سرخط خبرها
خانه / هیئت لبیک / حیات اقتصادی امام‌کاظم(ع)| گفتاری از حاج‌شیخ محمدحسن وکیلی در هیئت لبیک

حیات اقتصادی امام‌کاظم(ع)| گفتاری از حاج‌شیخ محمدحسن وکیلی در هیئت لبیک

حوادث و وقایع دوران امامت حضرت و فرمایشات آن حضرت بسیار فراوان است. بنا داریم پیرامون برخی از جنبه­‌های اقتصادی زندگانی امام کاظم (علیه‌السلام) را که می­‌تواند الگویی در زمینه‌­ی اقتصاد مقاومتی باشد، در محضر سروران با همدیگر مرور کنیم. پیشنهاد بسیار خوبی است که در این شبی که به یاد امام کاظم (علیه‌السلام) دور هم جمع شدیم، محور بحث را به معضل اصلی جامعه­‌ی اسلامی – که رهبر معظم امسال را به عنوان آن موضوع و تمرکز بر این زمینه معین فرمودند- اختصاص دهیم.

• موضوع: “حیات اقتصادی امام کاظم (علیه‌السلام)

• سخنران: حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی

• مکان: حسینیه هنر هیئت لبیک

• زمان: شب شهادت امام موسی کاظم (علیه‌السلام) | ۱۳ اُردیبهشت ۱۳۹۵ (۲۴ رجب ۱۴۳۷)

• پی دی اف: A4

• صوت: دانلود 


السَلامُ علَیکَ یا بابَ الحوائج یا موسی‌ابن‌جعفر و رحمه الله و برکاته.

 مجلس متعلق است به حضرت باب الحوائج، آقا امام کاظم (علیه‌السلام) هدیه به محضر آن حضرت تقدیم کنید صلوات بر محمد و آل محمد.

 مقدمه (تعیین جایگاه بحث)

وجود مقدس امام کاظم (علیه‌السلام) از امامان بزرگواری هستند که دوران امامت‌شان نسبت به سن شریف‌شان، بسیار طولانی است. حضرت در سال ۱۲۸هجری در اوخر دوران بنی‌امیه متولد شدند و بیست سال در محضر پدرشان امام صادق (علیه‌السلام) حضور داشتند تا سال ۱۴۸که سال شهادت حضرت امام صادق (علیه‌السلام) است. در این بیست سال در جهان اسلام، حوادث مختلفی روی داد که منجر به سقوط بنی‌امیه و سر کار آمدن بنی‌عباس و نهایتاً خلافت منصور عباسی (لعنت‌الله‌علیه) شد. در این مدت به خاطر تغییر و تحولاتی که در خلافت و مدیریت جهان اسلام اتفاق افتاد، زمینه‌­ی تقیّه کمتر گشته و شرایط به مقدار زیادی برای شیعیان آسان و راحت شده بود. امام کاظم (علیه‌السلام) در این برهه­‌ی زمانی بیست ساله در محضر پدرشان بودند. از سال ۱۴۸هجری قمری که امام صادق (علیه‌السلام) شهید شدند تا سال ۱۸۳ هجری قمری که شهادت خود موسی‌ابن‌جعفر (علیه‌السلام) است، ۳۵ سال امام کاظم (علیه‌السلام) مدیریت جامعه­‌ی اسلامی و جایگاه امامت را به عهده گرفتند؛ یعنی از سن بیست سالگی تا سن پنجاه وپنج سالگی ایشان امام جامعه مسلمین بودند.

حوادث و وقایع دوران امامت حضرت و فرمایشات آن حضرت بسیار فراوان است. بنا داریم پیرامون برخی از جنبه­‌های اقتصادی زندگانی امام کاظم (علیه‌السلام) را که می­‌تواند الگویی در زمینه‌­ی اقتصاد مقاومتی باشد، در محضر سروران با همدیگر مرور کنیم. پیشنهاد بسیار خوبی است که در این شبی که به یاد امام کاظم (علیه‌السلام) دور هم جمع شدیم، محور بحث را به معضل اصلی جامعه­‌ی اسلامی – که رهبر معظم امسال را به عنوان آن موضوع و تمرکز بر این زمینه معین فرمودند- اختصاص دهیم.

 پایه‌های اصلی اقتصاد 

مسئله­‌ی اقتصاد همان‌طور که سروران مستحضرند دو پایه دارد: یک پایه مسئله‌­ی عَرضه است و پایه‌ی دیگر مسئله تقاضا- فقط در مسائل قیمت‌­ها و بالا و پایین رفتن ارض و نرخ و امثال این‌­ها، مسئله‌­ی عرضه و تقاضا مطرح نیست- روح و هویت کلی اقتصاد این است که در جامعه نیازی و تقاضایی هست و جامعه باید تلاش بکند این نیاز و تقاضا را به مقدار کافی برطرف نماید. اگر جامعه‌­ای بتواند به مقداری که نیاز برای بقا،، تکامل و پیشرفتش دارد تولید و عرضه هم داشته باشد، دارای اقتصادی سالم است، امّا اگر جامعه‌ای نتواند نیازهایش را خودش برآورده کند و محتاج به دیگران بوده یا در فقر و کمبود به سر ببرد، دارای اقتصادی مریض است.

 مسئله­‌ی عرضه و تقاضا، هم در بعد فردی قابل بررسی است هم در بعد جمعی؛ یعنی انسان اگر بخواهد یک اقتصاد سالم درست کند هم باید نیازها را به شکل صحیح بشناسد و هم باید زمینه‌­ی تولید و عرضه را فراهم نماید. در بُعد فردی زندگانی امام کاظم (علیه‌السلام) نمونه‌­های فراوانی از زمینه­‌های یک زندگی سالم از جهت اقتصادی را می‌توان مشاهده کرد. انشاالله فهرست‌وار سه نمونه و سه مورد از ابعاد فردی زندگی اقتصادی حضرت را مطرح می‌کنم، سپس در بحث دوم نمونه‌­هایی از فعالیت­‌های اجتماعی حضرت در ابعاد اقتصادی را با یکدیگر مرور ­می‌کنیم.

الف: بعد فردی حیات اقتصادی امام کاظمعلیه‌السلام

  1. زهد در دنیا و ترک نیازهای باطل

*نیازهای حقیقی و نیازهای کاذب

اولین مسئله­‌ای که در باب نیازهای انسان مطرح می‌باشد، شناخت نیازهای صادق و کاذب است – قبلا این موضوع را در همین محفل و مجلس نورانی به تفصیل عرض کرده‌ام[۱]– یعنی انسان بشناسد واقعاً چه نیازهایی دارد. خیلی مواقع ما بسیاری از امور را به عنوان نیازهای حقیقی خودمان فرض کرده و به دنبال حلّش هستیم، سپس وقتی که حل نمی‌­شود می‌­گوییم وضعیت اقتصادی مناسبی نداریم، اقتصاد مملکت خوب نیست، وضعیت مناسب نیست باید بیشتر تلاش بکنیم، با این‌که اگر درست بررسی کنیم متوجه می‌شویم اصلاً نیاز و مشکلی وجود ندارد که بخواهد حل شود. یعنی اگر نیازهای صادق و حقیقی را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم، چه بسا بسیاری از این افراد در یک زندگی بسیار راحت و آسوده به سر م‌ی­برند. وقتی سطح توقع کاذب جامعه‌­ای بالا می‌رود، آن جامعه با معضل توهمی اقتصاد مواجه می‌شود [در صورتی که چنین معضلی وجود ندارد].

*زهد در زندگی امام کاظم علیه‌السلام 

یکی از الگوهای اساسی امام کاظم (علیه‌السلام) و تمامی ائمه (علیهم‌السلام) مسئله­‌ی زهد آن بزرگواران می‌باشد. زهد یکی از پایه­‌های اقتصاد مقاومتی است. اگر چه ما در بحث‌­های اقتصادی به دنبال حل مشکل نیازها هستیم، اما زهد به انسان می­‌آموزد که بسیاری از چیزهایی را که ما نیاز تلقی می­‌کردیم و تصور می‌‌نمودیم، حقیقتاً نیاز نیست.

یکی از اصحاب می­‌گوید یک بار بر امام کاظم (علیه‌السلام) وارد شدم در اتاق حضرت غیر از سبدی که از برگ خرما بافته شده بود و در آن خرما و چیزهای دیگری نگهداری می­‌گردید، یک جلد قرآن و یک شمشیر، هیچ وسیله‌­ای وجود نداشت. در آن دوران مرسوم بوده که اتاقی که در آن سکونت می‌­کنند، کفَش فرشی وجود نداشته باشد، روی خاک بنشینند، روی خاک بلند شوند. گاهی ائمه (علیهم‌السلام) و دیگران شرایطشان طوری بود که حالا یک بساطی در گوشه­‌ی اتاق پهن می­‌کردند از لیف خرما یا پارچه و روی آن می­‌نشستند و الا روی خاک نشستن یک امر کاملاً طبیعی بود. امام کاظم (علیه‌السلام) از جهت مالی در مضیقه نبودند، اموال بسیار زیادی در دستشان بوده -که ان­شاءالله در ادامه عرض می‌کنیم که چگونه این اموال را جمع‌آوری می‌­کردند و چگونه صرف می‌­فرمودند- امّا در مرحله­‌ی زندگی فردی خودشان، ترسیم این شخص از اتاق حضرت این است که شمشیری به دیوار آویخته شده بود، جلدی از قرآن کریم و سبدی از برگ خرما در محضر حضرت وجود داشت و هیچ وسیله‌ی دیگری نبود.

سروران وعزیزان داستان ازدواج حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با حضرت فاطمه­‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) را ملاحظه کرده‌ و دیده‌اند که جهیزیه­‌ی حضرت فاطمه­‌ی زهرا چه چیزهایی بوده است. مجموع جهیزیه­‌ی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) هفده هجده قلم، بیست قلم وسیله است. چند عدد قابلمه، چند عدد بشقاب،چند تا مثلاً زیرانداز و امثال این حرف­‌ها که کل زندگی حضرت بر همین اساس شکل گرفت. [پس باید نیازهای حقیقی را شناخت] البته به حسب هر زمانی و شرایطی، نیازهای متفاوتی وجود دارد. ما باید از امام کاظم (علیه‌السلام) الگو بگیریم که در زمان خودمان به تناسب و اقتضای زمان خودمان طوری زندگی کنیم که آن حضرت نسبت به زمان خودشان آن‌طور زندگی می‌­کردند. حالا غرض این نیست که ما در یک اتاقی بدون فرش روی خاک بنشینیم.

*فرهنگ‌سازی مصرف در جامعه بر اساس نیازهای حقیقی

 متأسفانه معمولاً تأکیدهای رسانه­‌ها، کتاب­‌های آموزشی، معلمین و امثال این­‌ها در مسئله­‌ی اسراف، همیشه این‌گونه است که چیزهایی را که استفاده می‌­کنید درست استفاده نمایید. اگر از آب استفاده می‌­کنید، درست استفاده کنید اگر در اتاق کسی نیست چراغ را خاموش بکنید اگر اگر و… اما کمتر به این می‌­پردازیم که همان جاهایی که استفاده می­‌کنیم، اصلاً استفاده بکنیم یا نکنیم. ما همیشه تأکید می‌­کنیم اگر در اتاق نبودی چراغ را روشن نگذار، امّا حالا آن مواقعی که چراغ روشن است آیا واقعاً نیاز به روشن کردن چراغ هست یا نه؟ آیا آن مجلسی که دورهم نشستیم و گرد آمدیم یک مجلسی است که مفید است یا مفید نیست؟ این وقتی که صرف می­‌کنیم از فلان وسیله استفاده می‌­کنیم و فلان برنامه تماشا می‌­کنیم یا از موبایلمان استفاده می­‌کنیم یا از اینترنتش استفاده می­‌کنیم، اصلاً اصل استفاده­‌اش مفید هست یا مفید نیست، معمولاً به این موضوعات خیلی توجه نمی­‌کنیم. احساس می‌­کنیم که من که اسراف نمی‌­کنم دارم مثلاً با این رایانه کار می‌کنم دیگر. غافل از این‌که این کاری که می­‌کنم از اول تا آخرش بی­فایده است و همه‌­اش از اول تا آخر مصداق اسراف می‌باشد. این مجلسی که با این طول و عرض و تفسیر گرفتیم – چه برای ازدواج باشد چه برای رحلت کسی- با این آمدوشد و این چراغانی همه­‌اش از اول تا آخر مصداق اسراف است، گرچه کسی هم این جا هست و رفت و آمدی هم وجود دارد. 

درسیره­ ی اهل بیت (علیهم‌السلام) ما دو عنوان داریم. یکی این‌که ما چه چیزی را مصرف بکنیم، دوم این که آن چیز را چگونه مصرف بکنیم. هر دوی این‌­ها در زمینه­‌ی استفاده­‌ی صحیح و جلوگیری از اسراف به عنوان اصول و پایه­‌های یک زندگی سالم و یک اقتصاد سالم است. اگر بنا به ترویج اقتصاد مقاومتی در ابعاد فردی باشد ما باید روی این زمینه­‌ها سرمایه‌گذاری کنیم تا بتوانیم نیازهای حقیقی را از نیازهای غیر حقیقی تمییز بدهیم، به دیگران بشناسانیم و تبلیغ بکنیم تا در نتیجه انسان­‌ها در انتخابشان اولاً فواید و منافع یک چیز را در نظر بگیرند و ثانیا به دنبال آن منافع بروند.

*پاسخ به یک سوال

گاهی مواقع می‌­گویند خوب اگر انسان بخواهد این طور زندگی بکند خسته می­‌شود، افسرده می­‌شود. بالاخره برای آرامش، برای خوشی نیاز به مجموعه‌­ای از ابزارها، وسایل، زندگی رنگارنگ و امثال این‌­ها است. جواب این سؤال هم در زندگی خود اهل بیت (علیهم‌السلام) هست. شما وقتی زندگی امام کاظم (علیه‌السلام) را نگاه می­‌کنید اگر کسی بپرسد آرامش امام به چه چیز بوده است؟ امام کاظم (علیه‌السلام) که غذای آن‌چنانی نداشتند، لباس آن‌چنانی نداشتند، اتاقشان وسایل و تجهیزاتی نداشت آرامششان به چه بود؟ خوشی­‌شان به چه بود؟ همه در تاریخ حضرت این‌­ها را شنیده‌اید و بارها خوانده‌اید. در روایت دارد که از عادات امام کاظم (علیه‌السلام) این بود که وقتی نماز صبح را بجا می‌آوردند بعد از تعقیبات، نزدیک­‌های طلوع آفتاب به سجده می­‌رفتند و نزدیک اذان ظهر بلند می­‌شدند. این به عنوان برنامه­‌ی ثابت حضرت گزارش شده چه در زمانی که بیرون از زندان بوده‌اند و چه در زمانی که در زندان بوده‌اند. در زندان بلند می‌­شدند نماز ظهر را به جا می‌­آوردند سپس باز به سجده می­‌رفتند تا نمازعصر و پس از آن دوباره به سجده می‌رفتند.

در بعضی از روایات دارد که می‌­گوید دیدم حضرت وارد مسجد النبی شدند، اوایل شب به سجده رفتند دم سحر بلند شدند و گوش کردم دیدم حضرت آهسته آهسته در سجده عرض می­کنند «الهی اِن کُنتُ بِئسَ العَبد فاَنتَ نِعمَ الرَّب» همین‌طور این ذکر را از اول شب تا صبح می­‌فرمودند و اشک می­‌ریختند. خوب آرامش امام کاظم (علیه‌السلام) به چیز دیگری بوده است. سجده‌­ی طولانی از سنن انبیا، آداب اسلامی و از علامات مؤمنین است. ابن ابی عُمَیر می‌گوید رفتم دیدن معروف ابن خَرَّبوز- از اصحابی است که از نظر طبقه‌­ی سِنّی یک طبقه جلوتر از ابن ابی عمیر است- دیدم در سجده است نشستم تا از سجده بلند شود صحبت بکنیم. صبر کردم ، صبر کردم، صبر کردم، مدت خیلی زیادی گذشت تا بالاخره معروف از سجده بلند شد. گفتم چه سجده­‌ی طولانی! گفت تو سجده­‌های جمیل را ندیدی! جمیل باز از اصحابی است که فی‌الجمله مقداری از معروف ابن خَرَّبوز مقدم است. گفت یک بار رفتم به دیدن جمیل، وارد شدم در سجده بود منتظر شدم مدت­ها صبر کردم بیش از این که تو این جا صبر کردی و وقتی بلند شد همین جمله را به او گفتم، جمیل گفت تو سجده­‌های امام صادق (علیه‌السلام) را ندیده‌ای، اگر سجده‌­های اما صادق را دیده بودی به من چنین جمله‌­ای نمی‌گفتی.

*انس با خدا کلید آرامش انسان

خوب انسان وقتی که ربطش با عالم معنا برقرار نشد، انسش با خدا برقرارنشد طبیعتاً دنبال دوای دردش در همین زندگی دنیا می‌گردد. آن وقت آرامشش وابسته می‌شود به ماشینش، به خانه‌اش، به وسایل‌خانه‌اش، ظرف و ظروف، کتاب، درس، برو و بیا و…. [این آدم را] اگر مدتی در یک سلول زندانی‌اش کنند کلافه می‌شود و مشکل روانی پیدا می‌­کند. چرا؟ به خاطر این‌که همیشه آرامشش به بیرون از خودش است، وقتی از بیرون خودش بریده می­‌شود، احساس کمبود می­‎کند. اما امام کاظم (علیه‌السلام) دقیقاً بر عکس، در تاریخ آورده‌اند، مدتی که حضرت در زندان بودند این دعا را زیاد عرض می­کردند به درگاه الهی که خدایا من از تو تقاضا کردم که « اَن تُفرِغَ لی لِعِبادَتِک» یک مکان فارغ و خلوت برای من فراهم کن تا تو را عبادت کنم. شکر می‌­کنم تو را که مرا از مردم جدا کردی و در این سیاه چال، در این زندان مخوف قرار دادی – حالا این تعبیر حقیر است در دعا این عبارت نیست-  تا صبح و شب فقط به عبادت تو مشغول باشم. امام کاظم (علیه‌السلام) چه پیدا می‌کنند که رفتن در یک زندان انفرادی، زندان انفرادی تاریک «فی ظُلَمِ مطامیر» در سیاه‌چال به تعبیری برای حضرت موجب شوق است، موجب خوشحالی است، موجب شکر است ولی برای امثال بنده موجب کلافگی و افسردگی است؟

سرّش این است که ما تا وقتی که دنبال عالم ظاهر باشیم، عالم دنیا باشیم هر وقت از این‌جا جدا می‌­شویم احساس کمبود می­‌کنیم اما اگر انسان در درون خودش ربطش را به خداوند پیدا کند و عوالم ملکوت پیدا نماید، آرزو می‌­کند که از این دنیا بِبُرد، از این‌جا جدا شود. این همان است که ائمه [معصومین] علیهم‌السلام فرمودند این‌گونه در دعاهایتان بگویید: «اَللهمَ اِجعل غِنایَ فی نفسی» خدایا بی‌­نیازی من‌را در درون خودم قرار بده، کاری بکن که من در قلب خودم به عالمی متصل بشوم که اگر همه­‌ی عوامل بیرونی­ از من بریدند من در قلبم احساس کمبود نکنم.

ما که این مظاهر دنیا را به عنوان نیازهای حقیقی تلقی می‌­کنیم به خاطر این است که تربیتمان تربیت صحیحی نیست، مسیر زندگی‌مان مسیر صحیحی نیست و الا اگر تربیت ما صحیح بود، مسیر زندگی‌مان صحیح بود مثل ائمه معصومین (علیهم‌السلام) آرزوی خلوت می‌­کردیم به جای این که آرزوی این طرف و آن طرف رفتن و این­‌ها را دیدن داشته باشیم.

مسئله­‌ی اول در بعد فرهنگ‌سازی خیلی مهم است. نهادهای آموزشی، آموزش و پرورش، امثال این­ها اگر بخواهند برای اقتصاد مقاومتی کار کنند، یک پایه‌­ی مسئله این است که فرهنگ اعراض از دنیا و اقبال به آخرت را در قلب افراد ایجاد نمایند. کتب‌­ درسی یک‌طوری باشد که انسان وقتی می‌­خواند بی‌­ارزشی، پستی و خواری این دنیا و عظمت عالم ملکوت در قلبش آهسته آهسته شکل بگیرد. نه این که بالعکس، وقتی که با این­ها مأنوس می­شود روز به روز تمایلش به دنیا، به شهرت و به اندوختن مال و ثروت، بیشتر بشود.

  1. کار وکوشش زیاد

بعد دوم که در ابعاد فردی [حیات اقتصادی امام کاظم علیه‌السلام] مطرح می‌باشد، مسئله­‌ی کار و کوشش است. هرکسی به قدر خودش به توان خودش باید در جامعه­‌ی اسلامی خدمت کند، هیچ مؤمنی نباید بی­کار باشد. [فردی] می­‌گوید رفتم خدمت امام کاظم (علیه‌السلام) در یکی از زمین‌­های زراعتی حضرت، دیدم ایشان مشغول زراعت هستند و پاهای حضرت از شدت عرق- تعبیر روایت حالا تعبیر مبالغه آمیزش این است- پای حضرت در عرق فرو رفته بود؛ یعنی انگار آن‌قدر از پای حضرت عرق ریخته بود که خاک گل شده بود و پای حضرت در عرق فرو رفته بود. عرض کردم آقا اَینَ الرجال؟ پس این مردهایی که باید کار بکنند کجایند؟ غلامان کجا هستند؟ حضرت فرمودند کسانی که با دستان خود برای روزی حلال تلاش و کار کردند از من بهتر هستند. عرض کردم چه کسی بهتر از شماست که با کدّ یمین و تلاش و زور بازو دنبال روزی حلال رفته است؟ فرمودند که جدّم رسول خدا، جدّم امیرالمؤنین و تمام آبای من سیره و سنّتشان بر این بود که با زور بازو و تلاش با دست، دنبال روزی حلال می‌­رفتند و این‌ را در راه خدا افتخار می­دانستند که «الکادُ لِعیالِه کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ الله».

اگر انسان بخواهد به قدر خودش دنبال انجام الگوی اقتصاد مقاومتی باشد یک راهش این است که اهل کوشش و تلاش باشد؛ [یعنی] هر مقداری که در شبانه روز می­تواند تلاش بکند، بیکار ننشیند، وقتش را تلف نکند، این­ها همه­اش در بعد فردی نسبت به یک شخص در واقع ضربه زدن به اقتصاد جامعه­ی اسلامی است. از بعضی از محققین شنیدم -خودم ندیدم- که چندین سال قبل در ژاپن مشکل اقتصادی پیش می‌آید، یکی از دولتمردانشان به مردم می‌گوید امسال هر نفر روزانه یک ساعت بیشتر کار بکند تا مشکل اقتصادی ما حل شود، مردم هم پذیرفتند ساعت کار روزانه­ی همه کارخانه­‌ها و ادارات را یک ساعت اضافه کردند و با این یک ساعت مشکل اقتصاد جامعه‌شان حل شد. ما هر یک ساعتی که به نوبه‌­ی خودمان که در یک گوشه­‌ای بیکار می­‌شویم، داریم در پیشبرد جامعه­‌ی اسلامی در مسیر تکامل و سعادتش کوتاهی می‌کنیم.

  1. ایثار و گذشت

مسئله­‌ی سوم در ابعاد فردی که در فرمایشات حضرت آمده مسئله‌­ی ایثار است. یکی از پایه‌های مسئله‌­ی اقتصاد مقاومتی و ریشه کن کردن فقر و حل معضلات، حس ایثار و گذشت و همکاری بین انسان‌­هاست. این هم در فرهنگ ائمه [معصومین] (علیهم‌السلام) الی ما شاءالله رویش تأکید شده است.

*ایثار اساس حل معضلات جامعه

[فردی] می­‌گوید خدمت امام کاظم (علیه‌السلام) بودم حضرت فرمودند که شما با برادران ایمانی­تان- مضمون روایت این است- حب فی الله دارید؟ رفاقت الهی دارید؟ عرض کردم بله آقا ما یکدیگر را در راه خدا به خاطر شما دوست داریم. حضرت فرمودند که این‌طور هست که اگر یک موقعی محتاج باشی بروی منزل برادر مؤمنت، برادر مؤمنت نباشد دست بکنی در گنجه‌­ی او، از پول‌­های او بدون اجازه و هماهنگی برداری و بروی برای نیازت صرف بکنی؟ عرض کردم نه این‌طور که بدون اجازه از پول یکدیگر برداریم که نه. حضرت فرمودند پس آن‌طور که من می­‌خواهم نیستید، دو برادر مؤمن در راه خدا وقتی محب فی الله هستند که مالشان با هم یکی باشد، این راضی باشد که دیگری از مال او استفاده بکند و وقتی که نیاز دارد بدون اذن او از گنجه­‌ی او پول بردارد برود خرج بکند. این‌کار اساس حل مشکلات است. در جامعه­‌ی اسلامی اگر هرکسی که می‌تواند، زیر بال کسانی را که نمی‌­توانند بگیرد، خود به خود یک حجم وسیعی از معضلات جامعه حل می­‌شود.

همین الان اگر متموّلین، پولداران جامعه حاضر بشوند به ایثار کردن حتی اگر حقوق شرعی­شان را هم ادا بکنند، زکاتشان، خمسشان را ادا بکنند یک حجم زیادی از معضلات جامعه حل می­‌شود. واقعاً بسیاری از این فقرایی که درجامعه هستند، مشکل‌شان در حد چند میلیون تومان است، نه چند ده میلیون تومان و چند صد میلیون تومان و افرادی هم هستند که میلیارد میلیارد سرمایه­ و درآمد را انباشته کرده‌اند، چه بسا از راه حلال هم به دست آوردند.

*ایثار در کلام امام کاظم علیه‌السلام

[فردی] از حضرت پرسید حدّ زکات چه مقدار است؟حضرت فرمودند از هر چهل سکه یک سکه، امّا مؤمن آن‌طوری است که پولی را که برادر مؤمنش بیشتر از خودش نیاز دارد را در دستش نگه نمی‌­دارد. ادب دینی این را اقتضا می‌­کند.

[فردی] می­‌گوید در ری زندگی می‌­کردم -از متمولین ری بوده- مقدار زیادی بدهکاری به حاکم ری پیدا کردم به طوری که اگر می‌خواستند بدهی­شان را از من بگیرند مجبور بودم که دارایی‌­هایم را همه بدهم و در فقر و فلاکت زندگی کنم. امّا حاکم ری از محبّین و دوستداران امام کاظم (علیه‌السلام) و از شیعیان ایشان بود. گفتم که می‌­روم سفر حج و در مدینه خدمت امام کاظم (علیه‌السلام) می‌­گویم تا سفارشی بکنند برای حاکم ری که نسبت به بدهکاری‌های من کوتاه بیاید. خوب اجمالاً می‌­دانید بدهی‌­هایی که در حکومت ظالمان وجود دارد پرداختش واجب نیست؛ چون حکومت که حکومت اسلامی نیست که احترام داشته باشد، حاکم ظالم است، خلیفه ظالم است، اموال مردم را به زور می‌­گیرد و در ازای اموالی هم که می­‌گیرد، انسان مسئولیتی ندارد. می­‌گوید رفتم سفر حج و خدمت امام کاظم (علیه‌السلام) رسیدم وقتی خدمت حضرت رسیدم ماجرا را عرض کردم. حضرت یک نامه‌­ی دو خطی نوشتند. نوشتند

«بسم الله الرحمن الرحیم اِعلَم اَنّ لله تَحتَ عَرشِه ظِلّاً لا یَسکُنُه اِلّا مَن اَسدی اِلی اَخیه مَعروفا». خوب طبق ادب، ائمه (علیهم‌السلام) نامه­‌ی دوخطی را هم با بسم الله الرحمن الرحیم شروع فرمودند. سپس فرمودند بدان خداوند در زیر عرشش سایه­‌ای وجود دارد که در آن سایه کسی ساکن نمی­‌شود مگر کسی که به برادر مؤمنش خدمت و نیکی کرده باشد یا «اَو نَفَّسَ عَنه کُربَهً اَو اَدخَلَ عَلی قَلبِه سُرورا» اگر کمکی نمی‌­کند لا اقل مشکلی حل بکند، یا لااقل قلب اورا خوشحال بکند «وَهذا اَخوک» این کسی که نامه را می‌­آورد از برادران ایمانی تو است «والسلام». کل نامه‌­ی حضرت دو خط بود. می­‌گوید نامه را گرفتم آمدم ری. رفتم درب خانه‌­ی حاکم. غلامی آمد گفت که هستی؟ گفتم بگو رسول الصابر موسی. یکی از القاب امام کاظم (علیه‌السلام) در زمان خودشان «الصابر» بود. عرض کردم بگو فرستاده­‌ی امام کاظم (علیه‌السلام) هستم. حاکم دوان دوان و پابرهنه آمد دم در و با شور و  بانشاط خاصی معانقه کرد و چندین بار پیشانی من را بوسید و با یک حال منقلب احوال امام را پرسید. حضرت چطورند؟ نامه را به او دادم. نامه را که گرفت بوسید خواند دستور داد به غلامش که تمام اموال منزلش را بیاورد. تمام اموالش را آوردند و گذاشتند وسط. گفت تمام اموال را با هم نصف می‌­کنیم. هر چه دارایی داشت مقداری که قابل نصف کرن بود، نصف کرد و مقداری را هم که قابل نصف کردن نبود نیمی از پولش را هم حساب کرد و به آن بنده­‌ی خدا داد، بعد از آن مرد پرسید خوشحال شدی؟ چون حضرت فرموده بودند «مَن اَدخَلَ عَلی قَلبِ أخیه سُرورا» قلب برادر مؤمنش را خوشحال کرد. گفت بله خوشحال شدم. دستور داد برگه‌­ی بدهی­‌ها را هم آوردند. بدهی‌­ها را خط زد، یک رسید هم نوشت که فلانی همه‌­ی بدهی­‌هایش را پرداخت کرده است. گفت برو به امان خدا که من امر مولای خودم را اطاعت کردم.

می­گوید سال بعدی گفتم چه خدمتی به این بنده­ی خدا بکنم در ازای این کار؟ دوباره حرکت کردم به طرف مدینه، خدمت امام کاظم (علیه‌السلام) ماجرا را تعریف کردم. گفتم آقا آن برادر ایمانی که نامه داده بودید، این کار را انجام داد. شما خوشحال شدید؟ حضرت فرمودند بله من خوشحال شدم، جدم رسول الله خوشحال شد، امیرالمؤمنین خوشحال شد و خود خداوند خوشحال گشت.

*صندوق‌های قرض الحسنه در هیئات

این یک اصل است که اقتصاد مقاومتی همه‌­اش این نیست که ما منتظر باشیم دولت بیاید کارخانه­‌ها را راه‌­اندازی  بکند، نمی‌دانم واردات و صادرات  را کنترل بکند و چه و چه. هرکسی به نوبه‌­ی خودش در این مجموعه سهمی دارد، هرکسی اگر می‌تواند از جلوی پای مؤمنی سنگی را بردارد، به قدر خودش باید این‌کار را بکند. متأسفانه یک معضلی هم در بین ما هیاتی‌ها است که این هیئات مذهبی، تشکل‌­ها، مجموعه­‌ها فقط هویت فرهنگی پیدا کرده‌اند و از بعد عملی یک مقداری دور شده‌اند. چند دهه قبل‌تر مساجد معمولاً تعاونی داشتند، امور خیریه داشتند، قرض الحسنه داشتند، مؤمنینی که دور هم جمع می‌­شدند علاوه بر روضه‌خوانی و سخنرانی و تجمع، واقعاً با همدیگر یک وحدت قلوبی داشتند. هرکسی از درآمدش چیزی اضافه می‌­آورد به خیریه می‌داد. عزیزان بهتر یادشان هست بنده کمتر، در سال­‌های اول انقلاب، همیشه وقتی نیازی برای جبهه‌­ها بود مردم از جیبشان م‌ی­دادند، جمع می‌کردند اموال مختلف را، گاهی کامیون کامیون از افرادی که خودشان فقیر بودند [وسیله جمع‌آوری می‌شد]، محتاج بودند ولی یک همبستگی و اتحاد قلوب بین مؤمنین بود که کارها را پیش می‌برد. وقتی وحدت قلوب باشد خداوند هم در آن برکت قرار می‌دهد و امور را به لطف و برکت خودش پیش می­‌برد.

اگر هیئات مذهبی، اگر تشکل­‌های مذهبی علاوه براین سخنرانی‌­ها و دورهم بودن­‌ها، یک تعهدی هم باهم داشته باشند، یک صندوقی باشد، یک منبعی باشد که هرکسی هر چقدر درآمد اضافی دارد که می­‌داند برادر مؤمنش بیشتر از خودش به آن نیاز دارد، آن‌­جا بگذارد یک مقدار زیادی از معضلات به حد خودش حل می­‌شود. دور تا دور شهر پر از فقرایی هست که بعضاً به نان شبشان محتاج هستند. این­‌ها سه مورد از مسائلی بود که در زندگی فردی حضرت می­‌شود به آن اشاره کرد و البته مسلماً بیش از این‌­ها است اما به قدر توان عرض شد.  

ب: بعد اجتماعی حیات اقتصادی امام کاظمعلیه‌السلام

امّا در بعد اجتماعی. در بعد اجتماعی هم امام کاظم (علیه‌السلام) فعالیت­‌های زیادی انجام دادند.

  1. مدیریت کلان سرمایه‌های شیعیان

 مسئله­‌ی اول مسئله­‌ی مدیریت کلان سرمایه‌های شیعیان بود. امام کاظم (علیه‌السلام) از فرصتی که پیدا کردند بعد از تحولات بنی­‌امیه و بنی‌العباس، تشکلی را در کل جهان اسلام راه‌اندازی کردند که تا عصر حضرت صاحب الامر (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)‌ ادامه داشت. این مجموعه، تشکیلات یا تشکل وکلا بود. [امام کاظم (علیه‌السلام)] خودشان را محور قرار دادند و در هر شهری از شهرهای شیعه‌نشین یک وکیل و نائب نصب فرموده، به شیعیان آن منطقه معرفی کردند و به آن وکیل مجموعه اختیاراتی سپردند. ایشان از طریق این شبکه‌­ی وکلا امور شیعه را در سطح جهان اسلام مدیریت می‌­کردند. این کار خیلی برای هارون و خلفای عباسی هراس‌انگیز بود؛ چون از طریق این شبکه تمام اموال شیعیان به شکل متمرکز مدیریت می‌­شد. مدیریت متمرکز سرمایه‌ها، یکی از اصول مصرفِ صحیحِ سرمایه است. در دوره­‌های قبل، ائمه (علیهم‌السلام) چنین  تشکیلاتی نداشتند، به همین دلیل خیلی از اموال شیعیان هدر می‌­رفت و در جای خودش صرف نمی‌شد. تشکیلات وکالت برای خودش تشکیلات خیلی وسیعی است در تاریخ امام کاظم (علیه‌السلام) و بعد در عصر امام رضا (علیه‌السلام) و به خصوص عصر ائمه­‌ی عسگریین (علیهما‌السلام) یک داستان مفصلی دارد و امام کاظم و امامین عسگریین (علیهم‌السلام) علیرغم این که در حبس بودند، از طریق شبکه­‌ی وکالت همه­‌ی کارها را حل می‌­کردند؛ یعنی با چند نفر مرتبط بودند این چند نفر با مجموعه‌­ی وکلا مرتبط بودند، وکلا هم با عموم شیعیان ارتباط داشتند. هم اموال جمع‌آوری می‌­شد، هم طبق نظر حضرت و صلاحدید حضرت اموال به همان مجاری که حضرت صلاح می‌­دانستند می‌­رسید.

*مدیریت کلان سرمایه شیعیان توسط ولی فقیه

کلاً در نظام اقتصادی اسلام هم یک چنین اصلی داریم که سرمایه‌های کلان باید مدیریت واحد داشته باشد، مدیریت واحد این سرمایه‌ها برمی­‌گردد به حاکم حکومت اسلامی و ولی فقیه، اوست که مجاز است در اموال تصرف بکند و دیگران همه باید از مجرای او حرکت نمایند. لذا همین الان هم بعضی از بزرگان هستند که علی‌المبنا از جهت فقهی معتقدند که تمام اموال خمس و زکات، باید به دست ولی فقیه یا نمایندگان ولی فقیه برسد و مراجع دیگر اذن تصرف ندارند؛ چون صرف اجتهاد برای تصرف در این­ اموال کافی نیست. اجتهاد لازم است، علاوه بر اجتهاد یک مدیریت واحد می‌خواهد که با یک نگاه کلان نیازهای جامعه‌­ی اسلامی را بشناسد و بعد از شناختن نیازها، اهم و مهم کرده و سرمایه‌­ها را در بهترین مسر و مجرا صرف بکند.

مرحوم علامه طهرانی (رضوان‌الله‌علیه) فتوایی دارند در مسائل حکومتی که شاید [سایر علما] کمتر به آن فتوا ­دهند. ایشان می‌فرمایند که دفاتر اجازه­‌ی تصرف در سهمین و زکات را ندارند، مگر به اذن رهبری و حاکم‌شرع، اگرچه ممکن است یک مقلدی مرجع خودش را از جهات فقهی اعلم از ولی فقیه بداند، امّا مصرف سرمایه‌ها در امور عامه، مدیریت واحد لازم دارد. این مسئله را  امام کاظم‌ علیه‌السلام به شکل عینی در مدیریت زمان خودشان به اجرا در آوردند که خوب برای خودش یک داستان مفصلی دارد.    

  1. تشکیلات نفوذی در دربار بنی‌العباس و جذب سرمایه‌های معطّل جامعه اسلامی

مسئله‌­ی دّومی که حضرت رویش انگشت گذاشتند، مسئله‌­ی جمع‌آوری سرمایه­‌هایی بود که به حسب ظاهر به دست ایشان نمی‌رسید. حضرت یک تشکیلات نفوذی درست کردند برای نفوذ در دربار بنی‌العباس که خیلی عجیب است. یکی از شیعیان ائمه (علیهم‌السلام) شخصی است به نام «یقطین» که در دربار منصور و هادی و مهدی عباسی حضور داشت و بعد از رحلتش فرزندش «علی‌بن‌یقطین» به وزارت رسید. «علی‌بن‌یقطین» روابطش با حضرت موسی‌ابن‌جعفر (علیه‌السلام) و نوع ارتباط پنهانی­‌اش علی‌رغم همه­‌ی جاسوس‌­هایی که خلفای بنی‌العباس به خصوص هارون‌الرشید داشتند، خودش یکی از عجایب است که با چه زیرکی از بغداد با مدینه مرتبط بوده، جزئیات امور را به مدینه منتقل می‌کرده، از حضرت دستور می‌­گرفته، نامه بین ایشان و حضرت رد و بدل می‌شده اما همه­‌ی این اتفاقات به شکل کاملا سرّی رخ می‌داده است.

یکی از کارهایی که حضرت از طریق «علی‌بن‌یقطین» انجام می‌دادند، مصرف اموالی بود که در دربار وجود داشت؛ چون اموال دربار به دست «علی‌بن‌یقطین» بود و البته خزانه‌دار منصور و هادی و مهدی هم که مسئولیت بیت‌المال را داشت از شیعیان حضرت بود. غیر از آن دو، سه نفراز شخصیت­‌های درباری هم موالیان امام کاظم (علیه‌السلام) بودند که روی هم رفته تقریباً شش نفر نفوذی در دربار بنی‌العباس داشتند.

برنامه­ حضرت آن بود که اموالی را که به دربار می‌­رسید و می­‌شد به یک شکل این­‌ها را مصرف کرد که هارون نفهمد، حضرت این اموال را به فقرای شیعه می‌رساندند. [علی‌بن‌یقطین] وقتی به خدمت امام کاظم (علیه‌السلام) عرض می‌­کرد که من می‌خواهم از این شغل و منصبی که دارم استعفا بدهم، حضرت می­‌فرمودند اگر آن­‌جا بمانی و مشکلات شیعیان را حل کنی بهتر است. در بسیاری از موارد در تاریخ آمده است که «علی‌بن‌یقطین» روزها می­‌رفت مالیات را از شیعیان دریافت می‌­کرد، سندش را هم می­‌نوشت سپس شبانه با گروهی که داشتند می­‌رفتند پول­‌ها را به شیعیان پس می‌­دادند. جدای از آن شیعیان محتاج و فقیر را شناسایی می‌کردند و از اموال دربار به مقداری که می­‌شد به دست فقرا و مستمندان می­‌رساندند.

خود جذب کردن سرمایه­‌های پراکنده و گردآوری کردن و مدیریت کردن این­‌ها، درآوردن سرمایه­‌هایی که در دست تبه‌کاران، ظالمین، فاسقین وجود دارد ولو به شکل سرّی و غیر علنی، یکی از الگوهای فعالیت حضرت در عرصه‌­ی اجتماعی و اقتصاد مقاومتی است.

حضرت وقتی می­‌خواهند سرمایه‌­ها را جمع‌آوری کنند، تا کنار شخصیت هارون و هادی و مهدی نفوذی می­‌فرستند، وزیر را از شیعیان خودشان قرار می‌­دهند و طوری هم تدبیر می­‌کنند که خلفای عباسی به آن‌ها اعتماد ­کنند؛ تا از این طریق سرمایه‌­هایی که ممکن است هدر برود همه را در مسیری که صلاح می­‌دانند مصرف ­کنند.

  1. ریشه‌کن کردن فقر

امّا آخرین مورد از فعالیت­‌های اجتماعی حضرت در بعد اقتصادی، نحوه­‌ی مصرف سرمایه‌­ها است؛ یعنی جدا از مدیریت کلان اقتصادی و جذب سرمایه­‌ها، نوع مصرف کردن سرمایه­‌ها درزندگی امام کاظم (علیه‌السلام) و همه­‌ی ائمه (علیهم‌السلام) یک الگوی اساسی دارد. روایاتی داریم از اهل بیت (علیهم‌السلام) که شما اگر پولی داشتید و خواستید این پول را صدقه بدهید، می‌توانید با این پول مثلاً صد فقیر را اطعام کنید یا آن‌که همه را به یک فقیر بدهید، می‌فرمایند پول دادن به یک فقیر بهتر از پخش کردن مال در بین فقرا است. چه بسا تصور ما بالعکس باشد، تصور ما این باشد که اگر یک پول دست ما رسیده، به هر خانواده­‌ای مثلاً یک قسمتی -یک تکه گوشتی- بدهیم، یک کیسه برنج بدهیم تا خیرش به خانواد‌­های زیادی برسد، افراد زیادی خوشحال ­شوند، افراد زیادی دعا ­کنند، اما در روایت آمده که اگر شما پولتان را به شکل متمرکز به یک فقیر بدهید بهتر است از پخش کردن بین فقرا.

سرّ مسئله چیست؟ فرمودند اگر که شما پول را در بین فقرا تقسیم کردید و پراکنده کردید، فقر هیچ وقت ریشه کن نمی­‌شود و این افراد همیشه مصرف کننده باقی می‌مانند؛ چون هرروز که به آن‌ها پول می­‌دهید، سهم آن‌روز را می­‌گیرند و مصرف می‌­کنند. اما اگر همه­‌ی پول را جمع کردی و به یک فقیر دادی این فقیر اغنا می‌­شود، بی­‌نیاز می­شود، سرمایه‌­ی کار پیدا می‌­کند و بعد از آن روی پای خودش می‌ایستد. با این روش و با این سبک در دراز مدت می‌توان فقرزدایی کرد، می‌­شود کاری کرد که فقر ریشه کن شود. اما وقتی شما سرمایه را پخش می­‌کنی بین افراد مختلف، هیچ وقت فقر ریشه­‌کن نمی‌­شود. همه فقرا همیشه محتاجند به همان منابع درآمدی که دائماً خرده خرده به این­‌ها تزریق می­‌شود. لذا ائمه (علیهم‌السلام) روش انفاقشان این‌گونه بود که سعی می‌­کردند سرمایه‌­ای که دستشان می­‌رسد را به قدری به یک فقیر بدهند که این فقیر سرمایه­‌ی کار پیدا بکند و کلاً بی­‌نیاز بشود، البته در کنار این انفاق‌­های جزئی به کسانی که نمی‌توانند تولید بکنند؛ مثل فقرایی که زمین­‌گیرند، زنان تنهایی، یتیمان و امثال این­‌ها یا افرادی که ضرورت فعلی دارند، در جای خودش محفوظ است.

*۲ نوع انفاق در زندگی امام کاظمعلیه‌السلام

امام کاظم (علیه‌السلام) یک بخش انفاقاتشان این‌گونه بود که به فقرای زمین­‌گیر و خانواده‌­های بی‌­سرپرست هرچند شب یکباری هر شب غذا می­‌رساندند و کمک می‌کردند؛ زیرا اگر سرمایه­‌ی کار هم به این افراد بدهی، زمینه‌­ی کارشان فراهم نیست. یک نوع انفاقاتی هم داشتند که انفاقات مفصل و فراوان بود؛ یعنی اگر شخصی ورشکسته شده بود یا به مالش لطمه­‌ای خورده بود، ایشان کل هزینه‌­های زندگی­‌اش را تأمین می­‌کردند تا دوباره بتواند از اول کار بکند.

یکی از همین افراد می‌­گوید موقعی نشسته بودم باخودم و غصه­‌ی فراوان می‌خوردم، امام کاظم (علیه‌السلام) وارد شدند. [این فرد] آن‌گونه که از روایات به دست می‌آید، گویا از اصحاب حضرت نیست یعنی از شیعیان نیست. حضرت پرسیدند این غم و غصه چیست؟ چرا این‌قدر مصیبت‌زده­ هستی؟ [آن فرد] می­‌گوید من امسال هندوانه، خیار و کدو کاشته بودم، همه­‌ی محصولات به ثمر رسید و نزدیک آن بود که محصولات را برداشت کنیم اما ناگهان ملخ­‌ها حمله کردند، کل زراعت من را تار و مار کردند و همه را از بین بردند. [پس از این اتفاق] ۱۲۰ دینار بدهکار شدم، درحالی که دو شتر بیشتر ندارم. اگر این دو شتر را هم بفروشم ۱۲۰ دینار من فراهم نمی­‌شود، نه سودی برای ادامه زندگی خودم باقی مانده و نه سرمایه‌‌ای برای کارم به جا مانده است. حضرت همان‌جا غلامشان را صدا کردند و فرمودند ۱۵۰ دینار به این آقا بدهید. ۱۵۰دینار را دادند سپس فرمودند با ۱۲۰ دینار بدهی­‌ات را می­‌دهی، دو تا شترت هم مال خودت، ۳۰دینار هم اضافه برای ادامه زندگی‌ات. یعنی کل بدهی شخص را که پرداخت می‌‌کردند که هیچ، مقداری پول اضافه هم برایش می­‌گذاشتند، سرمایه­‌ی کارش را هم می­‌گذاشتند تا بتواند در آینده کار بکند.

به همین منوال در تاریخ آوردند که امام کاظم (علیه‌السلام) کیسه‌هایی داشتند، صره­‌هایی داشتند که معروف بود به صرار موسی، یعنی کیسه­‌های موسی‌ابن‌جعفر (علیه‌السلام). [پول‌ها] در کیسه‌های ۲۰۰ دیناری، ۳۰۰ دیناری و ۴۰۰ دیناری تقسیم شده بود و بر حسب نیاز خانواده‌­ها به آنان پرداخت می‌­شد. [در میان مردم] این‌طور معروف بود که «خانواده‌­ای که موسی‌ابن‌جعفر (علیه‌السلام) به آن‌ها صره پرداخت نماید، این خانواده دیگر فقیر نخواهد بود» و می­‌گفتند: چگونه ممکن است که کسی از فقر شکایت بکند در حالی که «یَصِل ُاِلیها صِرارُ موسی» این صره‌­های موسی‌ابن‌جعفر به دست او می‌­رسد.

این هم یک الگویی است برای ریشه‌­کن کردن فقر که البته اگر بخواهیم در زمان امروزی و در شرایط امروزی این را بازخوانی‌­اش بکنیم، به همین مسئله‌­ی تولید کار و سرمایه‌گذاری و امثال این‌­ها بر می‌­گردد. به هر حال زمینه­‌ی کار و فعالیت را برای افرادی فراهم می­‌کند تا روی پای خودشان بایستند و با تلاش و فعالیت خودشان بتوانند زندگی‌شان را در آینده تدبیر کرده و بچرخانند.

*جمع بندی

در مجموع سه نکته از ابعاد اقتصادی فردی حضرت عرض شد: یکی زهد در دنیا و ترک نیازهای باطل، دوم ایثار کردن نسبت به فقرا، سوم کار و تلاش کردن در مسیر درآمدهای اقتصادی. سه نکته هم از زندگی جمعی حضرت مطرح گردید: [اول] مدیریت کلان مسائل اقتصادی، [دوم] جذب سرمایه‌­هایی که به طور طبیعی به دست حاکم حکومت اسلامی نمی‌­رسد و سوم مصرف کردن این­ سرمایه‌ها برای فقرزدایی به‌گونه‌ای که ریشه­‌ی فقر برداشته شود.

والسلام علیکم و رحمه الله

تهیه و تنظیم توسط وبسایت تشکل مردمی فتیه  ( fetye.ir )

[۱] منظور استاد، بیانات ایشان در مراسم عزاداری دهه اول محرم هیئت لبیک می باشد که جناب استاد سخنران آن مراسم بودند. در آن جا مفصلا این بحث را مطرح نمودند. متن بیانات ایشان در سایت تشکل مردمی فتیه موجود می باشد.

همچنین ببینید

شرح مناجات شعبانیه- شیخ سلمان حاجی مرادخانی

شرح مناجات شعبانیه| سخنرانی حجت‌الاسلام شیخ سلمان حاجی مرادخانی در محفل مناجاتی هیئت لبیک مشهد

سومین سالی است که سنّت حسنه‌ی محفل هفتگی مناجات شعبانیه، هم‌زمان با ایام شعبان‌المعظم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *