سرخط خبرها
خانه / هیئت لبیک / گزارش مراسم شب شهادت امام محمد باقر(ع) | هیئت لبیک حسینیه هنر

گزارش مراسم شب شهادت امام محمد باقر(ع) | هیئت لبیک حسینیه هنر

صوت سخنرانی حجت الاسلام علی رضایی تهرانی: «مصیب زده کیست»   |   «دردمان نمی‌آید»   |   «فیشهای نجومی»
پی دی اف سخنرانی: A4
جهت دیدن گزارش مراسمات هیئت لبیک حسینیه هنر کانال زیر را دنبال کنید:
https://telegram.me/hosseinieh_honar

در ادامه جلاصه سخنرانی حجت الاسلام علی رضایی تهرانی را با موضوع «مصیبت زده کیست» می‌خوانیم:

قال الامام ابوجعفر محمدُ ابنُ علیٍ الباقر(علیه السلام): «لا مُصیبةَ کَاِستِهانَتِکَ بالذَنب وَ رِضاکَ بالحالة التی اَنتَ عَلیها»

بزرگترین مصیبت ها

امام باقر(علیه السلام) می­فرماید: بالاترین مصیبت‌ها دو تا مصیبت است. ببینید زاویه­ی دید وقتی الهی می­شود چقدر مسئله متفاوت است؛ یعنی وقتی زاویه­ی دید ربّانی است مصیبت را چه می­بیند وقتی دنیایی است چه می­بیند! وقتی دنیایی است می­گوید مصیبت این است که انسان زنش بمیرد، بچه­اش بمیرد (که البته این­ها هم مصیبت است) امّا از دیدگاه امام باقر مصیبت دو چیز است: یک فرمود اِستِهانَتکَ بالذَنب انسان به جایی برسد که گناه در نظرش آسان جلوه کند. فرمود ازاین مصیبت بدتر نداریم لا مُصیبةَکَاِستِهانَتِکَ بالذَنب.

فیش های نجومی؛ مصداق آسان جلوه کردن گناه

گناه کردی خیالت هم نیست. طرف ماهی دویست میلیون از بیت المال حقوق گرفته بعد هم می­گوید خب چه شده! خوردیم که خوردیم! بردیم که بردیم! این چی شده، خوردیم که خوردیم از اصل عمل بدتر است. این توجیه، این آسان جلوه کردن، این که بله آقا قانونی بوده، حالا چه اشکال دارد؟ حالا چه مشکلی دارد می شود مصداق لا مُصیبةَکَاِستِهانَتِکَ بالذَنب.

 photo_2016-09-16_11-13-53

مادیت اخلاقی منشا مادیت اعتقادی

زینب کبری ­(سلام الله علیها) در آن سخنرانی‌شان در مقابل یزید به او فرمود: می­دانی چرا به این جا رسیدی که با سر مبارک اباعبد‌الله بازی می­کنی؟ به خاطر این آیه­ی قرآن: «ثُم کانَ عاقِبةُ الذین اَساءو السوءً اَن کَذَّبوا بِآیاتِ الله» نتیجه­ی مادیت اخلاقی، مادیت اعتقادی است به تعبیر شهید مطهری. نتیجه­ی این که من آرام آرام گناه کنم، یواش‌یواش گناه­های بزرگ­تر. نتیجه این می­شود یواش‌یواش می­گویم نکند خدایی نیست؟ نکند پیغمبری نیست؟ نکند بازی است؟ یعنی مادیت اعتقادی پیدا می­کنم، دینم را از دست می­دهم.

لذا بعضی از علما فرمودند ما اصلاً گناه صغیره نداریم. همه­ی گناهان از یک جهت کبیره است و آن این که گناه، گناه کیست؟ معصیت، معصیت کیست؟ پروردگار. از این جهت می­شود گناه کبیره.

گناهانی که در جامعه عادی شده اند

بعضی از گناهان از بس عادی شده است که یک حالت استهانه­ی عمومی پیدا کرده؛ یعنی یک موقع من یک گناهی در نظرم عادی است، یک موقع در جامعه یک گناه عادی می­شود. بسیاری از ما خلف وعده می­کنیم می‌گوییم آقا ساعت هشت خدمت شما هستم؛ هشت و ربع می­رویم. خلف وعده گناه کبیره است. ولی عادی شده است، می­گوییم مگر چه می­شود؟ منِ منبری هزار نفر منتظرم هستند، قرار است نه و نیم شروع کنم، یک ربع به ده می­رسم. من هزار تا یک ربع وقت تلف کردم.

اهل بیت عصمت و طهارت می­گویند انبیا آمدند که ما در مقابل گناه دردمان بیاید نه اینکه عادی ­شود! مخصوصاً حالا در زمانه­ی ما با این شبکه­های اجتماعی با این وسایلی که داریم. آمار گفته بود در ایران اسلامی انقلابی ما، کمتر انسانی است درمیان هفتاد میلیون جمعیت،که در طول این ده سال گذشته ولو یکبار صحنه­ی ناجور ندیده باشد دراین شبکه­ها. چرا؟ مگر حرام نیست؟ عادی سازی می­کنند.

راضی شدن به وضع موجود؛ مصیبت دوم

جمله­­­ی­دوّم؛ امام باقر (علیه السلام) فرمودند: دومین مصیبت که بدتر از آن وجود ندارد این است که انسان، به آن وضعی که در آن است راضی باشد، بگوید الحمد لله حزب اللهی که هستیم، مشهد الرضا که زندگی می­کنیم، هیئت هم که می­آییم، نمازمان هم که به راه است، روزه­مان را هم که می­گیریم، خمس‌مان را هم که می­دهیم. الحمد لله علی کل حال! همین­جا بایستد. فرمود این مصیبت زده است، این بیچاره است. فرمود این مصیبت است «وَ رِضاکَ بالحالة التی اَنتَ عَلیها»

به تعبیر ابن سینا فرمود اگر یک روزی بر تو گذشت که احساس کردی از یادگیری سیر شدی، گفتی که دیگر بس است، آن روز روز مرگ توست. بعد از آن را جزء عمرت حساب نکن. این­ها معارف دینی ماست که امام باقر (علیه السلام) فرمودند مصیبتی بدتر از این وجود ندارد که انسان به آن وضع و حالی که دارد راضی بشود.

خود این روایت یکی از ادله­ی شرعی ضرورت سیر و سلوک است. در سلوک می­گویند تو هر روز، هر ساعت، هر ثانیه باید پویایی داشته باشی. سکون یعنی رکود، رکود یعنی مرگ.

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست امام باقر (علیه السلام) فرمود اگر می­خواهی مصیبت زده نباشی، باید طول مدت عمرت در حال تکاپو باشی. یک لحظه سکون یعنی عقب­گرد؛ چون عمر دارد می­رود. اگر همان روزی که من زندگی­ام را تباه می­کنم اگر عمر ایستاده بود من ضرر چندانی نمی­کردم، ولی عمر درحال گذر است؛ پس این یک روز را من عقبم و عقب می­مانم الی یوم القیامة. یک شب تهجد من ترک شد، تمام شد تا آخر عمر هر شب تهجد داشته باشم آن یک شب رفت.

حالا چه در مسایل فردی چه در مسایل اجتماعی، فرق نمی­کند؛ بگوییم آقا ما یمن را تحت تأثیر قرار دادیم، عراق را همین طور، سوریه را همین طور، لبنان را همین طور بس است دیگر! نه. بگوییم چهارتا پایتخت از ما متأثرند بس است؟ نه. حکومت اسلام حکومت جهانی است و باید جهانی فکر کرد.

همچنین ببینید

شرح مناجات شعبانیه- شیخ سلمان حاجی مرادخانی

شرح مناجات شعبانیه| سخنرانی حجت‌الاسلام شیخ سلمان حاجی مرادخانی در محفل مناجاتی هیئت لبیک مشهد

سومین سالی است که سنّت حسنه‌ی محفل هفتگی مناجات شعبانیه، هم‌زمان با ایام شعبان‌المعظم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *