سرخط خبرها
خانه / مکتوبات / اشعار / شاعرانه هایی برای شیخ شهید | واکنش شاعر انقلابی به شهادت آیت الله النمر

شاعرانه هایی برای شیخ شهید | واکنش شاعر انقلابی به شهادت آیت الله النمر

 

Namar

• شاعر: سید محمد مالدار

• انعکاس در: sobhehonar.ir


در پی اعدام شیخ النمر به‌دست رژیم خبیث آل‌سعود، شاعر انقلاب سید محمد مالدار -طلبه مدرسه علمیه حضرت مهدی(عج)- با سرایش اشعاری به این جنایت واکنش نشان داد.

شهید شیخ نمر باقر النمر

آخرین بت

ابراهیم خلیل الرحمن!
دوباره قیام کن
دوباره فریاد بزن
تبر را روی دوش بت بزرگ بگذار
و از زبان فطرت بت پرستان فریاد بزن
که بت بزرگ هیچ غلطی نمی تواند بکند
ابراهیم!
دوباره برخیز
و به این خورشید پرست ها بگو
که دیگر در مقابل خورشیدشان کرنش نکنند
که زمان غروب خدایشان رسیده
ابراهیم!
خنجرت را بردار
که فصل قربانی کردن اسماعیل است
ودوباره سنگت را محکم بزن
که شیطان ها در کمین تو و اسماعیلت نشسته اند
موسای کلیم!
دوباره عصایت را در دست هایت محکم بگیر
و بدون هیچ ترسی آماده نبرد باش
که این بار ، فرعون کنار ایستاده
و فریبکارانه سحره را به میدان مبارزه با تو فرستاده
محمد پیامبر رحمت!
دوباره بنگر و بشنو
صدای شکستن بت های کعبه را
و شیخ نمر را که روی دوش های تو بالا رفته است
تا بزرگترین بت ها را بشکند
این سعودی ها همان بنی امیه و بنی عباسند
که تشنه خون فرزندان تو اند
و می پندارند که اگر مسیح را به صلیب بکشند
جنگ را برده اند
ولی عروج عیسی
تازه آغاز قیام حواریین است
شیخ ابراهیم!
اما این بار تو تبر برداشته ای
برای شکستن بزرگترین بت
و برای همین است که اسماعیل هایت را می کشند
و خودت در آتش غضب نمرود زمان
با دلی آرام و قلبی مطمئن
شاهد شکسته شدن شکوه نمرودی
آمریکا!
بت بزرگ!
این صدای فرعون ها و نمرودها و مستکبران تاریخ است
که از حنجر نحس تو بیرون می آید
و لاف خدایی می زند
ولی امروز روز شکستن توست
شکستن مجسمه آزادی نه
شکستن بت بزرگ اسارت
ببین و بترس و بمیر
که فرزندان روح الله
از نیجریه و یمن و عربستان
تا سوریه و فلسطین و لبنان
همگی تبر بردوش
مشغول شکستن تو هستند
و هر روز زخمی تازه بر جسم ترک خورده تو دهان باز می کند
و تو کج ایستاده ای تا لحظه افتادن و شکستنت

سید محمد مالدار – دی۹۴


میثم تمار

اسلام ناب ، مکتب بیدار بودن است

اثبات مدعای تو بر دار بودن است

خون تو نیل دشمن تو می شود نمر

این سرنوشت میثم تمار بودن است

سید محمد مالدار – دی۹۴


طلوع سرخ

طناب دار تو مثل عصای موسی شد

و مشت ساحره ها پشت یک دگر وا شد

قسم به اشهد تو ای نمر نمردی تو

طلوع سرخ تو بر روی دار زیبا شد

سید محمد مالدار – دی۹۴


فریاد نی

أحلی من العسل به شهادت چشیدن است

دشمن، به خون خویش به ذلت کشیدن است

دشمن تو را شکست و ندانست ای نمر

فریاد نی همیشه پس از سر بریدن است…

سید محمد مالدار – دی۹۴


طوفان

خون تو باران شد تمام چشم ها را شست

یا مثل آتش شد درخت شرک را سوزاند

خون نمر جاریست در رگ های بیداری

مانند طوفانی بنای کفر را لرزاند

سید محمد مالدار – دی۹۴


بلال گشتی و خواندی اذان بیداری/ مسیح بودی و دادی تو جان بیداری
غروب بودی و با رفتنت نمر، آمد/ ستاره های زمین را زمان بیداری


کعبه ، شده زندانی شرک و تزویر / بر دست منادیان قرآن زنجیر
از پیکر بی سرت نمر فهمیدیم / پیروز شود دوباره خون بر شمشیر


باز هم فتنه ، از اسلام ابوسفیان هاست / پیکر خونی ما زخمی از این شیطان هاست
مرگ بر سردی این فصل غم انگیز که باز / دم به دم در پی ویرانی نخلستان هاست


خورشید وقتی غروب میکند، ستاره ها طلوع میکنند

همچنین ببینید

نامه‌ی فتیه به هیئت امنای خراسان

نامه‌ی مهم تشکّل مردمی فتیه به هیئت امنای موسّسه فرهنگی هنری خراسان

در اعتراض به دعوت وزیر محترم امور خارجه؛ دکتر ظریف در جشن بیست هزارمین شماره‌ی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *