سرخط خبرها
خانه / جلسات هفتگی / اخلاق عاقلان | جلسه اول درس اخلاق استاد سیدمحمد هژبری
استاد سید محمد هژبری
استاد سید محمد هژبری

اخلاق عاقلان | جلسه اول درس اخلاق استاد سیدمحمد هژبری

عشق را ول کنید، معرفت را هم ول کنید فعلا. بروید سراغ عقل. اگر عقل فعال شد، به همه آن خیرات امید است که برسید. ریشه تمام این‌ها عقل است. لذا ما وقتی یک جلسه‌ای با نام اخلاق می‌گذاریم، «اخلاقِ سیاسی»، «اخلاق فنی»، اخلاق مضاف، یک چیزی داریم از همه چیز مهم‌تر بنام «اخلاق عاقلان». سیمای عاقلان چه شکلی است؟

• درس اخلاق

• موضوع: اخلاق عاقلان

• استاد معظّم: حجت الاسلام والمسلمین سید محمد هژبری

• جلسه اول

• مکان: منزل شهید هاشم مرگان ازغدی

• زمان: 4 مردادماه 1396

• پی دی اف: A4


وَ مَن اَحسَنُ قَولاً مِمَّن دَعا الی اللهِ وَ عَمِلَ صالحاً و قالَ اِنَّنی مِنَ المُصلِحین

کلامی زیباتر از این نیست که کسی به کسی بگوید و اورا رهنمون شود به سوی خدا. وقتی سخن از نام مبارک حضرت پروردگار به میان می‌آید، تناظر ذهنی افراد به تناسب معرفتشان به پروردگار باهم متفاوت است. آن کسی که عرفان به حضرت حق جلَّ و عزَّ دارد، به تناسب معرفتش با شنیدن این دعوت حالش خوش می‌شود. و آن کسی که معرفت ندارد، حالش خوش نمی‌شود بلکه گاهی حالش بد هم می‌شود.

اَلنّاسُ اَعداءُ ما جَهِلُوا. مردم دشمن مجهولات خودشان هستند. هرچه را که نمی‌شناسند، با آن دشمن‌اند. اگر انسان خوبی را بشناسد، زیبایی را، عاشقش می‌شود. وقتی نشناخت، حسّی نسبت به او ندارد، بلکه حس عداوت دارد. از چیزی که آشنا نیست خیلی دلِ خوشی هم ندارد.

پس یکی از مستندات معرفت کسب کردن، همین‌جا برای ما ثابت می‌شود. چرا باید به دنبال معرفت بود؟ چون به مقداری محبت پروردگار به دل ما می‌آید که معرفت داشته باشیم.

گفتند از قیس عامری (مجنون) نقل شده است که اطباء، دوستان و ناصحین گفتند این بچه را ببرید کعبه را ببیند، ان شاءالله این خیالات از سرش بپرد. پدر، این جوان را برد مکه. در عرفات اردو زده بودند یک مرتبه یک خانمی از در خیمه درآمد بیرون خواهرش را صدا زد: «لیلا». تا گفت لیلا، این بیهوش شد. ما رشتیم و رشتیم و رشتیم، همه را پنبه کردی؟ بله. نام معشوق بیچاره می‌کند. همین که اسمش را بشنود.

گفتند یک صحرانوردی مجنون را دید که با دستش روی زمین می‌نویسد: «لیلی». گفتند چه می‌کنی؟ گفت مشق نام لیلی می‌کنم. گفتند خب چه خاصیّتی دارد؟ آدم هرکاری که می‌کند باید خاصیتی داشته باشد. گفت:

چون میسّر نیست برمن کام او                           عشق بازی می‌کنم با نام او

میان عاشق و معشوق رمزی است                  چه داند آن‌که اشتر می‌چراند؟

این عشق می‌آید همه‌ی پارادایم‌ها را به هم می‌ریزد. سیستم تو را به هم می‌ریزد. این چیست؟ جایی که درها همه بسته است، این می‌آید باز می‌کند. جایی که همه درها باز است، این می‌آید می‌بندد. یُشَجِّعُ الجَبان و یُجَبِّن الشَّجاع. یک آدم ترسوی مردنی از سوسک بترس، عشق شجاعش می‌کند. ترسو را شجاع می‌کند. و همین عشق، شجاع را می‌ترساند. این عشق است.

به ما گفته‌اند عشق و معرفت برادران دوقلو هستند. اگر این باشد، آن هم هست. به هم چسبیده‌اند. لذا هرکدام را خواستید ببینید، آن یکی دیگر را پیدا کنید. اگر رسیدن به عشق سخت است و صعوبت دارد، از معرفت شروع کنید. بروید سراغ معرفت. معرفت کجاست؟ آدرسش را باید پیدا کنید. شهر خِرَد، میدان عاقلان، کوچه اندیشه‌ورزان! اگر بچه این محله هستید: السلام علیکم یا عبادالله الصالحین. اگر بچه این محل نیستید، پاشید بروید! پای هر درس و موعظه‌ای که بنشینید، اگر اهل خرد نبودید التماس دعا. هیچ فایده‌ای ندارد.

لذا عشق را ول کنید، معرفت را هم ول کنید فعلا. بروید سراغ عقل. اگر عقل فعال شد، به همه آن خیرات امید است که برسید. ریشه تمام این‌ها عقل است. لذا ما وقتی یک جلسه‌ای با نام اخلاق می‌گذاریم، «اخلاقِ سیاسی»، «اخلاق فنی»، اخلاق مضاف، یک چیزی داریم از همه چیز مهم‌تر بنام «اخلاق عاقلان». سیمای عاقلان چه شکلی است؟ وجود خاتم رسل صلی الله علیه و آله را گفته‌اند: «عقل کل». خود وجود مقدّسشان هم فرمودند: اَوَّلُ ما خَلقَ اللهُ العقلُ. اولین مخلوق پروردگار عقل است. و فرمود: اَوَّلُ ما خَلَق اللهُ نوری. از این دوتا «اول» چه می‌فهمید؟ یعنی منِ پیامبر، ذاتِ عقل هستم. عقلِ محض هستم. کل عقل و عقل کل هستم. هرچیزی که در عالم توزیع می‌شده است براساس عقل بوده. درجات و درکات انسان‌ها براساس عقل و بی‌عقلی است. لذا اگر یک وقتی آرزو کردید که از جایی بلند شوید و کاری بکنید کارستان، اول باء بسم الله بروید سراغ عقل.

زن می‌خواهید بگیرید؟ (این جلسه اول یک مقدار کشکول‌وار مطالبی عرض می‌کنیم) این را یادتان نرود. زن گرفتن ارکان دارد، فرائض دارد، نوافل دارد. یک سری چیزها در انتخاب همسر رکن است که باید باشد. یک سری چیزها فضل است. اگر بود بود، نبود هم نبود. و یک سری چیزها هم واجب است. درباره هر سه مورد هم روایاتمان مشحون است.

استاد سید محمد هژبری
استاد سید محمد هژبری

مثلا در باب فضایل راجع به موی سر همسر، قد خانم، رنگ چشم خانم حرف زده است.

یک سری چیزها واجب است مثل ولود بودن (بچه زا بودن). حیّنه بودن (یعنی نرم بودن). نرم فیزیکی هم بد نیست! ولی منظور نرم روحانی است.

یک ارکان هم داریم. چهارتا شرط دارد که شما باید در آن گزینه مورد نظر ببینید. یک دانه‌اش اگر نباشد، تعطیل. التماس دعا. یک: عقل. دو: ادب. سه: ایمان. چهار: هَوی

ادب یعنی سیستم فعال؛ می‌برد.

عقل سیستم بازدارنده است.

ایمان هم که مشخص است.

هَوا؛ یعنی به دلت بنشیند. زیباترین ابروی جهان را این خانم ندارد، ولی همین که دارد به دل من نشست. تجزیه و ترکیبش به دل شما بنشیند. اگر به دلتان ننشست، نروید ازدواج کنید بگویید ایمان که داشت و ما بخاطر ایمانش با او ازدواج کردیم و حالا پشیمانیم. این آخوندها مارا بیچاره کردند! عبدالله ابن ابی یعفور به امام صادق علیه السلام گفت من یک خانمی را دیدم که خودم پسندیدم و یکی خانمی را والدینم پسندیدند. چه کنم؟

حضرت فرمودند: تَزَوَّج الَّتی هَوَیتَها وَ دَعِ الّتی هَوا اَبَواک؛ یعنی آنی که دل به خودت نشسته با او ازدواج کن. «حالا برویم ازدواج کنیم، بچه دوم را بیاورد کم کم به دلم می‌نشیند» از این حرف‌ها نداریم.

در ازدواج ببین چند گرم عقل دارد همسرت؟ نه تنها در انتخاب همسر که رئیس جمهور هم که می‌خواهی انتخاب کنی، از همه اول عقل او را بسنجید. ورودش در حوزه‌های مختلف چگونه است؟ موضوعات را چگونه تحلیل می‌کند؟

عقل سلطان عادل خوش‌خو است                       آن‌چه سایه‌ی خداش خوانند اوست

اساسا ما که آمدیم در منطقه آفرینش، رقصمان قشنگ نبوده که! انسان چرا شد اشرف مخلوقات؟ بخاطر عقل.

ما هُل داده شدیم به سمت عقل. اگر بیچارگی در جامعه می‌بینید، مردم مشکل دانش ندارند. اگر یک روزی آرزو کردید جامعه‌تان را درست کنید، پیشنهاد من این است که بروید یک سیستمی طراحی کنید برای تربیت عاقلان. اگر عاقل باشد، خودش می‌رود سراغ کار و درس. سیستم آموزشی ما اگر عقل، محورش باشد، سعادتمندیم. و اگر هرچیز دیگر محورش باشد ولو دین، ولو آموزش نماز و قرآن، بدبختی است. روایات ما در کتب اربعه جمع‌آوری شده است. اجلّ و افخم این کتب، کتاب کافی است. این کتاب کافی، با کتاب عقل و جهل شروع می‌شود. کتاب العقل و الجهل. (این جایگاه عقل را می‌رساند) یعنی اول اول که هیچ چیز نگفتند و از معارف صحبتی نکردند، از عقل صحبت میکنند. و روبه روی جهل، عقل را قرار دادند؛ نه علم. عقل، اول کار است.

خداوند ان شاءالله مارا جزء عاقلان قرار دهد. عاقلان را به ما نشان بدهد. و سوم، کمک کند که معجزه عقل را در عالم نشان بدهیم به کسانی که اهل این سرزمین نیستند

والسلام علیکم و رحمه الله

تهیه و تنظیم توسط وبسایت تشکل مردمی فتیه (fetye.ir)

 

همچنین ببینید

دکتر علی خلیلی-فتیه

«آموزش و پرورش در تمدّن نوین اسلامی»| ارائه‌ی بحث دکتر علی خلیلی در جلسه هفتگی فتیه

در ادامه متن کامل سخنرانی دکتر علی خلیلی (دکترای علوم سیاسی و استاد تمدّن اسلامی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *