سرخط خبرها
خانه / مکتوبات / تقابل اقتصاد اسلامی و اقتصاد سرمایه داری | یادداشت دکتر علی اکبر کریمی

تقابل اقتصاد اسلامی و اقتصاد سرمایه داری | یادداشت دکتر علی اکبر کریمی

به مناسبت شب میلاد امام عصر (عج) | چاپ شده در نشریه هیئت لبیک

• یادداشت دکتر علی اکبر کریمی

• موضوع:تقابل استکبار و استضعاف؛ تقابل اقتصاد اسلامی و اقتصاد سرمایه داری


یکی از وجوه افتراق بین نظام اقتصاد اسلامی و اقتصاد سرمایه‌داری در نحوه‌ی ساماندهی تعاملات اقتصادی مردم است. در اقتصاد اسلامی، اساس تعاملات بر محور اخوت و برادری و براساس حاکمیت فقه و اخلاق صورت می‌پذیرد حال آنکه در اقتصاد سرمایه‌داری قانون رقابت خشن و سخت حاکم است. نه اینکه اقتصاد اسلامی با رقابت مخالفتی داشته باشد بلکه آنرا از یک حالت رقابت منطبق بر منافع صرف مادی شخصی و حذف رقیب تبدیل به یک نوع رابطه‌ی اصطلاحاً برد برد برای تمام جامعه بدل می‌کند. البته ادعای اصلی نظام اقتصاد سرمایه‌داری نیز تحصیل منافع عمومی جامعه از طریق پیگیری منفعت شخصی بصورت قانون دست نامرئی است. این نظام مدعی است تنها روش بهینه‌ی تخصیص و توزیع منابع و امکانات مادی و معنوی یک سرزمین، سازوکار بازار و قیمت‌ها از طریق تعیین ارزش‌ کالاها و خدمات در تلاقی عرضه و تقاضای آن می‌باشد. این امر هر چند در ابتدای موجودیت این نظام، بسیار بدیع، موجه و عقلانی می‌نمود اما در ادامه با چالش‌های اساسی فراوانی در زندگانی اکثریت مردم همراه شد. تشکیل دو طبقه‌ی کارگر و کارفرما و یا پرولتاریا و فئودالیسم و بعدها نیروی کار و سرمایه‌دار و تضاد منافع بین این دو عملاً نظام اقتصاد سرمایه‌داری را با یک تضاد درونی مواجه ساخت. شاید این همان چیزی باشد که در گفتمان قرآنی و به دنبال آن گفتمان انقلاب اسلامی تحت عنوان تقابل استکبار و استضعاف مطرح است. بدون شک همان‌طور که رهبری فرزانه‌ی انقلاب فرمودند، یکی از وظایف همه‌ی نخبگان و صاحبان نظر و اندیشه، جهاد تبیینی علیه شیطان اکبر و طاغوت اعظم است که بدون شک در زمانه‌ی فعلی مظهر آن استکبار جهانی به رهبری ایالات متحده و اسرائیل غاصب است. وظیفه‌ی تبیین بطور خاص در عرصه‌ی نظام اقتصادی، بیان ویژگی‌ها و پیامدهای رفتارها، منش و خو و تفکر استکباری امریکا و متحدان درجه یک اوست.

بدون شک، نحوه‌ی مواجهه با تفکر و تمدن غربی، نفی مطلق دستاوردهای بشری علمی و اقتصادی غرب نیست بلکه نباید فراموش کرد که مواردی همچون تولید انبوه صنعتی و بهره‌وری فزاینده از سرمایه و نیروی کار، ریسک‌پذیری، نظم و انضباط اجتماعی و نهادسازی‌های قانونی قسمت عمده‌ای از علل موفقیت نظام اقتصاد سرمایه‌داری در عرصه‌ی غلبه بر اقتصاد جهانی را دربرمی‌گیرد. البته نظام اقتصاد اسلامی نیز باید این‌چنین ویژگی‌های مثبت و سازنده‌ای را در درون خود نهادینه سازد. همچنین نباید غافل شد که مظاهر تمدن غرب بویژه در عرصه‌ی علمی و اقتصادی به قیمت بسیار سنگین استعمار و استثمار ملت‌های مستضعف حاصل شده‌است که قطعاً آنچنان منافعی را برای آنان رقم نزده‌است. لذا اقتصاد اسلامی اولاً بایست با استفاده از آموزه‌های وحیانی و منابع غنی اسلامی، بر امر نهادسازی و به عرصه‌ی عمل درآوردن آموزه‌ها اقدام نماید و ثانیاً از نقاط قوت و ویژگی‌های برجسته‌ی رقیب و به تعبیر دقیق‌تر دشمن سرسخت خود الهام گرفته و ثالثاً نقاط ضعف اساسی آن را بر همگان آشکار و مبرهن ساخته و ماهیت واقعی آرمان‌شهر اقتصاد سرمایه‌داری را بدرستی برای همه‌ی مردم ترسیم نماید و بدون این سه، امکان پیشرفت و غلبه بر گفتمان استکبار جهانی و زمینه‌سازی در جهت ظهور منجی (عج) وجود ندارد.

بنابراین هرچند که نظام اقتصاد سرمایه‌داری توانسته همچنان با استفاده از ضعف نظری و غیر عقلانی الگوهای بدیل و جایگزینی همچون نظام مارکسیستی و نیز ضعف نهادسازی در نظام اقتصادی اسلام براه خود ادامه دهد اما آینده‌ی تاریخ همان‌طور که در آموزه‌های مهدویت مصرح در منابع اسلامی است، از آن اسلام است.

همچنین ببینید

نامه به آستان قدس

بازانتشار نامه‌ی تفصیلی جمعی از تشکل‌ها درباره مسیر پیش‌روی آستان قدس| بمناسبت دومین سالگرد انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی

باسمه تعالی «آستان قدس رضوی؛ از نگاه نزدیک» نگاهی اجمالی به رویکردهای اقتصادی، فرهنگی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *