سرخط خبرها
خانه / جلسات هفتگی / مبانی سینمایی شهید آوینی| سخنرانی محمدمهدی خالقی در جلسه هفتگی فتیه
محمدمهدی خالقی
محمدمهدی خالقی

مبانی سینمایی شهید آوینی| سخنرانی محمدمهدی خالقی در جلسه هفتگی فتیه

هفته‌ی هنر انقلاب اسلامی و سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم؛ آقا مرتضی آوینی، بهانه‌ای شد تا بیشتر درباره‌ی مبانی سینمایی آوینی به جستجو برآییم.

از محمدمهدی خالقی، مستندساز جوان مشهدی دعوت کردیم تا دیدگاه‌هایش نسبت به استادش را برای ما به ارائه بگذارد. هرچند سنّ و سال هنرمندانی مثل او به شاگردی آوینی نمی‌رسد، اما فضای آرمانی و انقلابی‌یی که آن شهید در جامعه‌ی هنری ایران ساطع ساخت، نه تنها خالقی که بسیاری چون او را تحت تاثیر خود قرار داد و چه افتخاری بالاتر از این‌که خود را شاگرد چون اویی دانست.

دانلود جزوه|   pdf  

در ادامه متن کامل سخنرانی استاد را می‌خوانید:

باسمه تعالی

ابعاد شخصیتی آوینی

برای شروع بحث، دو مقدمه خدمت دوستان جوانم عرض می‌کنم. اول این‌که شهید آوینی از متفکران چند وجهی و جامع‌الاطراف انقلاب است. آوینی منحصر در سینما نیست. در حقیقت سینما برای آوینی، ابزار برون‌داد تفکّراست. او در فلسفه، غرب شناسی، ادبیات، نقد هنر، و حتی نوعی از نگاه ادیبانه به تاریخ اسلام قلم زده و در نحله‌های مختلف هنری ورسانه طبع‌آزمایی کرده است.

آوینی تفکری فراتر از قوالب هنری دارد. اما چرا سینما را انتخاب می‌کند؟ جواب این سؤال را در سخنان رهبر انقلاب اسلامی درباره سینما جستجوکنید. سینما یک هنر متعالی است. یک معجون هفت جوش است. به تعبیر من سینما عصاره‌ی تفکر بشر در حوزه هنر است. یک هنر پیچیده، پرمخاطب و تأثیرگذار.

آوینی یک متفکر بیش فعال است. ذهن سیّال و جوّالی دارد. بین هنرها و قالب‌های مختلف فکری در سیر وسلوک است. سینما برای آوینی یک ابزار مناسب برای بارش افکار و انتقال آن‌ها به مخاطب است. مخاطبی که گیرنده‌های حسّی، عقلی، دینی و انقلابی‌اش با انقلاب اسلامی حسّاس و دقیق است. البته شهید آوینی فیلم داستانی نساخته و فقط آزمون‌هایی در حوزه فیلمنامه دارد و کارهای سینمایی او مستندهایی صاحب سبک و پرمخاطب است.

ادوار زندگانی سیدمرتضی آوینی

برای مقدمه‌ی دوم هم عرض کنم که زندگی و صیرورت حیات سید مرتضی آوینی را می‌توانیم در سه بخش ببینیم:

  • دوره‌ی “دورشدن از فطرت”:

من این دوره پیش از انقلاب شهید آوینی را دوره‌ی «دور شدن از فطرت» نام می‌گذارم. نخِ تسبیح این دوره‌ی زندگی او مطالعه، تفکر و آزمون و خطاست. در این دوره زیاد مطالعه می‌کند و در برخی قالب‌های هنری و ادبی مثل شعر، نقاشی و متون ادبی خود را می‌آزماید. من بشدت مخالفم با نگاه‌هایی که این دوره از زندگی شهید آوینی را صرفا با نسبت دادن سبک زندگی دور از دین‌مداری ارزیابی می‌کنند. بنظرم باید از این زاویه به این دوره از زندگی آوینی نگاه کرد که او در حال تکوّن شخصیتی است. البته در مقابل برخی هم می‌خواهند این‌طور وانمود کنند که این دوره پیش از انقلاب شهید آوینی، رویّه‌ی دیگر زندگی و تفکر او در سال‌های بعد از انقلاب است و تحول و تغییرات شدید شخصیتی و فکری او را انکار می‌کنند. این دسته از نزدیک شدن شخصیت آوینی به اسلام ناب و تفکرحضرت امام می‌ترسند و بعد از امام پیوستن او را به جناح مؤمن انقلابی حول رهبری بر نمی‌تابند.

  • دوره‌ی “تغییر و گذار”:

مبهم‌ترین دوره‌ی زندگی آوینی برای ما همین دوره است. کسانی با او بوده‌اند اما عمداً این دوره را انکار و سانسور می‌کنند. این دوره احتمالاً از چند ماه پیش از پیروزی انقلاب تا چندماه بعد از آن ادامه پیدا می‌کند. چه اتفاقی در این دوره برای کامران آوینی می‌افتد که تحت تأثیر نهضت امام خمینی تبدیل به سید مرتضی آوینی می‌شود؛ نمی‌دانیم. بر اساس اطلاعات کمی که داریم؛ شهید در این دوره گوشه‌گیر است و اثر هنری و ادبی خاصی هم از این ایام در دست نداریم. در آخر همین دوره است که می‌گوید من تمام آثار قبلی‌ام را سوزاندم و از بین بردم. آوینی در این دوره مشغول پوست‌اندازی فکری است.

  • دوره “در راه سید شهیدان اهل قلم شدن”:

از سال 58 و 59 تا دوازده سیزده سال بعد. آن‌چه آوینی را «سید شهیدان اهل‌ قلم» کرده است، همین دوره است. همه رزومه‌ی کاری مفصّل شهید آوینی که حدود صدفیلم مستند، دو سه تا مجلّه، چند صد مقاله –که بعدا کتاب شد-، جلسات متعدد، نیروسازی‌ و… مربوط به همین چندسال است.

اما برای من که علاقه‌مندی و بیشترِ ارتباطم با سینمای آوینی بوده، از سال 76 و 77، مسئله‌ی آوینی برایم جدّی شد. قطعا شاخص‌ترین دلیلی که مرا به عرصه‌ی مستند کشاند، شخصیت آوینی بود. نه تنها من؛ بلکه خیلی از مستندسازان انقلاب، تحت تاثیر شخصیت آوینی بودند. در جلسه‌ای که اخیرا خدمت حضرت آقا بودیم، چند نفر از حضّار به همین نکته اشاره کردند. آقای طالب‌زاده گفتند که آوینی نقش اول را دارد در جریان مستند انقلاب اسلامی. آقا آن‌جا گفتند: «البته آقای طالب‌زاده هم نقش دارند»!

تحلیلی از مجلّدات «آیینه جادو»؛ مجموعه مبانی سینمایی آوینی

شهید آوینی مبانی سینمایی‌اش را در مقالات متعددی که بیشتر در مجله‌ی سوره به چاپ رسیده بیان کرده است. این مقالات بعدها در مهم‌ترین اثر نظری سینمای انقلاب اسلامی کتاب سه جلدی ” آیینه جادو” گرد آوری شده است.

  • مقالات نظری بسیار مهمی درباره‌ی سینما که بعدها در جلدِ یک «آیینه‌ی جادو» چاپ شدشد. بعنوان مثال مقاله جذابیت در سینما، یا مقاله مونتاژ و مقاله آیینه جادو که اسم کتاب از آن گرفته شده و دیگر مقالاتی که مباحث جدی و سنگینی دارد. این جلد مخصوص کسانی است که به شکل جدی وارد سینما شده باشند و اصطلاحاً سینماشناس باشند. بنده همیشه به دوستان پیشنهاد می‌کنم که مجموعه‌ی «آیینه‌ی جادو» را از جلد سوم شروع کنید و به جلد یک برسید.
  • جلد دوم آیینه جادو نقدهای سینمایی است. مباحثی شیرین، کاربردی و متفاوت با شیوه‌های مرسوم نقد سینمایی. عباراتی که شجاعت و استقلال شخصیتی از آن تراوش می‌کند. در این نوشته‌ها باکسی مواجهی که در عین تند و تیز بودن، صداقت دارد و جملات و عباراتش را با حداکثر تقوای شخصی نوشته است. کسی که با دلسوزی در حال ترسیم یک مسیر سالم و همراه با استقلال برای سینمای بومی است. در این مجلد بخشی از مهم‌ترین فیلم‌ها و کارگردانان سینمای ایران مورد ارزیابی آوینی قرارگرفته‌اند. در شروع این، مقاله‌ی مهم “فرزندان انقلاب در برابر عرصه‌های تجربه نشده سینما” دیده می‌شود که شهید آوینی مبانی نقدنویسی‌اش را بیان می‌کند و تأکید می‌کند این نوشته‌ها به شیوه‌های مرسوم نقد سینما نوشته نشده و “روی به قبله دیگری دارد” و بعد از آن نقدهایی به فیلم‌های پنج دوره جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.  در این جلد بجز نقد فیلم‌های داخلی، مقالاتی پراکنده درباره سینمای جهان چه با نگاه منفی و چه آثار مطلوب شهید آوینی در سینمای جهان دیده می‌شود.
  • در جلد سوم هم بیشتر با مقالات و نظریاتی کاربردی و همه فهم مواجهیم که با خواندنشان، کیمیای ارزیابی فیلم خوب به ما رخ می‌نماید. در این جلد مقالات بسیار مهم “سینما مخاطب” یعنی همان سخنرانی معروف و جنجالی در سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب اسلامی و مقاله “یک تجربه ماندگار” که به نظر من قصه روایت فتح است دیده می‌شود. در این جلد همچنین نقدهای موضوعی شهید آوینی مثل مقاله “درباره سینمای کودکان” و “سینما و هویت دینی دفاع مقدس” دیده می‌شود.

اما درباره شاخصه‌های مبانی سینمایی آوینی باید بگوییم که این مبانی خیلی روشن و شفاف است. زیاد پیچیده نیست و البته در عین سادگی، بسیار مهم است و گنجی است که اگر بفهمی‌شان، راهت را در سینما چه بعنوان فیلمساز و چه بعنوان مخاطب گم نمی‌کنی.

شهید آوینی در سینمای داستانی دست به دوربین نبرده و بیشتر از دید منتقد وارد شده است. البته بعضی از نزدیکان او می‌گویند اگر شهید نشده بود، وارد سینمای داستانی هم می‌شد و احتمال موفقیتش هم زیاد بود.

شاخصه‌های مبانی سینمایی آوینی

این شاخصه‌ها در سینمای داستانی که در اندازه فهم من گردآوری شده این‌هاست:

  • مخاطب:

بررسی عملکرد سه سینمای «فیلم ایرانی»، «روشنفکری» و «مردمی» در جذب مخاطب

آوینی سینمای قبل از انقلاب را به دو قسمت تقسیم می‌کند؛ «سینمای فیلم فارسی» که شاخصه‌ی این نوع سینما برای جذب مخاطب، رفتن به سراغ ابتذال و غرایز حیوانی بشر است. بدنه‌ی اصلی سینمای قبل از انقلاب که برای جذب مخاطب دست به هر روشی می‌زد. از عریانی و تحریک غریزه جنسی تا عریانی، خشونت و دامن زدن به اختلافات قومی و قبیله‌ای تا تمسخر فرهنگ‌ها، قومیت‌ها، روستایی‌ها و… سینمایی که هرکاری می‌کرد تا بتواند مخاطب را به سالن سینما بیاورد و جیبش را خالی کند.

در واکنش به این جریان، موج نوی سینمای ایران راه افتاد که این جریان هم جز تک ستاره‌هایی مثل گاو، قیصر، سفر سنگ، گوزن‌ها و … در دام سینمای روشن‌فکری درباری افتاد. سینمایی شخصی، انتزاعی، ضد قصّه و بدون جذابیت‌های سینمایی برای ارتباط گرفتن با مخاطب که به دلیل وابسته بودن به بودجه‌های دولتی مثل بنیاد فرح پهلوی و… دغدغه‌ی مخاطب نداشت. یک سینمای محفلی و محدود. این سینما، نه قبل از انقلاب نه بعد از انقلاب نتوانست مخاطب را به سینما بکشاند.

شهید آوینی در تحلیل ادامه‌ی مسیر سینما می‌گوید بعد از انقلاب جریان «فیلم فارسی» چند سالی ضعیف شد اما «سینمای روشن‌فکری» هم‌چنان ادامه پیدا کرد و همان رویه و روش را ادامه داد و تا امروز هم در قالب‌هایی مثل سینمای معناگرا، سینمای عرفانی و … ادامه حیات داده است.  

جز این‌ها، آوینی به تبیین مبانی جریان سوم سینمای بعد از انقلاب می‌پردازد. سینمای بچه‌های انقلاب که او عنوان «سینمای مردمی» را برایش انتخاب می‌کند. او اعتقاد دارد سینمای مردمی، سینمایی دور از ابتذال به معنی فیلم فارسی و دور از انتزاع به معنی سینمای روشنفکری است. شهید آوینی اعتقاد به سینمایی قصه‌گو و سالم دارد که جذابیت‌هایش را از دل قصه‌هایی جذاب و مردمی می‌گیرد. سینمایی که هم باید از لحاظ متن مبتنی بر ارزش‌های متعالی انسانی باشد و هم توانایی داشته باشد که مخاطب را از درون خانه‌اش به داخل سینما بکشاند. سینمایی که بتواند به تدریج باحفظ ارزشهایش خودکفا باشد.

آوینی عقیده دارد سینما وقتی بوجود آمد، یکی از پایه‌های اصلی‌اش، مخاطب بود. فیلم را در سالن تاریک اکران می‌کردند و این فیلم باید می‌توانست مخاطب را از خانه تا سینما بکشاند و برای او ارزش هزینه کردن داشته باشد.

مجموعه این مباحث برای ما فیلمسازها و شما مخاطبان یک سنگ محک است. لذا اگر دیدیم فیلمی 20میلیارد فروخته ولی هیچ ارزشی را انعکاس نداده، فیلم موفق نیست. هم‌چنین اگر مفاهیمت متعالی بود اما فیلمی هزینه‌بر ساختی که نتوانست مخاطب را به سینما بکشد، باز هم فیلم خوبی نیست. این نظر آوینی است.

  • اقتصاد سینما:

سینما باید روی پای خودش بایستد و بعلاوه بتواند درآمدزایی هم داشته باشد. مثلا بعضی آثار حاتمی‌کیا مثل «آژانس شیشه‌ای»، هزینه‌ی خودش را درآورد و سودآور هم بود. یا مثل آثار ده‌نمکی که با وجود برخی ایرادهای جزیی، هم قصه‌ای ارزشمند داشت و هم توانست هزینه‌اش را درآورد.

  • استقلال سینما:

به این معنا که سینما باید استقلال داشته باشد و دولت‌ها فقط نقش هدایت‌گری داشته باشند. دقیقا برخلاف وضعیت فعلی ما که دولت‌ها پول می‌دهند بدون هدایتگری و نظارت. مربوط به این دولت و آن دولت هم نیست؛ همه‌ی دولت‌های ادوار جمهوری اسلامی درسینما همین‌جور بودند، هم پیاز را می‌خوردند، هم پول می دادند و هم چوب می‌خوردند.

  • ارجح بودن سینمای قصه‌گو و قهرمان‌پرور به سینمای ضدّ قصه‌ی روشنفکری هَپَروتی شبه‌عرفانی:

سینمای دهه 1360 دوره‌ی مبارزه با قهرمان‌ها و قصه‌ها در سینما بود. اما آوینی می‌گفت داستان باید قهرمان‌پرداز باشد؛ اما آن قهرمان باید یک ویژگی‌هایی داشته باشد. آوینی در مقاله “خسته نباشید، برادران” می‌نویسد:  “قهرمانان  حقیقی جنگ ما، نه قهرمان – به معنی مصطلح- هستند و نه اصلاً در تیپ‌بندی روانشناسی غربی‌ها می‌گنجند… و این تنها یکی از مشکلات متعددی است که در سرراه پاگذاشتن در عرصه‌های تجربه نشده سینما قرار دارد…”

  • پرهیز از سینمای جشنواره‌ای:

شهید آوینی اعتقاد داشت که وقتی جشنواره‌ها را شاخص ارزیابی فیلم خوب و بد قرار دادی، سلیقه‌ی جشنواره را به سینما تحمیل می‌کنی. وقتی به «فروشنده» جایزه می‌دهی، داری پالس می‌دهی که فیلم خوب این شاخصه‌ها را دارد. در همین مقاله خسته نباشید، برادران می‌نویسد: ” … حقیقت اینست که کسب توفیق در جشنواره‌های خارج از کشور ارزشی را اثبات نمی‌کند…. کسی مخالف شرکت در جشنواره‌های خارج از کشور نیست، اما آن‌چه که اصلاً در شأن ما نیست، شیفتگی و مقهوریت و مرعوبیت در برابر آن‌هاست.

 

 

همچنین ببینید

استاد محمدی-فتیه

آسیب‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی| ارائه‌ی بحث حجت‌الاسلام استاد محمدی در جلسه هفتگی فتیه

حجت‌الاسلام استاد محمدی، از دانش آموختگان مشهدی حوزه‌ی علمیه قم و از زمره‌ی شاگردان فیلسوف …