌ی علوم پزشکی به پردیس دانشگاه تغییر کرد، یکی از اعضای شورای شهر چندین پست در مورد این قضیه در شبکه اجتماعی‌اش منتشر کرد که این سابقه‌ی تاریخی چندین ساله‌ی مردم است. همین کانال “اخبار مشهد”، همین “خراسان” روی این قضیّه کلی کار کردند. چرا؟ چون قرار است فردوسی در این شهر مطرح باشد.
نکته‌ی آخر هم این‌که این قضیه یک قضیه نخبگانی است؛ به همین دلیل همه باید راجع به این قضیه حرف بزنند؛ از خواص رده میانی گرفته تا فضلا، اساتید دانشگاه و دانشجویان.

 

[1] این جلسه بعد از اقدام شهرداری مشهد مبنی بر حذف تابلوهای “راهنمای زائر” از کیوسک‌های سطح شهر و تبدیل آن عنوان به “راهنمای سفر” برگزار شد. شایان ذکر است این اقدام شهرداری توسط نخبگان و تشکل‌های مشهدی اعتراضات فراوانی را بدنبال داشت که در نهایت هم منجر به تجدیدنظر شهرداری در این اقدام و برگرداندن دوباره‌ی اسم “زائر” به این کیوسک‌ها شد.

 

 

همچنین ببینید

استاد وکیلی- هیئت لبیک مشهد

«روش برخورد با فساد در حکومت اسلامی»| حضرت استاد حاج شیخ محمدحسن وکیلی در هیئت لبیک مشهد- فاطمیه1396

در ادامه می‌توانید جزوه‌ی سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی را در پنج …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *