سرخط خبرها
خانه / هیئت لبیک / سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد روح | شب اول مراسم فاطمیه (روایت ۷۵روز) هیئت لبیک
هیئت لبیک-حسینیه هنر-فاطمیه۹۴-حجت الاسلام روح
شهادت حضرت زهرا(س) روایت ۷۵ روز

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد روح | شب اول مراسم فاطمیه (روایت ۷۵روز) هیئت لبیک

ما منکر نیستیم که اولیای الهی –صلوات الله علیهم- دارای فضائل هستند، اما نوع نگاه به فضائل آنها می تواند متفاوت باشد. یک نگاه این است که آنها را تافته ی جدا بافته قلمداد کنیم وتصور کنیم که به هیچ سنخ نمی شود به آنها نزدیک شد، مگر اینکه در جایی که کارمان گیر میکند از آنها استفاده کنیم و توسل بجوییم. هرچند ممکن است خیلی ها این تصور را داشته باشند ولی این طور نیست که خدای قادر متعال اولیاءش را فقط برای این قرار داده باشد.

• سخنران: حجت الاسلام و المسلمین استاد روح

· صوت: دانلود | بشنوید:   ( به زودی بارگزاری می شود.)

· پی دی اف: A4

• مداح: برادر محمد صالحی پور

· صوت: دانلود | بشنوید: 

• مکان: حسینیه هنر


در ادامه متن شب اول سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد روح را به گزارش تشکل مردمی فتیه می خوانید:

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا

سلامتی وجود پاک ومقدس مولایمان حضرت بقیه الله الاعظم –صلوات الله علیه- صلواتی هدیه بفرمایید. قرارست ان شاءالله سه شب بیانات رهبر عزیز انقلاب درباره حضرت فاطمه –سلام الله علیها- را مرور بکنیم.

مقدمه

من خواهش میکنم که نسبت به بعضی مقدمات بحث دقت بیشتری داشته باشید؛

ما منکر نیستیم که اولیای الهی –صلوات الله علیهم- دارای فضائل هستند، اما نوع نگاه به فضائل آنها می تواند متفاوت باشد. یک نگاه این است که آنها را تافته ی جدا بافته قلمداد کنیم وتصور کنیم که به هیچ سنخ نمی شود به آنها نزدیک شد، مگر اینکه در جایی که کارمان گیر میکند از آنها استفاده کنیم و توسل بجوییم. هرچند ممکن است خیلی ها این تصور را داشته باشند ولی این طور نیست که خدای قادر متعال اولیاءش را فقط برای این قرار داده باشد.

بله! اولیای الهی دستگیری میکنند، ولی بحث فقط در دستگیری نیست. بحث این است که این اولیای الهی، چه شد که ولیّ شدند؟ چه کردند که به این مقام نائل آمدند؟ و آیا می توانند الگوی ما باشند؟

یک مناسباتی بین عبد و خدای متعال جود دارد. جاهایی آن مناسبات را نمی دانیم چیست؟ مثلا نمی دانیم چه مناسباتی بین حضرت عیسی –علی نبینا و آله و علیه السلام- با خدا وجود داشت. اما حضرت عیسی وقتی خودش حرف میزند میگوید:

اِنّی عَبدُ اللهِ

کُد می دهد که از این مسیر باید حرکت کنید؛ از مسیر عبودیت الهی.

میزان اثرگذاری افراد

رهبر عزیز انقلاب در این کتاب (کتاب انسان دویست و پنجاه ساله؛ مجموعه بیانات رهبر معظم انقلاب درباره تحلیل ۲۵۰سال امامت امامان شیعه –علیهم السلام-) وقتی وارد تحلیل زندگانی حضرت صدیقه طاهره –سلام الله علیها- میشوند توضیح میدهند که بعضی انسان ها نه تنها بهره ای برای بشریت ندارند، بلکه خلافش هم برای بشریت نقش بازی میکنند. چقدر زیبا گفت سعدی:

سنگی و گیاهی که در او خاصیتی هست / از آدمی یی به که در او خاصیتی نیست

یک بیت دیگر هم دارد که می گوید اثرگذاری بعضی انسان ها به ضرر بشریت تمام می شود. این جور آدمها از چهارپایان هم بدترند.

اُولئِکَ کَالاَنعامِ بَل هُم اَضَلُّ

شعر سعدی یک کم تند است، اما مضمونش درست است:

گاوان و خران باربردار / به ز آدمیان مردم آزار

منافع آدم ها هم یک دست نیست؛ بعضی ها به درد می خورند اما در یک جغرافیای خاص. بعضی جغرافیای وجودشان گسترده است، اما تاریخ وجودشان محدود است؛ تاوقتی هستند گستره وسیعی را تحت تاثیر خود قرار می دهند اما وقتی از دنیا می روند دیگر تمام می شوند.

حضرت آقا نسبت به صدیقه طاهره –سلام الله علیها- می فرمایند ایشان هم در جغرافیا گسترش پیدا کرده اند، هم در زمان.

صفحه ۱۱۰ کتاب شریف انسان دویست و پنجاه ساله، از بیانات رهبری را برایتان می خوانم:

“فیوضات فاطمه زهرا به مجموعه کوچکی که در مقابله مجموعه انسانیت محدود بحساب می آید، منحصر نمی شود.”

این جا یک سوال می توانید از خودتان بپرسید و آن اینکه بهره ای که بشریت از شما می برد چقدر است؟

اولا آیا بهره ای از شما می برند؟! ثانیا در چه محدوده ای تاثیر می گذارید؟!

برادران! ابزارهایی که شما الان در اختیار دارید، هیچ وقت نبوده است. طرف گاهی تمام همّ و غمّش این میشود که در شهر خودش خاصیتی داشته باشد و موثر باشد. ولی امام ما –رحمه الله علیه- وقتی حرف می زد میگفت ما انقلابمان را به دنیا صادر میکنیم.

اگر با دید دقیق نگاه کنیم، بشریت، یک جا مرهون فاطمه زهراست؛ کل عائله ی بشریت. صدیقه اطهر –سلام الله علیها- مگر در خانه اش چه داشت؟ شما الان می گویید من اینترنت پرسرعت ندارم!. مگر فاطمه زهرا چه داشت که توانست این قدر تاثیرگذاری داشته باشد؟

قران کریم مثالی دارد:

یک بذری هست که در جایی میکاری اش. بعد یک ساقه کوچک پیدا میکند. وقتی به آن نگاه میکنی می گویی اینکه نقشی نمی تواند بازی کند. ولی یک مقدار که بگذرد و این بزرگ شود، زارع تعجب میکند که این بذر چه رشدی کرده است!.[۱]

چندی پیش، تلویزیون مرحوم آقای پرورش –رحمه الله علیه- را نشان می داد. ایشان میگفت ما قبل انقلاب از ولایت فقیه حرف می زدیم، ولی فکر نمی کردیم ولایت فقیه اینقدر برکات داشته باشد. همین جور هم هست.

باور کنید یک زمانی بوده است که اگر به یک بابا خبر می دادند بچه ات دختر است، آن بابا فرار میکرد. صورتش تیره و تار میشد. قرآن می گوید: ضَلَّ وَجهُهُ مُسوَدّاً

یک چنین جامعه ای بود. فاطمه –سلام الله علیها- در چنین فرهنگی بدنیا آمد. بابا با دست خودش، دخترش را دفن می کرده.

حضرت آقا می گویند: “تمام بشریت مرهون صدیقه اطهر –سلام الله علیها- است ؛ همچنان که مرهون اسلام و قرآن و مرهون تعلیمات پیامبر خاتم است.”

نکته دیگری که اشاره می کنند این است که فاطمه –سلام الله علیها- را عدیل قرآن بگیر. آن اثری را که قرآن داشت، فاطمه تکمیل کرد.

صدیقه اطهر، معدنی است که با ابزار هنر باید استخراج شود

الان که تابشی از نور فاطمه –سلام الله علیها- تابیدن گرفته است، اگر یک پسری بگوید می خواهم با فاطمه آشنا بشوم، می توانید پنج تا اثر فاخر از فاطمه به او نشان بدهید؟ بگویید فاطمه ای که من می گویم این جور موجودی است.

ما مثلا برای حضرت امیر –صلوات الله علیه- توانستیم فیلمی درست بکنیم ویک گوشه از وجود او را خواستیم نشان بدهیم. بالاخره یک گوشه ای از فاطمه زهرا را هم باید بتوانیم نشان دهیم.

اگر این بحث الان مطرح میشود که فقهی بنام فقه هنر را به رسمیت بشناسیم، یعنی بیاییم این افسار قوی یی را که امروز در دست ما می تواند قرار بگیرد و متاسفانه در اختیار انسان هایی با فکر بسته قرار گرفته که دارند داشته های مارا سرجای خود می نشانند، مال خود کنیم. ببینید برادران! امروز در دنیا خیلی از کشور ها هستندکه نفت دارند اما تکنولوژی استفاده از نفت را ندارند؛ گدا هستند. پیامبر اکرم –صلی الله علیه و اله-  فرمودند تک تک انسان ها همچون معدن هستند؛

اَلناسُ معادنُ کَمعادِنِ الذَّهَبِ و الفِضَّهِ

مثل طلا و نقره. خب اگر این مردم عادی همچون معدن اند، آیا فاطمه زهرا معدن نیست؟ اگر هست آیا کسی آن را استخراج کرده است؟ یک درِ سوخته و یک چادر نشان می دهید خیال میکنید کل وجود فاطمه یعنی این!.

گوشه از زندگانی فاطمه زهرا

برادران! مطلبی را برایتان عرض کنم؛ آقا میرزا حسین نوری –رحمه الله علیه- که خیلی محدث معروفی هستند و استاد شیخ عباس قمی     –رحمه الله علیه-  می باشند،کتابی دارد بنام مُستدرَک الوسائل. این کتاب قسمتی دارد بنام خاتمه مستدرک. آن جا نمونه ای می خواهد نشان دهد از اهمیت دانش حدیث. می گوید:

خانمی آمد در خانه فاطمه –سلام الله علیها- و گفت می خواهم از زبان شما حدیثی از پدرتان بشنوم. آقا میرزا حسین نوری می گوید فاطمه به آن خانمی که در خانه اش کار میکرد، گفتند فلان حرف را از پدرم آنجا نوشته ام، آن گوشه بگرد پیدایش کن. آن خادم نتوانست پیدا کند. آمد و گفت پیدا نشد. خانم فاطمه –سلام الله علیها- با وی همراه شدند و دو نفری باهم گشتند تا پیدا کنند. این جا صدیقه اطهر –سلام الله علیها- می خواهد بگوید که اهمیت یک حدیث از پیامبر چقدر است؟ فاطمه زهرا –سلام الله علیها- گفت این حدیث از حسن و حسین –سلام الله علیهما- نزد من باارزش تر است؛ یک سطر روایت. این یک سطر روایت باندازه حسن و حسین برای من می ارزد.

این جور زندگی را اگر بتوانیم با استفاده از ابزار هنر به تصویر بکشیم، خیلی میشود. ابزار هنر هم که فقط فیلم نیست. شعر هم هست.

ما میتوانیم در شعرمان بگوییم: “روزی که شما آمدی جبرئیل شروع کرد گریه کردن، اسرافیل چه کرد، که چه کرد و…” . هم می توانیم که مجاهدات و خلق و خوی صدیقه اطهر را به زبان شعر درآوریم.

 شما نگاه کنید حضرت رضا –علیه السلام- دعبل[۲] را به رسمیت می شناسند بعنوان یک ابزار قوی. نه این که فقط به دعبل میگفتند تو شعر بگو و بخوان. بلکه یک جاهایی خودشان با دعبل همراهی می کردند؛ یعنی اجازه می گرفتند و می گفتند من هم می توانم دو سه بیت به شعر تو اضافه کنم؟ حضرت رضا –علیه السلام- از فاخرترین ابزار هنری زمان خودشان بعنوان تولید کننده استفاده کردند.

فاطمیون کجایند؟؟

حالا ما یک منبع نوری داریم بنام فاطمه –سلام الله علیها-. دست دیگران به او نمی رسد. ارتباط ما با فاطمه چطور باید باشد؟ باید این طور باشد که اگر خواستند پیروان فاطمه را نشان بدهند، ما را اشاره کنند و بگویند اینها فاطمیون اند. قبول می فرمایید؟ حضرت عباسی اگر در دنیا بگویند فاطمیون را نشان دهید چه کار کنیم؟ چه گروهی را نشان دهیم؟؟

یک مثلی هست که شاهد حال ماست؛

اهالی سبزوار همیشه شیعه بوده اند در تاریخ و برای همین هم خیلی هم هزینه داده اند. سلطان جائری آمد در سبزوار و اسامی بعضی از اهالی آنجا را پرسید. یکی گفت حسن، یکی گفت حسین، یکی گفت صادق و … . عصبانی شد و گفت در این شهر یکی که همنام خلیفه باشد پیدا نمیشود؟! مهلت داد که دوسه روز بگردید و یک نفر که هم نام خلیفه باشد را بیاورید و الا دستور قتل عام عمومی میدهم!. گشتند یک نفری را که اصلا ظاهر درستی هم نداشت (کل و کور و شل بود!) پیدا کردند و با خوشحالی آوردندش و گفتند این بنده خدا همنام خلیفه است. سلطان گفت که کسی دیگری به نام خلیفه پیدا نکردید که بجای این مرد کج و کوله بیاورید؟!

اگر به دنیا بخواهید بگویید این گروه به نام فاطمه مشهورند، چه گروهی را نشان میدهید؟ یک شهری، یک دکّانی، یک بازاری که بگویید این ها فاطمیون اند. میشود یک شهری در ایران نام ببرید که اینها مظهر فاطمه اند؟

حضرت آقا –حفظه الله- در اینجا می فرمایند: “ما منتسب به این خاندانیم”.

بین خودتان و خدایتان بررسی کنید که کجای بازار شما شبیه تعالیم فاطمه است؟

الجارُ ثُمَّ الدّارِ؛ از ویژگی های رفتاری فاطمیون

مسلمانان! باور میکنید که امام مجتبی –علیه السلام- نقل کردند که مادرم از شب تا صبح مشغول دعا بودند، هرچه گوش کردم برای ما دعا نکرد؟ علت را از مادرم سوال کردم، یک جمله گفت:

اَلجارُ ثُمَّ الدّارِ   (یعنی؛ اول همسایه، سپس اهالی خانه)

فاطمیون واقعا همین اعتقاد را دارند؟ واقعا می گویند اَلجارُ ثُمَّ الدّارِ؟ من که این را در بین مردم درک نکردم. حال و روز مردم ما این گونه است: الدّار، ثُمَّ الدّارِ، ثُمَّ الدّارِ (اگر چیزی آن انتها باقی ماند، آنوقت) الجار!

ببینید آقا! امتحان سختی می خواهیم پس بدهیم در آستانه انتخابات؛ می خواهیم نماینده انتخاب کنیم. اگر طرز تفکر نماینده این باشد که شهرتان را این کار میکنم و آن کار میکنم و … مطلوب نیست. بندگان خدا! یک نماینده که از شهر شما به مجلس می رود نماینده کل ایران است؛ نه تنها آن شهر. نماینده مشهد باید نگاهش کل دنیا باشد یا نهایتا ایران. لذا اصلا معنا ندارد که نماینده ای بگوید من به فلان جا آب رسانی کردم، برق رسانی کردم و… . این در حالی است که در گوشه ای از ایران، ۱۲۰ روز گرفتار ریزگرد بودند. این نماینده نسبت به آن ۱۲۰ روز چه دیدگاهی داشته است؟ اگر نماینده ای گفت که به من ربطی ندارد، آنها که به من رأی نداده اند، نگاهش نگاه فاطمی نیست. نگاه فاطمی میگوید: اَلجارُ ثُمَّ الدّار.

آنچه ما وظیفه داریم، این است که خود را شایسته انتساب به آن خاندان کنیم. فقط شال سبز و سیاه زدن علامت نیست که؛ جامعه باید به سمتی حرکت کند که بگوید من دارم با تعلیمات فاطمه حرکت میکنم.

البته منتسب بودن به خاندان رسالت دشوار است.

با حسین از یا حسین، یک نقطه کم دارد ولی / با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا؟

یا حسین گفتن آسان، باحسین بودن خیلی سخت است.

در زیارت می خوانیم: ما معروفین به دوستی و محبت شما هستیم و خود همین، وظیفه مضاعفی را بر دوش ما می گذارد.

مسلمانان! باور کنید شاگرد امام صادق –علیه السلام- پیش ایشان آمد و گفت آقا من می روم بازار، میبینم این آقا این کارش درست است، آن کارش هم درست است، می پرسم این آقا چه عقیده ای دارد؟ می گویند از پیروان شما نیستند. اما کس دیگری را می بینم که این کارش غلط است، آن کارش هم غلط است، وقتی پرسیدم که این آقا عقیده اش چیست؟ گفتند: جَعفریٌ خَبیثٌ. خب گوش   می کنید؟

درباره آیه شریفه اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثر؛ بحث های مهمی مطرح است که در جلسات آینده ان شاءالله مفصل تر بحث میکنم. یکی از مفسران بزرگ اهل سنت، مرد خیلی باسوادی است بنام امام رازی. تفسیر مهمی دارد بنام مفاتیح الغیب که خیلی کتاب مهمی است. ذیل همین آیه می گوید ۱۵نظر درباره تفسیر این آیه وجود دارد. خودش سومین نظر را این طور می گوید: چقدر دشمنان اهل بیت، اولاد اهل بیت را کشتند، ولی این خاندان عالم را پُر کردند. بعد خودش نام می برد می گوید: کالباقر و الصادق و الکاظم و الرضا؛ امامان اهل بیت را نام می برد. می گوید علوم اینها شرق و غرب عالم را پر کرده است. شرف انتساب به آنها را باید سعی کنیم حفظ کنیم. این خیر کثیر که خداوند وعده اش را به پیامبر داد، بعدا بحث میکنیم که تاویل آن فاطمه زهراست –صلوات الله علیها-. خدا چون خواست همه خیرات را در پیامبر جمع کند، به او فاطمه داد. فاطمه مجمع همه خیرات است.

فاطمه؛ خیر کثیر برای پیامبر و برای امت

مسلمانان! درست که قرآن به شخص پیامبر وحی شد، اما بهره گیر از قرآن همه مسلمانان هستند. وجود مبارک رسول خدا –صلوات الله علیه- دریافت کننده فاطمه است، ولی بهره گیر از فاطمه همه بشریت اند. قرآن را پیامبر دریافت کرد، ولی بهره اش مال همه بشریت است. استفاده بردن از فیوضات فاطمه هم مال همه بشریت است. هرکس جلوی قرآن را بگیرد که به دیگران نرسد، به خودش و به بشریت ظلم کرده است. هر کسی هم طوری رفتار کند که باعث شود نور فاطمه به دیگران نرسد، به خودش و فاطمه و همه بشریت ستم کرده است.

خیلی سعی کردند قرآن را پوسیده کنند ولی نتوانستد ؛ وَاللهُ مُتِمُّ نورِه ولَو کَرِهَ الکافِرون.

آقا می فرماید: “ما کانون نور را شناختیم که فاطمه است. ما باید خودمان را به این مرکز نور نزدیک کنیم. نزدیک شدن به مرکز نور، خاصیتش نورانی شدن است”. باید با عمل -نه با محبت خالی- نورانی شد. رفتار ما برپایه محبت با فاطمه باید باشد. به هر اندازه فاطمی تر شویم، منور تر میشویم.

یک تبلیغاتی موقع انتخابات می بینم که ای کاش میشد کله آدم باز بشود و بترکد و منفجر بشود!. نگاه کردم یک آقایی داشت از خودش تعریف میکرد میگفت من از فلان حاج آقایی که از دنیا رفته است، تقدیر نامه دارم! ببینید این مطلب کم ارزش چقدر برای این آقای نماینده ارزش دارد!.

باب سلمان شدن بسته نیست

حضرت آقا –حفظه الله- میگوید قنبر درخانه علی شدن هم آسان نیست. یک جهتش این است که کارکردن با علی آسان نیست. خوب گوش کنید؛ رودربایستی ندارد. حضرت امیر –صلوات الله علیه- کسی را میخواستند حد بزنند. شلاق را دادند دست قنبر وگفتند ۸۰ تا شلاق بزن. قنبر عصبانی شد و ۸۳تا زد. فکر میکنید حضرت امیر –صلوات الله علیه- چه کرد؟ فرمود قنبر بخواب؛ خود حضرت امیر سه تا شلاق به قنبر زد. این طور نیست که قنبر در خانه علی شدن آسان باشد. البته باب قنبر شدن باز است؛ باب ولیّ شدن باز است. بابِ سلمانُ مِنّا اَهلَ البیت شدن، باز است. ولی بازبودن یک چیز است، تلاش کردن برای آن، یک چیز دیگریست.

ببینید رفقا! الان باب اینکه کسی وزنه ۲۸۶ کیلویی بزند بسته شده است آیا؟ یعنی فدراسیون وزنه برداری گفته است کسی حق ندارد از آن بالاتر بزند؟! خیر. با اینکه این باب باز است، ولی می بینیم بازهم کسی پیدا نمیشود. همچنین باب ولایت الهی هم باز است. ولی در کنارش به ما میگویند فکر نکن راحت می شود ولیّ خدا بشوی ها. شدنی هست، اما زحمت می خواهد.

حضرت آقا این جور ادامه می دهند: “ما جامعه موالیان اهل بیت، از آن ها انتظار داریم که ما را از خودشان بدانند”؛

*فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست*

دل ما میخواهد که اهل بیت این طور درباره ما قضاوت کنند. البته این فقط با ادعا بدست نمی آید. عمل می خواهد.

فاطمه –سلام الله علیها- چندسال عمر کرد؟ هزارسال؟ خیر. بین ۱۸ تا ۲۵سال اختلاف است. تمام آنچه بدست آورده اند، در این بازده بدست آمده. آیا در این چندسال، این طور بود که حضرت زهرا –سلام الله علیها- می نشست و خدا به ایشان افاضه میکرد؟ ابدا این جوری نیست.

قانون الهی؛ همه باید امتحان دهند

یک قانون بگویم؛ قانون خدا این است که حق تعالی از همه امتحان می گیرد. اگر فکر کنیم که ما و شما امتحان می دهیم ولی اهل بیت می آیند بعنوان ناظر امتحان در وسط جلسه فقط راه می روند و خودشان امتحان نمی دهند این اشتباه است. اولا؛ همه امتحان می شوند. ثانیا همه کسانی که امتحان میدهند، بدانند که هر کس بالاتر برود، امتحان هایش سنگین تر میشود. الان در  ایام انتخابات همه دارند امتحان میدهند. بنده، سرکار عالی، نماینده رهبری، حتی خود رهبری. حتی امام عصر –عج الله تعالی فرجه- هم دارند به نوعی امتحان می دهند.

امیرالمومنین –علیه السلام- در نامه ۵۵ میفرماید:

و اِنَّما وُضِعنا فیها لِنُبتَلی بِها؛ (یعنی: ما در دنیا قرار داده شده ایم تا آزمایش شویم)

حضرت فرمود خدا بوسیله معاویه دارد از علی امتحان می گیرد؛ از معاویه دارد امتحان می گیرد بوسیله علی. پیامبر اکرم امتحان داد؟ بله. در قرآن یک فصل طولانی داریم درباره امتحاناتی که از انبیا گرفته شده است. ابراهیم –علی نبیا و آله و علیه السلام- امتحان شد. ما بعضی امتحانات ابراهیم را دیدیم. به ابراهیم گفتند از بین بچه هایت اسماعیل را که دوست داری، باید قربانی کنی. نگفت که بده سرِ اسماعیل را ببرند؛ گفت خودت ببر. بین خودتان و خدای خودتان اگر ببینید امام عصر در خواب (نه بیداری) به شما بگویند که سر فرزندت را بِبُر چه میکنید؟ اولین چیزی که می گوییم این است که حتما این خواب شیطانی بوده است! درست شد؟ ابراهیم سر اسماعیل را می خواست ببرد یا نه؟ هاجر -سلام الله علیها- هم داشت امتحان می داد. خود اسماعیل هم داشت امتحان میداد.

یک امتحان دیگر هم می شناسم؛ مادر موسی خیلی بزرگ است. به او گفتند به بچه ات شیر بده، و او را در نیل بینداز. شما اگر بودید این کار را می کردید؟ چه جور از اولیای خدا امتحان گرفتند؟ اهل بیت فرمودند که هرچه مقام اولیا بالاتر رفت، امتحان آنها سخت تر شد. هرچه بخواهی بالاتر بروی، بدون امتحان دادن نمیشود. و اینکه هرچقدر بخواهی بالاتر بروی، امتحانات سخت تر میشود.

درست شد؟ از یک طرف نمی توانیم بگوییم که خدایا ما نمی خواهیم بالا برویم؛ باید بالا برویم. از طرف دیگر هرچه بالاتر می رویم امتحان ها سخت تر میشود.

پنج دشمن مومن

بدانید پیامبر –صلّی الله علیه و اله- فرمودند در بین ۵دشمن باید امتحان پس بدهید؛

المومنُ بینَ خمسِ شدائدَ  

*مومنٌ یَحسُدُه؛ دوستان مومنی که به او حسادت می کنند، دشمن نیست ها، ولی به او حسادت می کنند. قرآن می گوید داداش های یوسف حسادت بردند به او.  قابیل هم به هابیل حسد برد و او را کشت. حالا شما دوکار باید بکنید: یک اینکه بگویید چه کسی به من حسادت می برد که این مهم نیست. دو اینکه ببینید شما به چه کسی حسادت می ورزید؟ کسی که می خواهی به او حسادت بورزی باید یک تزاحمی با او داشته باشی. مثلا بگویی من با آن کسی که هتل دارد، یا با آنکه نانوایی دارد حسادتی ندارم. خب چون تزاحمی با او نداری. اما اگر کسی شد که تنه اش به تنه شما خورد؛ مثلا همسایه تان شد، مثلا باجناق تان شد یا … آنوقت تزاحم ها و به تبع آن، حسادت ها جلوه می کند. هابیل و قابیل هر دو برادر بودند. این نشان میدهد که خطر حسادت حتی در خانه انسان هم هست.

*منافقٌ یُبغِضُهُ؛ منافقانی که ته دل با او کینه ورزیده اند.

*کافرٌ یُقاتِلُهُ؛ هیچ اعتقاد مشترکی بین اینها وجود ندارد.

*نَفسٌ تُنازِعُهُ؛ دشمن درونی خودش.

*و شیطانٌ یُضِلُّهُ؛ اگر آن سه تای اولی مومن را وِل کنند، این دوتای آخری (نفس اماره و شیطان) همواره در کمین مومن هستند.

چرا فکر میکنیم که در امتحان ها، ما حتما پیروز میشویم؟ نخیر. برادران! ما در مشاوره های آموزشی می گوییم که یکی از چیزهایی که در برنامه ریزی تان حتما برایش جا باز کنید، شکست است. بگویید امکان دارد در این امتحان تجدیدی بیاورم. هیچ عیب ندارد.

والسلام علیکم و رحمه الله

**********

[۱] وَ مَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطئَهُ فَاّزَره فاستَغلَظَ فاستَوی علی سُوقِه یُعجِبُ الزُرّاعَ لِیَغیظَ بِهمُ الکُفّارَ. (فتح-۴۸)

[۲] از شعرای معروف زمان حضرت

همچنین ببینید

شرح مناجات شعبانیه- شیخ سلمان حاجی مرادخانی

شرح مناجات شعبانیه| سخنرانی حجت‌الاسلام شیخ سلمان حاجی مرادخانی در محفل مناجاتی هیئت لبیک مشهد

سومین سالی است که سنّت حسنه‌ی محفل هفتگی مناجات شعبانیه، هم‌زمان با ایام شعبان‌المعظم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *