سرخط خبرها
خانه / هیئت لبیک / سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد روح | شب دوم مراسم فاطمیه (روایت ۷۵روز) هیئت لبیک
هیئت لبیک-حسینیه هنر-فاطمیه۹۴-حجت الاسلام روح
شهادت حضرت زهرا(س) روایت ۷۵ روز

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد روح | شب دوم مراسم فاطمیه (روایت ۷۵روز) هیئت لبیک

حضرت آقا در این کتاب (کتاب انسان ۲۵۰ساله) یک دستور خوبی به ما می‌دهد، می‌گوید نگاه کنید ببینید فاطمه چگونه زندگی کرد؟ خیلی‌ها را داریم ساده زیست هستند ولی ساده، زیست هم هستند.! صدیقه اطهر ساده‌زیست است ولی دید عمیقی دارد، ساده نیست. وقتی می فهمد یک عده‌ای راه خطا را پیش گرفتند، رو دربایستی را کنار می‌گذارد میاید مسجد شروع می‌کند به حیدر حیدر کردن و صحبت می‌کند.

شما ملاحظه کنید این بزرگوار در چه سنی این همه فضائل دارد؟ اگر کسی ساده زیست باشد، به هیچ‌کس وام و بدهی ندارد، در مقابل هر کسی هم می‌تواند بایستد. این بزرگوار در چه مدت عمری این همه درخشندگی را به ظهور رساند؟ یک مدت کم. این همه فضائل الکی به دست نمی‌آید.

امْتَحَنَکِ‏ اللَّهُ‏ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَه

یعنی خداوند متعال، از شمای فاطمه امتحان گرفته است و شما از عهده امتحان خوب برآمدی. خدای متعال هم، زهرای اطهر را برگزید.

• سخنران: حجت الاسلام و المسلمین استاد روح

· صوت: دانلود | بشنوید:   ( به زودی بارگزاری می شود.)

· پی دی اف: A4

• مداح: برادر محمد صالحی پور

· صوت: دانلود | بشنوید: 

• مکان: حسینیه هنر


در ادامه متن شب دوم سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد روح را به گزارش تشکل مردمی فتیه می خوانید:

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا

همه باید امتحان شوند

در مورد حضرت ابراهیم –علی نبیّنا و آله وعلیه السلام- داریم که؛

وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ؛ بعد از اینکه خداوند از ابراهیم امتحانات سختی گرفت به او گفت:

إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ

به موسی کلیم –علی نبینا و آله وعلیه السلام- هم که رسید، قرآن کریم اینجوری فرمود:

وَ فَتَنَّاکَ فُتُوناً (فتنه یعنی آزمایش؛ یعنی ما از توی موسی امتحان های خیلی سنگین گرفتیم)

فکر نکن که ما یک دفعه آمدیم گفتیم آی موسی! شما برو به سمت بنی‌اسرائیل.

این سوال مطرح است که حق تعالی چه موقعی از حضرت صدیقه طاهره –سلام الله علیها- امتحان گرفت؟ در قرآن از این جور بحث‌های خیلی حساس، اشاره ‌وار عبور می‌شود.

قرآن کریم عالمی را مطرح می‌کند که در آنجا، خداوند سوال می‌کند:

أَلَستُ بِرَبِّکُم؟ قالُوا بلی!

در منطق قرآن، عالَم ما از روزی که مادرمان ما را به دنیا می‌آورد شروع نمی شود. ما عوالمی را پشت‌سر گذاشته‌ایم ولو الان چندان توجهی به آن عوالم نداریم. مثلا عالم جنینی را همه ما بیقین می‌دانیم که پشت سر گذاشته‌ایم، ولی اینکه در عالم جنینی چه چیزی بر سرمان آمده است این‌ها را دیگر نمی‌دانیم. عالم قبل از دنیا فقط عالم جنینی نیست. اینجا قرآن کریم خیلی افقش بزرگتر از دید ماست.

به هر ترتیب اگر سوال این باشد که کجا از حضرت صدیقه طاهره –سلام الله علیها- امتحان گرفتند، متن روایت می‌گوید:

قَبلَ اَن یَحقِقنَ (یعنی قبل از اینکه این خلقت ظاهری دنیایی باشد)

بودم آن روز من از طائفه تاک‌نشان / که نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان

اگر از زمانش می‌پرسید جواب همین است. اما زمان این بحث، دردی از شما را دوا نمی‌کند. مطلب مهم این است که حق تعالی، بنده را مورد امتحان قرار می‌دهد و به اندازه‌ای که در این امتحان سربلند می‌شود، مدارج رفیع به او می‌دهد. در منطق قرآن کریم، تمام انبیاء و تمام اولیاء و تمام اوصیاء، تا برسد به مردم عادی، همه مورد امتحان هستند؛ بدون  یک سر سوزن استثناء. یعنی ما به وجود حضرت سیدالشهداء –علیه السلام- خیلی ارادتمند هستیم، به حضرت امیر –علیه السلام- خیلی ارادتمند هستیم، اما حضرت امیر مومنان، خودشان گفتند من هم در این دنیا دارم امتحان می‌شوم.

برادران! وقتی حضرت امیر امتحان می‌شود، بنابراین بلاشک در زمان ما، امام امت –حفظه الله- مورد امتحان الهی قرار می گیرند؛ امروز رهبری عزیزمان مورد امتحان الهی است. منتها دیشب عرض کردیم هرچه مدارج بالاتر میرود، امتحان‌ها دشوارتر می‌شود.

امتحان سنگین همسران پیامبر

قرآن کریم درباره کسانی که هم بالین پیامبر بودند داستانی نقل میکند؛

قرآن کریم درباره زنان پیامبر می فرماید که آنها میگفتند در دوران مکه، هیچ کس هیچ چیز نداشت بخورد، بقیه نداشتند بخورند ما هم نداشتیم بخوریم. اما رسیدیم مدینه، (انسان هم در سختی مورد آزمایش است هم در آسانی اما گاهی امتحانات در آسانی فوق العاده سخت تر می‌شود). در سوره مبارک احزاب آیه ۲۸ می گوید آمدیم مدینه حکومت اسلامی تشکیل دادیم، پیامبر هم زحمت کشیدند و غنائم را تقسیم کردند. خوب خانم‌ها با هم رفت و آمد‌هایی داشتند. (یکی از ستون‌های خیمه تربیتی جامعه بانوان هستند، اگر بگویم آنها می توانند ذائقه آقایان را تغییر می‌دهند، گزاف نگفتم) قرآن کریم فرمود بعد از هجرت به مدینه که باعث شد مسلمانان دستشان به مال و منالی برسد، خانم‌ها در خانه پیامبر به ایشان فشار آودند و‌گفتند که بالاخره اوضاع تغییر کرده است، ما چرا هنوز باید ساده و فقیرانه زندگی کنیم؟ پیامبر ملاحظه فرمودند اینجا اگر اَلفش را بگوییم، تا آخر باید کوتاه بیاییم. پیامبر مقاومت کردند و آن‌ها بیشتر اصرار کردند. وقتی پافشاری زنان پیامبر به اینجا رسید، وجود نازنین پیامبر یک ماه با این همسران دیگر رابطه نداشتند.

این نشان می دهد فشاری که در خانه بر یک رهبر می تواند وارد شود، خیلی شکننده است.

مسئولین جامعه اسلامی؛ ساده زیست ترین افراد!

لذا شما ملاحظه کرده اید که چه قدر امام بزرگوار –رضوان الله علیه- فرمودند مواظب زندگی اشرافی باشید. یادتان باشد زندگی اشرافی، از کوچکترهای ما به بزرگترها نرسیده است؛ کاملا برعکس است. برخی از بزرگتر‌های ما یک جوری رفتار کردند که کوچکترها یاد گرفتند؛ ولو الان به گردن نمی‌گیرند. و برای توجیه این سبک زندگی، به برخی از آیات و روایات متمسک می شوند که مگر بد است آدم مال و منال داشته باشد؟ نه بد نیست. بحث سر این است که خوبی‌ها از چه کسانی باید شروع بشود. باید آحاد افراد جامعه از یک رفاه نسبی برخورد باشند تا بعد بیاد بالاتر.

با زندگی مرفهانه نمی توان همراه و ملازم ولیّ خدا ماند

برگردیم به سوره مبارکه احزاب؛ یک ماه وجود نازنین رسول خدا –صلی الله علیه و آله- اوقاتشان تلخ بود. آیه کریمه خطاب کرد:

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاهَ الدُّنْیا وَ زینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمیلاً

خطاب به ازواج پیامبر فرمود دنبال چه می‌گردید؟ چون همسر پیامبر بودید، چون مثلا در کادر رهبری اسلام واقع شده بودید، حالا باید نسبت به دنیا طمع داشته باشید؟ باید دنبال دنیا و زینتهای آن باشید؟ از متن آیه به وضوح دیده می‌شود که برخی از خانم‌ها، دنبال دنیا بودند. این خطر همیشه در کمین حکومت اسلامی هست؛ کسانی باشند که در عالیترین سطوح، به رهبر جامعه فشار بیاورندکه بالاخره ما تا کِی مثلا باید نان خالی بخوریم؟ قرآن خطاب به پیامبر می گویند به همسرانت اینگونه بگو: عیب ندارد، خواستن دنیا حرام نیست، گناه نیست، اما با این حال دیگر نمی توانید در صف و در ردیف پیامبر بمانید؛

فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ   (یعنی: بیایید مهریه شما را بدهم و آنوقت به خوبی از هم جدا بشویم)

اگر دنیا و زینت دنیا را می‌خواهید، خط شما دیگر خط پیمغبر نیست؛ خط پیغمبر ساده زیستی است.

پیامبر وقتی دخترش عروس شد (دختر رئیس جامعه اسلامی عروس شد) فکر می‌کنید در کدام تالار برایش عروسی گرفته است؟! چند دست لباس عروس برایش برده است؟ جهیزیه عروس خانم، چقدر بوده است و. . .؟! بگونه‌ای بوده است برادر! که اشک چشمان خود پیامبر درآمد.

توهم توطئه!

آدم بعضی از مسئولین مملکتی را می بیند با این بهانه که ما را می‌خواهند ترور کنند، چرت و پرت‌هایی که بعضی وقت‌ها خودمان این‌ها را باور کرده‌ایم، به این بهانه های واهی در بهترین و تحت محافظ ترین منزل ها زندگی میکنند.

آقایان! حواستان باشد کسانی که از ساده زیستی فاصله گرفتند، نه به درد خبرگان رهبری می‌خورند، نه به درد مجلس شورای اسلامی. برای سنجیدن میزان ساده زیستی اینان، از ماشین زیرپایشان شروع کنید. اگر با یک ماشین ساده کارش راه می‌افتد ولی به بهانه های بیخود آن ماشین را عوض کرد، دیگر ساده زیست نیست. واقعیت این است که خیلی از مسئولین مملکتی ما عوض شدند. ولی باز خیال می‌کنند با این که عوض شدند، هنوز کسی نباید به بدی کار اینها پی ببرد. نخیر! توده‌ جامعه، رفتار و سبک زندگی شما را می‌فهمد. وقتی عقاب می‌خواهد کبک را شکار کند، حتی در همان آخرین لحظه هم، باز کبک کله‌اش را زیر برف می‌کند.! آقایان مثل کبک نمی‌توانید زندگی کنید.! امروز چه بخواهید، چه نخواهید، زندگی تان زیر ذره‌بین است. والبته این به نفع مان هم هست.

فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ  (یعنی: بیایید می‌خواهم بهره‌مندتان کنم)

اگر دنبال دنیا هستید بروید. چرا پای دین را وسط می‌کشید؟ چرا قرآن، اسلام و رهبری را خراب می‌کنید؟ اگر خراب شدید بگویید من خراب شدم، صریح بگو تا یک مدتی انقلابی بودیم الان خراب شدیم؛ دیگر چه قدر انقلابی بمانیم؟!؛ آسیاب به نوبت! حال وقتش رسیده که بقیه یک خورده انقلابی باشند.!

اما متاسفانه این طور نبود. آرمان‌های انقلاب را خراب کردند و توجیه المسائل بیرون دادند؛ اینجور درست نیست.

فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمیلاً  (بیایید مهرتان را بدهم و به خوبی از یکدیگر جدا شویم)

دنیا یا خدا؟؛ امتحان سنگین همسران پیامبر

البته پیامبر همسرانش را بین دو چیز مخیر کردند؛ در آیه ۲۹ داریم:  

وَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَهَ  فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْکُنَّ أَجْراً عَظیماً

یعنی صف‌ها باید مشخص باشد. دنبال حیاه الدنیا و زینتهایید یا نه دنبال پیامبر و خدا و آخرت می‌گردید؟

اگر واقعا بدین شکل در خط رهبران الهی قرار گرفتید و ساده‌زیستی را پذیرفتید، شما در پیشگاه الهی اجر بزرگی دارید. نمی‌گوید اگر این نوع زندگی را پذیرفتید، حالا دیگر از مردم طلبکارید! اگر هم خدا و پیغمبر و خانه آخرت را پذیرفتید، طلبکار هیچ‌کس نیستید. امام ما -رضوان خدا بر او باشد- گاهی در تلویزیون دیده‌‌اید که می فرمودند من برای خودم در این انقلاب هیچ شانی قائل نیستم، البته ادامه دادند که برای شما هم قائل نیستم.!

امتحان های متفاوت

حالا از صدیقه طاهره –سلام الله علیها- می‌خواهند امتحان بگیرند. به چه امتحان بگیرند؟ باید نگاه بکنیم چه کسی در معرض چه امتحانی قرار می‌گیرد؟ خود شما در معرض چه چیزی هستید؟ یوسف –علی نبینا و آله و علیه السلام- امتحانش در مقابل برادرانش یک جور است، در کاخ یک جور، وقتی رئیس می‌شود یک جور.  امتحانات خودتان را پیدا کنید. حضرت آقا در این کتاب (کتاب انسان ۲۵۰ساله) یک دستور خوبی به ما می‌دهد، می‌گوید نگاه کنید ببینید فاطمه چگونه زندگی کرد؟ خیلی‌ها را داریم ساده زیست هستند ولی ساده، زیست هم هستند.! صدیقه اطهر ساده‌زیست است ولی دید عمیقی دارد، ساده نیست. وقتی می فهمد یک عده‌ای راه خطا را پیش گرفتند، رو دربایستی را کنار می‌گذارد میاید مسجد شروع می‌کند به حیدر حیدر کردن و صحبت می‌کند.

شما ملاحظه کنید این بزرگوار در چه سنی این همه فضائل دارد؟ اگر کسی ساده زیست باشد، به هیچ‌کس وام و بدهی ندارد، در مقابل هر کسی هم می‌تواند بایستد. این بزرگوار در چه مدت عمری این همه درخشندگی را به ظهور رساند؟ یک مدت کم. این همه فضائل الکی به دست نمی‌آید.

امْتَحَنَکِ‏ اللَّهُ‏ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَه  

یعنی خداوند متعال، از شمای فاطمه امتحان گرفته است و شما از عهده امتحان خوب برآمدی. خدای متعال هم، زهرای اطهر را برگزید.

اَللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَهُ   (یعنی خداوند کسی را الکی انتخاب نمی‌کند. خدا می داند که کار را به چه کسی بسپارد)

موسی کلیم، چوپان شعیب –علی نبینا و آله و علیهما السلام- بود. یکی از بزغاله ها فرار کرد و موسی به دنبال آن بزغاله رفت. به خاطر اینکه بزغاله مال شعیب بود و موسی مسئول نگهداری بود؟ نه! فقط این نبود. موسی دل مهربانی دارد. دلش به حال این بزغاله سوخت، اگر این را نگیرد نصیب گرگ می‌شود. به خاطر همین، موسی بمقام نبوت می رسد. چراکه حتی برای یک دانه بز دل سوزاند.

خداوند بی حساب نمی بخشد

متوجه عرض بنده می‌شوید؟ دستگاه خداوند متعال، دستگاه حساب و کتاب است. این را هم بگویم برادران!   بی رو در بایستی، دستگاه خداوند دستگاه حساب و کتاب است. در همین قرآن آمده است که تمام امت‌ها، زمان دارند:

وَ لِکُلِّ اُمَّهٍ اَجَلٌ  

این زمان می‌تواند کوتاه باشد، می‌تواند بلند باشد. اگر امت بی‌لیاقتی بخرج بدهد، آقایان! برادران! متدیانان! خداوند هرچه را که داده، پس می‌گیرد.

یَستَبدِل قَوماً غَیرَکُم  (یعنی شما را می‌برد، یک گروه دیگر را بجایتان می‌آورد و می‌گوید این‌ها عرضه نگه‌داشتن این‌ را نداشتند)

خداوند آنچه را که می بخشد، با حساب و کتاب می بخشد. صدیقه طاهره چه داشته است؟ ایثار، گذشت، فداکاری، فاطمه -سلام الله علیها- توانست از یک چیز‌هایی بگذرد.

آقا می‌فرماید از نور فاطمه چه استفاده ای باید بکنیم؟ ظَهَر نُورُها لِملکُوتِ السَّماءِ

اینچنین درخشندگی دارد. ما از این درخشندگی چگونه باید استفاده کنیم؟ می‌گویند فاطمه را پیدا کن تا راه را پیدا کنی. حداقل یک بار در قرآن کریم به من و شما گفته اند:

اِهدِنا الصِّراطَ المُستَقیمَ

سوره مبارکه یاسین آدرس داد:

اَن اُعبدونی هذا صِراطٌ مُستقیمٌ؛  (یعنی صراط مستقیم همان راه بندگی کردن است)

همین را قرآن کریم از زبان عیسی مسیح –علی نبیا و آله و علیه السلام- هم نقل کرد:

اِنَّ اللهَ رَبّی و ربُّکُم فَاعبُدونِ هذا صِراطٌ مُستقَیمٌ

صراط مستقیم چه شد؟ راه بندگی خدا؛ که فاطمه زهرا پیمود و به آن مدارج عالی رسید.

صدیقه اطهر هم امتحان شد

اینجور مواقع، بعضی افراد کار را آسان می‌کنند، می‌گویند می‌دانی فاطمه در کدام خانه بزرگ شده بود؟ عناوین عارضی ذکر می‌کنند. حضرت آقا می‌فرمایند بعضی‌ها می‌گویند از اول خمیره‌ی فاطمه فرق می‌کرد با دیگران. سوال این است که این خمیره را چه کسی فرق گذاشت؟ الان خواندیم که حق تعالی چیزی را به گزاف به کسی نمی‌دهد. آقا می‌فرماید فقط خمیر مایه خوب محل کلام نیست؛ اِمتَحَنَک اللهُ محل کلام است. درست شد؟ اگر می بینید که خداوند خمیره‌ی او را خمیره متعالی قرار داد، به این دلیل است که می‌دانست این موجود در عالم ماده و عالم ناسوت خوب از امتحان بیرون خواهد آمد.

چند جای قرآن ملاحظه نموده اید کسانی بودند که می‌گفتند خداوندا اگر ما هم توانایی مالی داشتیم، به دیگران می‌رسیدم. خداوند متعال می‌‌فرماید دست این‌ها را گرفتیم و به یک جایی رساندیم، گفتند: آقا ولش کن! فراموششان شد. اما فاطمه اینجور نبود؛ اِمتَحَنک اللهُ؛ قضیه این است. بخشی مربوط به این است که او از امتحان سربلند بیرون می‌آید.

اصلا در اسلام اینجوری می‌خوانیم: کُلُّ مَولُودٍ یُولَدُ علی الفِطرَه؛ ما در اسلام هیچ دلیلی نداریم که اگر پدر و مادر بچه، با هم روابط نامشروع داشتند بچه را باید شلاق بزنید. بچه که به دنیا می‌آید پاک؛ هیچ مشکلی ندارد. هیچ مسلمانی نگفته است این کودک گناه‌کار است. درست شد؟ حکم اسلام این است که برخی از مناصب را به این فرد ندهید. برخی از این مناصب برای این آقا زیادی است. نمی‌گوید بد است. راه بندگی به سوی او باز است. کدام گناه است که بگویند بابای شما انجام داده است شما باید توبه کنید؟

وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزرَ اُخری؛ (یعنی کسی بار دیگری را نمی کشد)

یا فاطمه! اِعمَلی…

این بخش از زندگی فاطمه زهرا که امتحان داده است، آنی است که ما برای نجات خودمان به او احتیاج داریم. بدانیم که ما هم داریم امتحان می‌شویم، ما هم باید امتحان بشویم، امتحان های سنگین‌تری در راه است. از این عجیب تر، حضرت آقا فرمودند این روایت در بین روایات خاص است که پیمغبر دختر خودش را صدا زد گفت: شما پاره‌ی تن من هستی درست، ولی در پیشگاه الهی موقع حساب و کتاب، من به درد تو نمی‌خورم. یعنی فاطمه جان! در موقع حساب دادن، خود شما باید حساب پس بدهی.

اخیرا دیدم در تلویزیون امام -رضوان الله علیه- فرمود من در پیشگاه الهی عذر خواهم داشت، خواهم گفت خدایا من به مردم گفتم به کسانی رای دهید که دین داشته باشند. به کسانی رای دهید که مراقب انقلاب باشند. امام نام نمی‌برد، عناوین کلی را ذکر می کنند. بعد می‌گوید خدایا شاهد باش من به مردم گفتم باید چه کار بکنند؟ باید در پیشگاه الهی عذر داشته باشند. مومنان! دقت داشته باشید پیامبرخدا به فاطمه فرمود: یا فاطمهُ! اِعمَلی؛ خودت برای خودت کار کن. اصلش هم در قرآن است می‌گوید: دو خانم بودند یکی در خانه حضرت نوح، –علی نبیّنا و آله و علیه السلام- یکی در خانه حضرت لوت –علی نبیّنا و آله و علیه السلام- ولی هیچ یک از این دو نبی بزرگوار، نتوانستند همسرانشان را نجات بدهند. یا فاطمهُ! اِعمَلی؛ برای خودت کار کن باباجان. اِعمَلی، برای یک عمر، برای ابد. فَاِنّی لااَغنِ عَنکَ مِن اللهِ شَیئاً؛ ای عزیز من! ای فاطمه! من نمی‌توانم شما را از چیزی بی‌نیاز کنم، خودت باید به درد خودت بخوری. و فاطمه نیز از دوران کودکی تا پایان عمرش برای خودش کار می‌کرد. شما ببینید فاطمه چگونه زندگی کرد. جلویش بنویس من باید چگونه زندگی کنم؟ فاطمه -سلام الله علیها- چگونه زندگی کرد، من چگونه زندگی می‌کنم؟ باید ببینی چطور زندگی می‌کنی. اَللّهُم اِجعَل مَحیایَ مَحیا محمدٍ و آلِ مُحمَّدٍ؛ بعد نوبت به این می‌رسد: و مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ. مگر می‌شود حیات انسان مانند معاویه باشد، بعد مماتش مثل علی باشد؟ محال است این برادران!

دختر، مادرِ پدر…

خب؛ آقا می خواهد یک سیر کوتاهی از زندگی حضرت زهرا –سلام الله علیها- به ما بگوید:

تا قبل از ازدواج کاری کرد که یک جایزه‌ بهش دادند، ملقب به لقب اُمِّ اَبیها شد؛ اُمّ به معنای مادر هم آمده است، به معنای کسی که فوق‌العاده دلسوزی می‌کند هم آماده است. می‌گویند ایشان به نسبت پیامبر این جوری رفتار کرده است؛ درست موقعی که پیامبر تنها مانده است، بی‌خود که نمی‌گوید ام ابیها. چه در دوران شعب ابی‌طالب، چه در دروانی که مادرش خدیجه –سلام الله علیها- از دنیا رفت، در کنار و غمخوار پدر بود. در شعب ابی‌طالب هم خدیجه و هم ابوطالب –سلام الله علیهما- فوت کردند. و پیامبر احساس تنهایی می‌کرد … . ام ابیها از این ایام نشأت می‌گیرد.

آقا می‌فرمایند وقتی تصمیم درست گرفتی وحرکت کردی، همه با شما هستند. ابتدا همه با شما هستند؛ از قضا در بین مسیر مشکلی پیش می‌آید، وقتی سختی پیش می‌آید، همه نگاه ها متوجه آن آقایی می شود که گفته بود از این طرف برویم. دیگر نمی‌گویند شما گفتی راه هدایت ما در این مسیر است، می‌گویند تقصیر تو بوده است.! اول از قرآن بگویم بعد فرمایش آقا را بخوانیم؛ (سوره شعراء آیه ۲۷ به بعد) موسای کلیم –علی نبینا و آله و علیه و علیه السلام- قومش را از چنگال فرعون درآورد و شبانه حرکت کردند، فرعونی‌ها هم پشت سر اینها رفتند، ابتدا  همدیگر را نمی‌دیدند، از یکجایی قرآن کریم فرمود:

فَلَمّا تَراءَ الجَمآنِ قالَ اصحابُ موسی اِنّا لَمُدرَکُون  (یعنی وقتی دو جمعیت همدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند یا حضرت عباس! دخلمان درآمد! به موسی گفتند تو ما را به این هلاکت انداختی)

 قرآن کریم می‌فرماید موسی خودش را نباخت، گفت خدا با ماست:

قالَ کَلّا؛ اِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهدِین 

اوقات سخت انقلاب ها

برادران! انقلاب‌ها همینجور است. گاهی اوقات سختی‌هایی پیش می‌آید، در دوران سختی ماندن و جانزدن مهم است. همه چیز خوب باشد وشما هم باشی که هنر نیست. جریان شعب ابی‌طالب نمونه خوبی است؛

عده‌ای در مکه مسلمان شدند، بعد از مدتی پیامبر و مسلمانان را از مکه اخراج کردند، این‌ها رفتند در دره‌ای نزدیک مکه که بنام شِعب. در آنجا خیلی فشارهای زیادی روی پیامبر و روی مسلمین بود. همانجا بود که ابوطالب و خدیجه –علیهما السلام- از دنیا رفتند. حضرت آقا می‌فرمایند اگر مسئول یک جمعیتی باشید، اوضاع تا خوب است کسی به شما کار ندارد، اما تا اوضاع یک کم خراب می‌شود، همه تیرها به سمت شما می‌آید. ای کاش می‌توانستم این مسئله را در جریان انقلاب برایتان باز کنم و اتفاقا مصداق هم زیاد دارم. حضرت زهرا –سلام الله علیها- در سن ۶ یا ۷ سالگی بودند. شعب ابی‌طالب دوران بسیار سختی است، دعوت پیامبر علنی شده بود وکفار مجبور شدند مسلمانان را از مکه بیرون کنند؛ همه از مکه بیرون رفتند. جناب ابوطالب در شکاف کوهی مِلکی داشت که به آن شعب ابی طالب میگفتند. وضعیت غیرقابل تحمل بود. سن خانم ۷ سال بود. مسلمانان سه سال در آن بیابان زندگی کردند. پیامبر باید می‌توانست در این سه سال از کار خودش در مقابل این‌ها (که دچار محنت شده‌اند) دفاع کند؛ این خیلی سخت است. بحث سر این است که در چنین مواقعی، رهبر آن جمعیت متهم درجه اول می‌شود. پیامبر باید می‌توانست از کار خودش پیش این‌ها دفاع کند. وقتی اوضاع خوب است همه راضی هستند، وقتی اوضاع بد شود همه دچار تردید می‌شوند. وقتی سختی پیدا می‌شود همه دچار تردید می‌شوند.

یک بار به بعضی از دوستان گفتم بعضی از ارادتمندان انقلاب، یک کار خیلی زشتی انجام دادند یاد بگیریم بعدا این ‌بلا سرمان نیاید؛ عده‌‌ای تصور می‌کردند چون حضرت آقا را خیلی دوست‌ داریم دیگر نگذاریم در کنار این سرو بزرگ، نهال کوچکی رشد بکند. تصورشان این بود که همه نهال‌ها را باید خشک بکنیم تا این سرو کمان دیده می‌شود. به این نظر می‌گفتند تئوری جنگل سوخته! همین کار را هم کردند. هرکس می‌آمد وسط، دخلش را در می‌آوردند. حرف این است، خواهش می‌کنم دقت کنید! ما باید کسانی را داشته باشیم که اگر تیر خطری داشت بیرون می‌آمد، خودشان را سپر کنند. اگر خودتان شخصیت هاتان را له بکنید کسی نمی‌ماند که سینه سپر کند.

نگاه کنید! وقتی اوضاع خوب است، کسانی که حول محور یک رهبری جمع شده‌‌اند همه از اوضاع راضی هستند و می‌گویند خدا پدرش را بیامرزد ما را به این وضع خوب آورد. وقتی بدبختی پدید می‌آید همه دچار تردید می‌شوند، می‌گویند ایشان ما را آورد. ما که نمی‌خواستیم به این وضع دچار شویم! البته ایمان‌های قوی می‌ایستند و مقاومت می کنند، اما بالاخره همه سختی‌ها به دوش رهبر می افتد. در بحبوحه همه آن سختی ها، جناب ابی‌طالب (که امید پیامبر و پشتیبان پیامبر حساب می‌شد) و خدیجه کبری (که او هم بزرگ‌ترین کمک روحی برای پیامبر به حساب می‌آمد) در عرض یک هفته از دنیا رفتند؛ حادثه خیلی عمیق است. من نمی‌دانم تا کنون هیچ‌وقت رئیس یک گروه و جمعیت بوده‌اید تا بدانید معنای مسئولیت یک مجموعه چیست؟ در چنین شرایطی انسان واقعا بیچاره می‌شود. در این شرایط نقش فاطمه –سلام الله علیها- را ببینید. متاسفانه هیچ فصلی برای این بخش از زندگانی صدیقه طاهره، فاطمه زهرا -سلام الله علیها- باز نشده است. او مثل یک مادر، مثل یک مشاور، مثل یک پرستار برای پیامبر بود. آنجاست که پیامبر فرمودند: فاطمه ام‌ابیها است. (یعنی مادر پدرش است)

احترام ویژه پیامبر به صدیقه اطهر

برویم جلوتر. آقا می‌فرمایند یک چیز دیگری که در زندگانی فاطمه زهرا -سلام الله علیها- می‌بینیم (که دوست و دشمن برای ما نقل کرده‌اند) برخی از شخصیت‌ها را نام برده اند که پیامبر وقتی این‌ها را می‌دیدند، خوشحال می‌شدند؛ مانند جعفر طیار. (برادر بزرگتر امیرالمومنین) رسول خدا پیش پای جعفر بلند شد و ده‌گام به سمت ایشان حرکت کرد، او را در بغل گرفت و شروع کرد به گریه کردن و فرمود نمی‌دانم از چه خوشحالم؟ از این که در این جنگ پیروز شدیم یا از این که تو سالم ماندی؟ پیامبر خیلی بیش‌تر از این‌ها به فاطمه احترام می‌گذاشت. عده‌ای اینطور تحلیل می‌کنند که پیامبر دخترش را دوست‌ داشته است، هر کسی دخترش را دوست دارد. بله! پیامبر هم مثل ما بشر است. پیامبر خدا یک چنین دختری تربیت می‌کند که شایستگی پیدا می‌کند پیامبر خدا بیاید دست او را ببوسد. بوسه بر دست فاطمه زهرا -سلام الله علیها- را هرگز نباید حمل بر یک معنای عاطفی کرد. این خیلی غلط است و خیلی حقیر است. اینکه پیامبر بوسه بر دستان فاطمه میزد، حاکی از این است که این دختر جوان در اوج ملکوت انسانی بوده است. این نگرش اسلام به زن است.

کسانی که می‌خواهند جامعه را تربیت کنند بدانند اگر زن‌های آن جامعه تربیت نیافته باشند، محال است مردان آن جامعه تربیت شوند. پس قهرا باید یک حساب جداگانه‌ای باز کنیم برای تربیت زنان و دختران. و رسول خدا همین کار را کرد. درست شد؟ اینجور نبود که بیرون سرش شلوغ باشد از دخترش غافل بماند. لذا امام صادق    –علیه السلام- فرمود اگر حق تعالی، علیّ مرتضی را خلق نمی‌کرد صدیقه اطهر کفو نداشت، لنگه نداشت. آن دختر را این بابا تربیت کرده است. درست شد؟ قرآن کریم وقتی می‌خواهد آدرس بدهد (آیه مباهله را نگاه کنید) می‌گوید علیّ مرتضی جان پیامبر است، وقتی صدیقه اطهر کفو و همتای امیرالمومنین می‌شود، حضرت صدیقه نیز جان پیامبر می‌شود. موجودات یک دست نیستند:

جان گرگان خدا از هم جداست متحد، جان‌های شیران خداست در قرآن کریم می‌بینید وقتی یک پیامبری مبعوث می‌شود و قومش همان یک پیامبر را انکار می‌کند، قرآن کریم می‌فرماید این‌ها همه رسولان الهی را تکذیب کردند. چرا؟ چون بین این جان‌ و سایر جان‌ها ارتباط روحی و روانی وجود داشته است. خواهش می‌کنم  دقت کنید! یک بحث این است که چه کسی از جان چه کسی است؟‌ ربطی به اتحاد روحی و روانی ندارد. اما آیا می‌شود با حضرت صدیقه اتحاد روحی پیدا کرد؟ بله؛ به هراندازه که پیروی می‌کنید دچار اتحاد روحانی می‌شود. به هر اندازه که فاصله می‌گیرید آن اتحاد به تباعد روحانی تبدیل می‌شود. درست شد؟ دیگر هیچ شباهتی وجود نخواهد داشت.

ببینید! اما مقام معنوی این بانوی بزرگوار، نسبت به مقام اجتماعی او باز به مراتب بالاتر است.

این را هم بگویم بد نیست؛ اگر شخص می‌خواهد مقام اجتماعی داشته باشد تا قبل از اینکه مقام معنوی نداشته باشد نمی‌تواند. یعنی تا فردی مقام معنوی نداشته باشد، اثرگذاری اجتماعی نخواهد داشت. مرحوم نراقی –رحمه الله علیه- در کتاب جامع السعادات همان ابتدا نوشته است یک کسی ‌دید عیسی –علی نبینا و آله وعلیه السلام- مرده زنده می‌کند. گفت آقا می‌شود این کار را به ما هم یاد بدهید تا ماهم بتوانیم مرده زنده کنیم؟ ایشان (صاحب کتاب) گفته است: ای کاش این شخص، از مسیح -سلام الله علیه- درخواست می کرد که می‌شود منِ مرده را هم زنده کنی؟ این شخص به فکر خودش نیست. قرآن کریم فرمود:

عَلَیکُم اَنفُسَکُم   (یعنی به فکر خودتان باشید)
یک اصل قرآنی این است که در قیامت هرکسی با امام خودش محشور می‌شود. حضرت آقا اینجا روایات خیلی خوبی نقل می‌کنند: صدیقه کبری رو به امیر المومنین کرده می‌گویند قیامت مردان امت را شما امامت می‌کنی. بعد می‌گوید زن‌های امت را هم فاطمه زهرا امامت می‌کند. رسول خدا فرمود:

یا علیُّ! اَنت اِمامُ اُمَّتی و خَلیفَتی عَلیها بَعدی وَ اَنت قائِدُ المُومِنین اِلی الجَنَّهِ . . .

سپس فرمودند: علی جان می‌بینیم فاطمه که هفتاد هزار ملک از اطرافش حرکت می‌کند. فاطمه بانوان را رهبری می‌کند به سمت بهشت. فرمودند اگر می‌خواهید راه بهشت را گم نکنید، علی را و فاطمه را گم نکنید. اسم فاطمه را گذاشتی فایده ندارد، خوب است البته ولی چیزی که مهم است این است که قائد را گم نکنید.

والسلام علیکم و رحمه الله

همچنین ببینید

شرح مناجات شعبانیه- شیخ سلمان حاجی مرادخانی

شرح مناجات شعبانیه| سخنرانی حجت‌الاسلام شیخ سلمان حاجی مرادخانی در محفل مناجاتی هیئت لبیک مشهد

سومین سالی است که سنّت حسنه‌ی محفل هفتگی مناجات شعبانیه، هم‌زمان با ایام شعبان‌المعظم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *