سرخط خبرها
خانه / جلسات هفتگی / کارآمدی، تجمل گرایی، جایگاه و نقش مردم | جلسات آموزشی اندیشه امام(ره) استاد عرب اسدی

کارآمدی، تجمل گرایی، جایگاه و نقش مردم | جلسات آموزشی اندیشه امام(ره) استاد عرب اسدی

کارآمدی یعنی همین دین خالص، رفع تشنگی میکند یا نمی‌‌کند؟ اگر این دین خالص رفع تشنگی نکند بدرد نمی‌خورد. اگر این دین وقتی که در جامعه پیاده شد همه به عدالت و رفاه رسیدند، دین ناب است.

نقد تک محوری که درست نیست. نمی‌شود فقط عنصر عدالت را درنظر گرفت و همان را بر سر انقلاب کوبید. نمیشود فقط آزادی را کوبید بر سر انقلاب اسلامی. نقد نکردن کار احمقانه‌ای است ولی از بین بردن جمهوری اسلامی حماقتی بزرگتر است.

• موضوع: کارآمدی، تجمل گرایی، جایگاه و نقش مردم

• سخنرانی: استاد حسین عرب اسدی

• جلسه سوم

• مکان: حسینیه هنر

• زمان: رمضان المبارک ۱۳۹۴ شمسی

• پی دی اف: A4 جلسه سوم

•صوت: دانلود جلسه سوم


(توضیح: این جلسه از آنجا که آخرین جلسه ای بود که خدمت استاد عرب اسدی می رسیدیم، لذا بیشتر به سوال و جواب گذشت تا ابهامات و سوالات ذهنی حاضرین در دوره مطرح شده، استاد پاسخ فرمایند.
به خاطر تفاوت سوال های اعضاء، تبعا حرف های استاد هم در این جلسه محور خاص و واحدی نداشت و عمدتا حول سوالات مطرح شده می چرخید.
در این جلسه (به تبع سوالات بچه ها) سه موضوع کلی توسط استاد بحث شد: یکی درباره معنا و محدوده کارآمدی، دیگر درباره معنی و مفهوم عنصر تجمل گرایی در اندیشه‌ی حضرت امام خمینی –رحمه الله علیه- ، و دیگری درمورد نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی برمبنای دیدگاه حضرت امام خمینی-رحمه الله علیه-.
اکنون متن جلسه را می خوانیم…)

******

درباره کارآمدی و شیوه‌ی صحیح آسیب شناسی جمهوری اسلامی؛
کارآمدی یعنی همین دین خالص، رفع تشنگی میکند یا نمی‌‌کند؟ اگر این دین خالص رفع تشنگی نکند بدرد نمی‌خورد. اگر این دین وقتی که در جامعه پیاده شد همه به عدالت و رفاه رسیدند، دین ناب است.
نقد تک محوری که درست نیست. نمی‌شود فقط عنصر عدالت را درنظر گرفت و همان را بر سر انقلاب کوبید. نمیشود فقط آزادی را کوبید بر سر انقلاب اسلامی. نقد نکردن کار احمقانه‌ای است ولی از بین بردن جمهوری اسلامی حماقتی بزرگتر است.
نباید نقدهای بنیان کنی کرد که اصل ریشه‌ی جمهوری اسلامی را از بین برد. چون جهان الان فقط جمهوری اسلامی را می‌بیند.
ما نقد درون ساختار جمهوری اسلامی را می‌پذیریم، ولی نقدی که موجب از بین بردن اصل نظام بشود را بر‌نمی‌تابیم. متاسفانه بعضی وقت ها می‌بینیم حزب اللهی ها کلنگ برداشته اند و پی ساختمان را می‌زنند. این نقد نیست؛ زیر آب زدن است!
کار‌آمدی یعنی عُرضه داشتن. دین کارآمد یعنی بتواند جلوی دشمن را بگیرد. دین کارآمد باید عرضه داشته باشد که در هر زمینه‌ای که به بقایش بستگی دارد حرف بزند. این کارآمدی در زمینه‌های معنوی هم هست. دینی که نتواند به من آرامش بدهد دین نیست که! دینی که امام حسین نداشته باشد دین نیست.
 تعیّن پیدا کردن این کارآمدی، تمدن سازی است. حضرت آقا می گویند: هدف آخر انقلاب اسلامی، ایجاد تمدن نوین اسلامی است. و البته زمینه ساز ظهور حضرت حجت –ارواحنا له الفداء- نیز همین است.
در سال 1364 اولین دوره نمایندگان مجلس خبرگان رهبری که رفتند خدمت حضرت امام، آنجا امام میگویند: “الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِن دینِکُم فَلاتخشَوهُم و اِخشَونِ”؛ میگوید که از جانب دشمن به شما آسیبی وارد نمی‌آید. دیگر ما باید از خودمان بترسیم؛ که اگر مردم در نوع زندگی ما دچار تعارض شوند، اگر ببینند رفتار ما با گفتارمان نمی‌خواند، همین سبب از بین رفتنمان میشود.
حضرت آقا هم در دیدار نمایندگان خبرگان سال 82 یا 83 گفتند که الان انقلاب اسلامی را عدم کارآمدی تهدید میکند.
عقبه خیلی مهم تر از خط مقدم است. چرا آقا مدام به مسئولین میگوید به سر و کله هم نزنید؟ چون نگاه جهان اسلام به این عقبه است. الان جمهوری اسلامی عقبه‌ی جهان اسلام است.
خلاصه؛ کارآمدی سیستم جمهوری اسلامی نباید مخدوش شود. هرجا هستید فکرتان این باشد که یک کاری کنید که کارآمدی جمهوری اسلامی بیشتر شود. با این نگاه اگر یک زباله از کف خیابان برداشتید عبادت است.
معاویه حکومتش خیلی کارآمد بود. سپاه معاویه -در جنگ صفین- تقریبا برابر است با سپاه امیرالمومنین –علیه السلام. اگر برای امیرالمومنین 100 هزار نفر سپاهی گفته اند، برای معاویه هم 80  هزار آورده اند. هشت ماه مقابل امیرالمومنین ایستاد در صفین. تا جایی که امیرالمومنین خطاب به یارانشان گفتند حاضرم ده تا از شما را بدهم، یکی از یاران معاویه را بگیرم.
حکومت امیرالمومنین هم حکومت کارآمدی بود. ایشان دوسال بعد از حکومتشان میگویند: امروز در کوفه هیچ کس نیست الا اینکه آب پاکیزه می‌نوشد و گندم پوست کنده شده می‌خورد. این یعنی کارآمدی حکومت امیرالمومنین.
درباره تجمل گرایی؛
بنظر من یک عده ای از شما مشهدی ها تفسیر درستی از مفهوم تجمل گرایی ندارید. مثلا شما به پارک آبی ایرانیان نگاه متحجرانه دارید! شما باید مشهد را به قطب گردشگری شیعی– اسلامی تبدیل کنید. همین عرب ها همه چیز براشان فراهم است که بروند دبی! خیال کردید پول ندارند بروند دبی؟!
یا مثلا هتل درویشی چیزی نیست که! هتل 5 ستاره است. البته حواستان باشد که تجمل گرایی نشود و توسعه‌ی این خو و منش در جامعه نشود.
الان لبنانی‌ها که می‌آیند مشهد کجا بروند؟ یکی از گران‌ترین شهرهای دنیا بیروت است. از بیروت به مشهد خط مستقیم هواپیما گذاشتید. خب آنها می‌آیند اینجا کجا بروند؟ بروند داخل مسافرخانه ها؟ البته هتل سازی را تایید نمیکنم، میگویم درباره‌اش فکر کنیم، زود رد نکنیم.
تجمل گرایی در اندیشه امام یعنی چه؟ تجمل گرایی یعنی در خانه ی تجملاتی زندگی کردن؟ یعنی ماشین شاسی‌بلند سوار شدن؟ یا خوردن غذاهای آنچنانی؟ هیچ کدام از اینها تجمل گرایی نیست.
تجمل گرایی یعنی اولویت دادن به تجمل در زندگی، اولویت دادن به زیبایی های زندگی.
همین مفهوم ساده را خیلی از آنهایی که میگویند تجمل گرایی بد است، نمی فهمند. مثلا نفس اینکه شما ماشین شاسی‌بلند سوار شوی بد نیست. اما اینکه همه زندگی‌ات ماشین شاسی بلندت بشود بد است.
درباره جایگاه مردم؛
امام میگوید: آقایان مستحضر باشید که اگر همین مردم نبودند ما گوشه زندان پهلوی بودیم.
امام را زندانی کردند. مردم ریختند بیرون و امام دید که گویا عده‌ای هستند که به حرفش گوش دهند.
عامل هویت بخش به امام معصوم برای قیام برای اجرای احکام، حضور الحاضر است. اگر این مردم نباشند، تو امیرالمومنین هم باشی، کارکردی نداری. دیگر از معصوم بالاتر که نداریم. علت آماده کننده برای اعمال ولایت حاکم، مردم اند.
اسلامیت بر جمهوریت اولویت دارد. کما اینکه اسلام بر امام معصوم هم ترجیح دارد. یک مغالطه‌ای رخ میدهد بین اولویت بندی. مسلم است اسلامیت اولویت دارد ولی به این معنا نیست که جمهوریت ارزشی ندارد.
جمهوری اسلامی با پای‌کار آمدن مردم تشکیل شد. حرکت شهید مدرّس چون مردم پای‌کار نیامدند به نتیجه نرسید. چه بلایی سر شهید شیخ فضل الله آمد؟ چه بلایی سر مرحوم کاشانی آمد؟
خدا به امام توفیق داد که بواسطه مردم، اسلام را احیاء کند. لذا امام خودش را مدیون مردم می داند. از فقیه خواسته‌اند اجرای احکام کند و این اجرای احکام، نیاز به حضور مردم دارد. تمام توفیقات امام مرهون مردم است.
امام به دلالت آیه “وَ اَمرُهُم شُوری بَینَهُم” به مردم حق انتخاب میدهد. مردم اند که قرارست حکومت را راه بیندازند و بر خودشان حکومت کنند، نه اینکه یک فقیه بر مردم حکومت کند. مردم می‌خواهند با قوانین اسلام بر خودشان حکومت کنند.
این حق مردم است که تصمیم بگیرند، منِ حاکم اسلامی نباید دخالت کنم. نماینده و رئیس جمهور، وکیل مردم اند، نه ولیّ مردم. اگر وکیل است، پس حق مردم است که وکیل خودشان را مشخص کنند. هم رئیس جمهور، هم نماینده مجلس، هم خبرگان وکلاء مردم اند.
امام میگوید این مردم عاقلند، شعور دارند و حق دارند که وکیل خودشان را خودشان انتخاب کنند. آدم محجور را، حاکم برایش وکیل می گیرد.
و اگر در قرآن داریم که “اَکثَرُهُم لا یَعلَمون”؛ یک بحث است، جامعه اسلامی یک بحث دیگر است. “اَکثَرُهُم” ها یک وقت تعبیرست از کسانی که به حضرت رسول ایمان نیاوردند، یک وقت مربوط به آنهایی است که حکومت مدینه النبی را پذیرفته اند. این دوگروه با هم فرق میکنند ها.
حالا البته اینها بحث های تئوریک است. ولی اگر بخواهیم از دیدگاه خود امام صحبت کنیم؛ امام بالاتر از تکریم، مردم را تقدیس میکند. میگوید والله این مردم از مردم عهد رسول الله برترند.
لذا خود آقا هم تاحالا چندبار گفته اند که من حرف‌هایی را که برای هدایت جامعه لازم است به همه می‌گویم، ولی یک عده که خودشان را قیّم مردم می‌دانند می‌گویند هر مطلبی را به مردم نباید گفت و… .
خیلی برای امام راحت بود که رفراندوم “آری” به جمهوری اسلامی را برگزار نکند. تاریخ هم ایشان را تخطئه نمی‌کرد. چون معلوم بود دیگر که مردم اسلام را می خواهند. ولی می‌بینید که امام حتی درباره اسلامی بودن نظام هم، باز رای گیری میکند.
ما می گوییم اکثریت مردم موضوعیت ندارند. وقتی اکثریت از ارزش بیفتد پس تشکیل حکومت مرهون چیست؟
بین تشکیل، تثبیت و تداوم حکومت باید تفاوت قائل شد. برای راه اندازی و تشکیل حکومت، اکثریت نیاز نیست. اقلیت نیاز است؟ نه! آن چه که مورد نیاز است اتمام حجت بر حاکم است. اتمام حجت درباره اینکه ناصر و یاور برای اجرای حکومت دارد. لذا امیرالمومنین وقتی علت پذیرفتن خلافت را بیان می کردند فرمودند: “لَولا حُضورُ الحاضِرِ و قیامُ الحُجَّهِ بِوجود النّاصر “، و نفرمودند “لولا حضور الاکثریه”. حضرت میگوید حجت بر من تمام شد.
اما در تثبیت حکومت، این حجت بخش ها، باید عملیات کنند برای همراه کردن مردم. لذا عمار یاسر وقتی  بیعت کرد، رفت کوفه تا از آنها بیعت بگیرد. پس در مرحله تثبیت، فرآیند تبیین لازم است.
در تداوم حکومت، اکثریت مهم اند. الان می خواهی به دنیا مدل و الگو بدهی. وقتی میخواهی عرض اندام کنی، حضور حداکثری برایت مهم است. یک وقت است فقط می خواهی حکومت سر جایش بماند، همان حجت ده ها کافی اند. ولی اگر بخواهی رشد کند، باید حتما اکثریت را با خودت همراه کنی. اینکه آقا روی راهپیمایی‌ها و انتخابات‌ها و مراسمات مذهبی تاکید میکند برای همین است.

همچنین ببینید

استاد محمدی-فتیه

آسیب‌شناسی فعالیت‌های فرهنگی| ارائه‌ی بحث حجت‌الاسلام استاد محمدی در جلسه هفتگی فتیه

حجت‌الاسلام استاد محمدی، از دانش آموختگان مشهدی حوزه‌ی علمیه قم و از زمره‌ی شاگردان فیلسوف …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *