سرخط خبرها
خانه / هیئت لبیک / مبانی دینی آتش به اختیار| سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین دست‌پروری در هیئت لبیک
حجت الاسلام دستپروری
حجت الاسلام دستپروری

مبانی دینی آتش به اختیار| سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین دست‌پروری در هیئت لبیک

خلاصه بیانات حجت الاسلام و المسلمین دست‌پروری

در هیئت لبیک (حسینیه هنر مشهد)

شب شهادت امام صادق (علیه‌السلام)

28 تیر 1396 (24 شوال 1438)

پی دی اف: A4


اَلَّذینَ قالُوا رَبُّنا اللهُ ثُمَّ اِستَقامُوا تَتَنزَّلُ علیهِمُ المَلائِکهُ اَلّا تَخافُوا و لاتَحزنوا و اَبشِروا بِالجَنَّهِ الّتی کُنتُم توعَدون

شهادت مظلومانه امام صادق علیه السلام را تسلیت می‌گویم. بهانه خوبی است که در خدمت شما عزیزان باشیم.

کار انبیاء و اولیاء تبیین حق است

امام صادق علیه السلام مثل اجداد طیّبین‌شان، کارشان تبیین حق بود. دوتا آیه را یادداشت کردم که خدا جایگاه انبیا و اولیاء را بیان می‌کند: یکی آیه 44 سوره مبارکه نحل: وَ اَنزَلنا اِلیکَ الذِّکرَ لِتُبَیِّن لِلنّاس؛ ما قرآن را برای تو فرستادیم برای این‌‌که تبیین کنی.

در قرآن دارد که: قَد تَبیَّن الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ. راه تبلیغ این است که تبیین رشد و غیّ بشود.

برنامه انبیا و اوصیا این بود که تبیین بکنند. مربی از نظر تربیت اسلامی کسی است که تبیین بکند مسیر را. راه خدا و راه هوا را روشن بکند. وادار کردن، کار مربی و کار پیغمبر و ائمه نیست. انبیاء چادر بر سر کسی نمی‌کنند. بلکه حجاب را توصیف می‌کنند. ویژگی‌های کمال یک بانوی متدین و کسی که رشد را می‌خواهد، تبیین می‌کنند.

آیه دیگر همین معناست که: وَما اَنزَلنا عَلیکَ الکِتابَ اِلّا لِتُبَیِّن لَهُم (آیه 64 سوره نحل)

امام صادق علیه السلام بخاطر شرایط سیاسی و شرایط سنی و دیگر شرایطی که برایشان فراهم شد، زمینه بیشتری داشنتد برای تبیین دین. لذا ما را شیعه جعفری نامیده‌اند.

اعلام شرایط «آتش به اختیار» توسط مقام معظم رهبری

جامعه فعلی ما ان شاءالله به طور مطلق جلوتر و متقدم بر ولی نیست. ولی گاهی متقدم هستیم. متاخرِ متاخرِ متاخرِ از ولی هم نیستیم، ولی گاهی اوقات هم هستیم. اینجاست که اولیاء دین از جمله مقام معظم رهبری مسئله آتش اختیاری را مطرح کردند. این در مقابله با بعضی انحرافاتی است که در جامعه اتفاق افتاده است.

تشیع لوازمی دارد که من به چندتا از این‌ها اشاره می‌کنم و بحث آتش اختیاری هم کنار این مسئله روشن می‌شود.

چندین سال قبل این مسئله مطرح بود که آیا امر بمعروف و نهی از منکر وظیفه دولت است یا مردم؟ مثل حضرت امام رضوان الله تعالی علیه تاکید کردند که امر بمعروف و نهی از منکر، تکلیف آحاد مردم است. یعنی نماز و روزه و حج و زکات با شرایطش واجب است، امر بمعروف و نهی از منکر هم واجب است.

برای روشن شدن این مطلب باید یکی دوتا مطلب را قبلا بگوییم:

حیوانات با غریزه تامین می‌شوند

یک این‌که حیوانات با غریزه تامین می‌شوند. غریزه‌محور هستند. تمام شئونات زندگی‌شان با همان غریزه تامین می‌شود. غریزه را خدا در نهاد آن‌ها گذاشته است. ولی انسان با غریزه تامین نمی‌شود. فرعون از موسی و هارون علیهما السلام می‌پرسد هی می‌گویید رب ما، رب ما، مَن رَبُّکُما؛ رب شما کیست؟ گفتند: رَبُّنا الّذی اَعطی کُلَّ شَی‌ءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدی؛ پروردگار ما همان کسی است که همه را خلق کرده است و همه را هم هدایت کرده است. کل شی‌ء یعنی حتی کلر و سدیم را هم خدا خلق کرده است و آن‌ها را هدایت کرده است.

انسان نیاز به یک هدایت دیگر دارد غیر از هدایت تکوینی. هدایت تکوینی اجباری است. یعنی هر انسانی بخواهد نخواهد، دوران کودکی و نوجوانی و جوانی را می‌گذراند. هیچ تغییر بردار نیست. این هدایت تکوینی است.

انسان تکلیف محور است

انسان نیاز به یک هدایت دیگر دارد که آن هدایت تشریعی است. حالا یکی از این ابعاد اخلاقی تربیتیِ هدایت تشریعی این است که انسان بالاتر از حیوان است. حیوانات شرطی عمل می‌کنند. یعنی گربه می‌گوید اگر به من میدان بدهید، لوس بازی در می‌آورم، ولی اگر عرصه را بر من تنگ کنید، حمله می‌کنم و پنجول می‌کشم. شرطی است. ولی انسان شرطی نیست. انسان به قول امام راحل، تکلیف محور است. تکلیف مدار است. در هر شرایطی باید ببیند وحی چه گفته است؟ امام صادق به من می‌گوید چطور برخورد کنم؟

یک نفر به قنبر تهمت زد و بی احترامی کرد. قنبر آماده شد که جوابش را بدهد. امیر المومنین علیه السلام فرمودند: مَهلاً یا قنبر! دست نگه دار. دَع شاتِمَک مِهاناً؛ کسی که بهت فحش داده، اورا از روی بی‌اعتنایی ترک کن. مقابله به مثل نکن. بعد فرمودند: هیچ چیزی خدای رحمان را به اندازه این حالت که تو بی‌توجهی بکنی و بگذری، خوشنود نمی‌کند. هیچ چیز به اندازه سکوت کارساز نیست. این تکلیف مداری است.

دعوت گورباچف به دین اسلام تکلیف مداری است. بعدش هم ما مامور به نتیجه نیستیم.

«آتش به اختیار» یعنی چه؟

حالا آتش به اختیار یعنی چه؟ البته این بیان بیان جدیدی نیست. حضرت امام هم فرمودند اگر کسی از دولتمردان اشتباه کرد به او تذکر بدهید. آتش به اختیار یعنی در جبهه، گاهی کار به آن‌جا می‌رسد که شما نیازی به امر فرمانده نداری. در آن‌جا تو خودت فرمانده هستی. ببین تکلیفت چیست؟ منتها این تشخیص تکلیف خیلی مهم است. آتش به اختیار بی بند و باری نیست. دقّ دلی خالی کردن نیست. دل خنک کردن نیست.

«آتش به اختیار» چه لوازمی دارد؟

حالا این آتش به اختیار چند چیز می‌طلبد.

«بصیرت»؛ اولین لازمه آتش به اختیار

مسئله اول بصیرت و فقه است. که امام باقر علیه السلام فرمودند: اَلکَمالُ کُلُّ الکَمالِ التَّفقُّهُ فی الدّین. فقیه کسی نیست که عمامه دارد و مجتهد است. نه! فقیه، دین فهم است. شما هم باید دین فهم شوید.

در سوره مبارکه یوسف آیه 108 داریم: قُل هذِه سبیلی اَدعُوا اِلی اللهِ عَلی بَصیرَهٍ اَنا وَ مَنِ اتَّبَعنی. این راه من است. من شمارا به سوی خدا دعوت می‌کنم. دعوت من شما را به سوی خدا می‌رساند، نه به سوی حاج آقای فلان، نه به سوی دکتر فلان. علی بصیره؛ علی برای استعلاست، یعنی تسلط بصیرتی دارم. به ما یاد داده‌اند که هر روز در نمازهایمان بخواهیم: وَ اِجعَل النّورَ فی بَصَری و البَصیرَه فی دینی. در همین رابطه با بصیرت چند حدیث از امام صادق علیه السلام برایتان بخوانم:

امام صادق فرمودند: لَوَددتُ اَنَّ اَصحابی ضَربتُ رُئوسَهُم بالسِّیاط حَتّی یَتَفَقَّهُوا. من دوست دارم اگر لازم بشود به ضرب تازیانه، شیعیانم فقیه شوند. نگفتند فقط علما فقیه شوند. شیعیان، دوستان و اصحاب من اهل بصیرت شوند.

در بیان دیگر فرمودند: اَلعامِل عَلی غَیرِ بَصیرهٍ کالسّائِرِ علی غَیرِ الطّریقِ لا یَزیدُه سُرعَهُ السَّیرِ اِلّا بُعداً؛ کسی که می‌خواهد به طرفی برود اگر وقتی رسید سر دوراهی، پیچید آن طرف دیگر، هرچه قدر تند تر برود از خط اصلی دورتر می‌ماند. کسی که برمبنای غیر بصیرت عمل می‌کند، هرچه که تندتر برود بیشتر از آن صراط فاصله می‌گیرد.

اگر بصیرت می‌داشتند حسین علیه السلام را تنها نمی‌گذاشتند. حسین را تنها گذاشتند بعد دور سلیمان صرد خزاعی چمع شدند. اما زمانی شمشیر کشیدند که دیگر خون حسین ریخته شده بود. توابین چه کردند؟ هیچ. فایده‌ای نداشت. بصیرت. آن وقتی که امیرالمومنین می‌گوید من مانند کسی که دینار بدهد درهم بگیرد، حاضرم شمارا با اصحاب معاویه عوض کنم، چراکه اصحاب معاویه در کفرشان، در گمراهی‌شان استقامت دارند اما شما نه. لذا در جنگ صفین دوستان احمق گول قرآن به سر کردن عمروعاص را خوردند.

در رویات دیگر: اَلعامِلُ علی غَیرِبَصیرهٍ کَحِمارِ الطّاحُونه. اگر کسی بدون بصیرت حرکت کند، مانند الاغ آسیاب است. فقط دور خودش دور می‌زند و در نهایت هم همان سر جای اولش می‌رسد.

پس اولین نکته‌ای که در آتش اختیاری لازم است بصیرت است. که تکلیف من چیست؟ تکلیف حضرت زهرا سلام الله علیها این است که خطبه بخواند. تکلیف اباذر این است که در مقابل هرز روی‌های خلیفه سوم نهی از منکر بکند. تکلیف حرّ تفکر است. تفکری که اورا در مسیر حق قرار داد.

سه شاخصه‌ی سنجش میزان عبودیت

لذا جوانان عزیز به فکر شناخت و آگاه شدن باشید. خط سیر مطالعاتی داشته باشید. و الا بعضی دروسی که بعضی مجامع فرهنگی به ما می‌دهند شاید برای دین شناسی به اندازه کافی نباشد. برای این‌که بدانیم در میسر عبودیت هستیم یا نه، سه تا نکته و شاخصه وجود دارد:

سنت. نیت. اولویت.

سنّت یعنی کاری که ما انجام می‌دهیم آیا طبق سنت هست یا نه؟ سنت را چه جور بفهمیم؟ فتوای مرجع‌مان. ما هرجور دلمان بخواهد نمی‌توانیم رفتار کنیم. باید این عملی که انجام می‌دهیم ببینیم مکتبمان اجازه می‌دهد یا نه؟

دوم نیت است. بحث اخلاص است. کتاب قلب سلیم شهید دستغیب، آفات نیت را گفته است. انگیزه غیرالهی در کارهامان راه پیدا نکند.

سوم اولویت. یعنی من در هر آنی بهترین کاری که در مسیر بندگی خدا می‌توانم انجام بدهم چیست؟ اولویت. رعایت اولویت‌ها. پس یکی از ابعاد شناخت و بصیرت، تشخیص اولویت هاست.

«آتش به اختیار» یعنی در عمل به تکلیفتان منتظر هیچ سازمانی نباشید

حالا آتش به اختیار یعنی منتظر نباشید دولت امر بمعروف و نهی از منکر کند. منتظر هیچ ارگان و اداره و تشکیلاتی نباشید. شما به عنوان یک مومن، وظیفه دارید خودتان قیام و اقدام کنید. نه هرج و مرج. نه بی حساب و کتاب. نه! یعنی اصحاب رسانه یک‌جور تکلیف دارند، کاسب کارها یک‌جور تکلیف دارند، منبری‌ها یک‌جور تکلیف دارند، مداح‌ها یک‌جور تکلیف دارند. بنا بر تکلیفی که دارید، منتظر هیچ اداره‌ای نباشید. خودتان بر مبنای تکلیف‌تان، تکلیف مدارانه عمل کنید.

این‌که در زیارت وارث درباره آقا امام حسین علیه السلام دارد: اَلسَّلامُ عَلیک یا وارِثَ آدمَ صَفوَه الله، وارِثَ نوحٍ نَبیِّ الله، ابراهیمَ خلیلِ الله، موسی کلیمِ الله تا محمد صلی الله علیه و اله وسلم رسول الله؛ امام حسین وارث تمام انبیا است. ما چه‌قدر وارث عاشورائیم؟ ما چه‌قدر از عاشورا بهره داریم؟ آن‌جا که به ما یاد دادند بگوییم: یا لَیتَنی کُنتُ مَعَک. ما چه‌قدر بهره داریم از عاشورا؟ که بعد امام حسین را تنها نگذاریم؟ حتی بعد امام حسین نیامدند سراغ زین‌العابدین علیه السلام. چه مشکلی است؟ کجای کار خراب است؟

لوازم دیگر «آتش به اختیار»

کنار بصیرت، استقامت می‌طلبد. سعه‌ی صدر می‌طلبد. ترک حسد می‌طلبد. ترک تعینات می‌طلبد. که این‌ها وقت دیگری می‌طلبد که ان شاءالله در فرصت بعدی سعی می‌کنم در خدمت شما جوانان عزیز باشم.

والسلام علیکم و رحمه الله

تهیه و تنظیم توسط وبسایت تشکل مردمی فتیه (fetye.ir)

 

همچنین ببینید

شرح مناجات شعبانیه- شیخ سلمان حاجی مرادخانی

شرح مناجات شعبانیه| سخنرانی حجت‌الاسلام شیخ سلمان حاجی مرادخانی در محفل مناجاتی هیئت لبیک مشهد

سومین سالی است که سنّت حسنه‌ی محفل هفتگی مناجات شعبانیه، هم‌زمان با ایام شعبان‌المعظم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *